بيست و يكم: در حالات حاج شيخ حسنعلي اصفهاني (معروف به نخودكي)
آقاي نظام التوليه سَر كشيك آستان قدس رضوي نقل كرد كه:
نوبت كشيك من بود. اول شب خادم آستان مباركه (حضرت رضا) به من مراجعه كردند و گفتند به علّت سردي هوا و بارش برف زائري در حرم نيست، اجازه دهيد حرم را ببنديم، من نيز به آنان اجازه دادم. مسئولين، درها را بستند و كليدها را آوردند. مسئول بام حرم مطّهر آمد و گفت: «حاج شيخ حسنعلي اصفهاني از اول شب تاكنون بالاي بام و در پاي گنبد مشغول نماز ميباشند و مدّتي است كه در حال ركوع ديديم، اگر اجازه دهيد به ايشان عرض كنيم كه ميخواهيم درها را ببنديم».
گفتم: «خير، ايشان را به حال خود بگذاريد، و مقداري هيزم در اطاق پشت بام كه مخصوص مستخدمين است بگذاريد كه هرگاه از نماز فارغ شدند استفاده كنند و در بام را نيز ببنديد».
مسئول مربوطه مطابق دستور عمل كرد و همه به منزل رفتيم. آن شب برف بسياري باريد. هنگام سحر كه براي باز كردن درهاي حرم مطّهر آمديم، به خادم بام گفتم برو ببين حاج شيخ در چه حالند. پس از چند دقيقه خادم مزبور بازگشت و گفت: «ايشان همان طور در حال ركوع هستند و پشت ايشان با سطح برف مساوي شده است». معلوم شد كه ايشان از اول شب تا سحر در حال ركوع بودهاند و سرماي شديد آن شب سخت زمستاني را هيچ احساس نكردهاند، نماز ايشان هنگام اذان صبح به پايان رسيد.
- شيخ صدوق از رجاء ابن ابيضحاك كه از طرف مأمون براي بردن امام رضا (ع) از مدينه به مرو ماموريت داشت روايت كرده است كه گفت من از مدينه تا مرو همراه امام بودم. به خدا سوگند كسي را در پرهيزكاري و كثرت ذكر خدا و شدت خوف از حق تعالي مانند او نديدم و جريان عبادت آن جناب در شبانه روز چنان بود كه چون صبح ميشد، نماز صبح را ادا ميكرد و بعد از سلام نماز در مصلاي خود مينشست تسبيح و تحميد و تكبير و تهليل ميگفت و صلوات بر حضرت رسول و اولاد او ميفرستاد تا آفتاب طلوع ميكرد، پس از آن به سجده ميرفت و سجده را چندان طول ميداد تا روز بلند ميشد سپس سر از سجده برميداشت و با مردم حديث ميكرد و تا نزديكي زوال آفتاب آنان را موعظه ميفرمود پس از آن تجديد وضو كرده و به مصلاي خود برميگشت و چون زوال ميشد، برميخاست و شش ركعت نافله اظهر به جا ميآورد و چون فارغ ميشد اذن نماز ميگفت. سپس اقامه نماز ميگفت و تسبيح و تحميد و تكبير بسيار ميگفت.
حضرت در هر شهري كه ده روز اقامت ميكرد روزها روزه ميگرفت و چون شب ميشد. پس از نماز افطار ميكرد و نافله نمازهاي مغرب و نماز شب و شَفع و وَتر و نماز صبح را در حضر و سفر ترك نميكرد اما نوافل نمازهاي چهار ركعتي را (ظهر و عصر و عشا) در سفر ترك ميكرد و بعد از بجا آوردن نمازهاي مزبور سي مرتبه تسبيحات اربعه را ميخواند و ميفرمود اين به جهت تمامي نماز است و هميشه در موقع دعا چه در نماز و يا غير نماز اقتدا ميكرد به رسول الله و اولاد او صلوات زياد فرستادن و قرآن را بسيار تلاوت مينمود و هرگاه به آيهاي كه در آن ذكر بهشت يا دوزخ شده ميرسيد گريه ميكرد و از خدا سؤال بهشت مينمود و از آتش پناه ميجست و هرگاه در قرآن يا ايها الذين آمنوا را قرائت ميكرد آهسته ميگفت «لبيك اللهم لبيك» و در هيچ شهري وارد نميشد مگر اينكه مردم قصد خدمتش مينمودند و از معالم دين خود ميپرسيدند حضرت آنها را جواب ميفرمود و براي آنها احاديث بسياري از پدرانش و علي (ع) و رسول خدا ميگفت ابن ابيضحاك گويد: پس چون آن حضرت را نزد مأمون بردم از من خبر حال او را در بين راه پرسيد و من آنچه از آن جناب مشاهده كرده بودم در اوقات شب و روز و حركت و اقامت به مأمون خبر دادم مأمون گفت بلي يا بن ابي ضحاك، علي بن موسي بهترين اهل زمين و اعلم و اعبد آنهاست ولي اين مطلب را به كسي مگو چون نميخواهم فضل آن جناب ظاهر شود مگر به زبان من و به خدا استعانت ميجويم كه او را بلند كنم و قدرش را رفيع سازم.
بيست و دوم: در حالات ملاّ محمد اشرفي
در حالات مرحوم ملاّ محمد اشرفي كه از شاگردان سيّد العلماست آوردهاند:
«از نيمه شب تا صبح مشغول تضرّع و زاري و مناجات بود، آنقدر بر سر و سينه ميزد كه هنگامي كه صبح ميشد در نهايت ضعف و نقاهت بود به طوري كه هر كه او را ميديد گمان ميبرد تازه از بستر بيماري برخاسته است».
بيست و سوم: در حالات آقا نورالدّين عراقي
شيخ الفقهاء حضرت آيت الله العظمي اراكي در رابطه با مرحوم آقا نورالدّين عراقي و نماز شبهاي ايشان اين داستان را نقل ميفرمايند:
«آقاي نورالدّين مرد عجيبي بود، معروف بود كه نماز شب ايشان ديدني است. شخصي به نام سيّد محمود خوانساري از اهل منبر، طالب شد كه او را ببيند، چون صداي اَلْعَفْو اَلْعَفْو ايشان توي كوچه ميآمد، و مردم از توي كوچه گوش ميگرفتند، اين آقا، خواست كه خود مجلس نماز شب خواندن آقا نورالدّين را ببيند.
شبهاي ماه مبارك رمضان بود و مرحوم آقا نورالدّين از عدّهاي از جمله از آقاي خوانساري براي افطار دعوت كرد، آقا سيّد محمود خودش گفت، وقتي افطار تمام شد و همه رفتند، من نشستم، ديد من بلند نميشوم، به خدمتكارش گفت: «دو تا رختخواب بياور» يك رختخواب خودش داشت، يكي را هم براي من آوردند.
من توي رختخواب كه رفتم نخوابيدم، ميخواستم سحر ايشان را ملاحظه كنم، سحر شد. ديدم كه بلند شد، رفت بيرون وضوء گرفت و آمد مشغول نماز شد. وقتي كه رسيد به «اَلْعَفوْ» ديدم چنان گريه بر او مستولي شد كه چندين دفعه بغض گلويش را گرفت، فكر ميكرد من در خواب هستم».
بيست و چهارم: خاطرهاي از علاّمه طباطبايي
علاّمه سيّد محمد حسين طباطبايي صاحب تفسير شريف الميزان ميفرمايد: «چون به نجف اشرف براي تحصيل مشرّف شدم از نقطه نظر قرابت و خويشاوندي، گاهگاهي به محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا قاضي شرفياب ميشدم، تا اينكه يك روز جلو در مدرسهاي ايستاده بودم كه مرحوم قاضي از آنجا عبور ميكردند، چون به من رسيدند دست خود را روي شانه من گذاردند و گفتند:
«اي فرزند! دنيا ميخواهي نماز شب بخوان، آخرت ميخواهي نماز شب بخوان! اين سخن آنقدر در من اثر كرد كه از آن به بعد تا زماني كه به ايران مراجعت كردم، پنج سال تمام در محضر قاضي روز و شب بسر ميبردم و آني از ادارك فيض ايشان دريغ نميكردم».
عمل نمودن علاّمه به توصيه و سفارش استاد خود مرحوم قاضي و عنايت و توجّه به مسايل عبادي و تهجّد همراه با تفكّر و تعمّق در قرآن، علاّمه را به نقطهاي از اعتلاي معنوي ميرساند كه وقتي دست به قلم ميبرد، چنان آثاري از خود برجاي ميگذارد كه بدون شكّ در نوع خود بينظير است، تفسير الميزان يكي از آن آثار است، كه پي بردن به ارزش آن مستلزم داشتن زمينههاي علمي و تحقيقي لازم و برخورداري از علوم قرآني است.
<-PollItems->
<-PollName->
مسأله 830
اگر با لباسی كه نمیداند كه از حیوان حرام گوشت است نماز بخواند نمازش صحیح است ، ولی اگر فراموش كرده باشد ، بنابر احتیاط واجب باید آن نماز را دوباره بخواند .
شرط پنجم
مسأله 831
پوشیدن لباس طلاباف برای مرد حرام و نماز با آن باطل است ، ولی برای زن در نماز و غیر نماز اشكال ندارد .
مسأله 832
زینت كردن به طلا مثل آویختن زنجیر طلا به سینه و انگشتر طلا بدست كردن و بستن ساعت مچی طلا بدست برای مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است . و احتیاط واجب آنست كه از استعمال عینك طلا هم خودداری كند ، ولی زینت كردن به طلا ، برای زن در نماز و غیر نماز اشكال ندارد .
مسأله 833
اگر مردی نداند یا فراموش كند كه انگشتری یا لباسش از طلا است و با آن نماز بخواند نمازش صحیح است .
شرط ششم
مسأله 834
لباس مرد نمازگزار باید ابریشم خالص نباشد و هم چنین بنابر احتیاط واجب چیزهائی مانند عرقچین و بند شلوار كه به تنهائی ساتر عورتین نیستند در غیر نماز هم پوشیدن آن برای مرد حرام است .
مسأله 835
اگر آستر تمام لباس یا آستر مقداری از آن ابریشم خالص باشد ، پوشیدن آن برای مرد حرام و نماز در آن باطل است .
مسأله 836
لباسی را كه نمیداند از ابریشم خالص است یا جیز دیگر ، پوشیدن آن اشكال ندارد ، و نماز با آن صحیح است .
مسأله 837
دستمال ابریشمی و مانند آن اگر در جیب مرد باشد اشكال ندارد و نماز را باطل نمیكند .
مسأله 838
پوشیدن لباس ابریشمی برای زن در نماز و غیر نماز اشكال ندارد .
مسأله 839
پوشیدن لباس غصبی و ابریشمی خالص و طلاباف و لباسی كه از مردار تهیه شده در حال ناچاری مانعی ندارد . و نیز كسی كه ناچار است لباس بپوشد ولباس دیگری غیر از اینها ندارد و تا آخر وقت هم ناچاری او از بین نمیرود ، میتواند با این لباسها نماز بخواند .
مسأله 840
اگر غیر از لباس غصبی و لباسی كه از مردار تهیه شده لباس دیگری ندارد و ناچار نیست لباس بپوشد ، باید به دستوری كه برای برهنگان گفته شد نماز بخواند .
مسأله 841
اگر غیر از لباسی كه از حیوان حرام گوشت تهیه شده لباس دیگری ندارد ، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار باشد ، میتواند با همان لباس نماز بخواند . واگر ناچار نباشد ، باید به دستوری كه برای برهنگان گفته شد نماز را بجا آورد و بنا بر احتیاط واجب یك نماز دیگر هم با همان لباس بخواند .
مسأله 842
اگر مرد غیر از لباس ابریشمی خالص یا طلا باف ، لباس دیگری نداشته باشد ، چنانچه در پوشیدن لباس ناچار نباشد ، باید به دستوری كه برای برهنگان گفته شد نماز بخواند .
مسأله 843
اگر چیزی ندارد كه در نماز عورت خود را با آن بپوشاند ، واجب است اگر چه به كرایه یا خریداری باشد ، تهیه نماید . ولی اگر تهیه آن به قدری پول لازم دارد كه نسبت به دارائی او زیاد است ، یا طوریست كه اگر پول را به مصرف لباس برساند ، بحال او ضرر دارد ، باید به دستوری كه برای برهنگان گفته شد نماز بخواند .
مسأله 844
كسی كه لباس ندارد اگر دیگری لباس به او ببخشد یا عاریه دهد ، چنانچه قبول كردن آن برای او مشقت نداشته باشد ، باید قبول كند بلكه اگر عاریه كردن یا طلب بخشش برای او سخت نیست ، باید از كسی كه لباس دارد ، طلب بخشش یا عاریه نماید .
مسأله 845
بنابر احتیاط واجب باید انسان از پوشیدن لباس شهرت كه پارچه یا رنگ یا دوخت آن برای كسی كه میخواهد آن را بپوشد معمول نیست ، خودداری كند ، ولی اگر با آن لباس نماز بخواند اشكال ندارد .
مسأله 846
احتیاط واجب آن است كه مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد ولی اگر با آن لباس نماز بخواند اشكال ندارد
مسأله 847
كسی كه باید خوابیده نماز بخواند ، اگر برهنه باشد و لحاف یا تشك او نجس یا ابریشم خالص یا از اجزاء حیوان حرام گوشت باشد ، احتیاط واجب آنست كه در نماز خود را با آنها نپوشاند .
مواردیكه لازم نیست بدن و لباس نمازگزار پاك باشد
مسأله 848
در سه صورت كه تفصیل آنها بعدا گفته میشود ، اگر بدن یا لباس نمازگزار نجس باشد ، نماز او صحیح است : اول آن كه بواسطه زخم یا جراحت یا دملی كه در بدن او است لباس یا بدنش به خون آلوده شده باشد . دوم آن كه بدن یا لباس او به مقدار كمتر از درهم ( كه تقریبا به اندازه یك اشرفی میشود ) به خون آلوده باشد . سوم آن كه ناچار باشد با بدن یا لباس نجس نماز بخواند ، ودر دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد ، نماز او صحیح است . اول آن كه لباسهای كوچك او مانند جوراب و عرقچین نجس باشد ، دوم آن كه لباس زنی كه پرستار بچه است نجس شده باشد و احكام این پنج صورت مفصلا در مسائل بعد گفته میشود .
مسأله 849
اگر در بدن یا لباس نمازگزار ، خون زخم یا جراحت یا دمل باشد ، چنانچه طوری است كه آب كشیدن بدن یا لباس یا عوض كردن لباس برای بیشتر مردم یا برای خصوص او سخت است ، تا وقتیكه زخم یا جراحت یا دمل خوب نشده است ، میتواند با آن خون نماز بخواند و همچنین است اگر چركی كه با خون بیرون آمده یا دوائی كه روی زخم گذاشتهاند و نجس شده ، در بدن یا لباس او باشد .
<-PollItems->
<-PollName->
امام راحل در سال 1312شمسی که عازم سفرحج بودند در بیروت نامه محبت آمیز برای همسر با وفای خویش نوشتند که نشانگر علاقه وافر ایشان به همسرش ، مرحومه ثقفی ، است .
تصدقت شوم ، الهی قربانت بروم ، در این مدت که متبلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است . عزیزم ، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. حال من با هر شدتی که باشد ، می گذرد، ولی به حمدالله تا کنون هرچه پیش آمد ، خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم1. حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوشی دارد . صدحیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد. در هر حال امشب شب دوم است که منتظر کشتی هستیم . از قرار معلوم و معروف ، یک کشتی فردا حرکت می کند ، ولی ماهاکه قدری دیر رسیدیم ، باید منتظر کشتی دیگری باشیم. عجالتا تکلیف معلوم نیست . امید است خداوند به عزت اجداد طاهرینم ، همه حجاج را موفق کند به اتمام عمل . از این حیث قدری نگران هستم ، ولی از حیث مزاج بحمدالله به سلامت ، بلکه مزاجم بحمدالله مستقیم تر و بهتر است . خیلی سفرخوبی است ، جای شما خیلی خیلی خالی است . دلم برای پسرت ]سیدمصطفی[ قدری تنگ شده است . امیداست که هردو 2 به سلامت و سعادت در تحت مراقبت آن عزیز و محافظت خدای متعال باشند. اگر به آقا] پدر همسرامام [ و خانم ها ] مادر و مادر بزرگ همسر امام [ کاغذی نوشتید، سلام مرا برسانید . من از قبل همه نایب الزاریاره هستم . به خانم شمس آفاق] خواهرهمسر امام [ سلام برسانید و به توسط ایشان به آقای دکتر ]علوی [ سلام برسانید. صفحه مقابل را به آقای شیخ عبدالحسین بگویید برسانند.
ایم عمر و عزت مستدام . تصدقت . قربانت
روح الله
1- (برای عزیمت با کشتی به عربستان، به منظور انجام اعمال حج)
2- (اشاره به آقا مصطفی و فرزند دیگرشان که در آن زمان هنوز به دنیا نیامده بود و چند روز پس از نگارش این نامه در زمانی که امام در سفر حج بودند ، متولد شد و او را علی نام گذاردند. وی در کودکی براثر بیماری در گذشت)
برگرفته ازنشریه پیوند آذرماه 1388
<-PollItems->
<-PollName->
مسأله 810
هر گاه یقین كند خونی كه در بدن یا لباس او است خون نجسی است كه نماز با آن صحیح است ، مثلا یقین كند خون زخم و دمل است ، اگر چنانچه بعد از نماز بفهمد خونی بوده كه نماز با آن باطل است نمازش صحیح است .
مسأله 811
اگر نجس بودن چیزی را فراموش كند و بدن یا لباسش با رطوبت به آن برسد ودر حال فراموشی نماز بخواند و بعد از نماز یادش بیاید ، نماز او صحیح است . ولی اگر بدنش با رطوبت به چیزی كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و بدون این كه خود را آب بكشد ، غسل كند و نماز بخواند ، غسل و نمازش باطل است . و نیز اگر جائی از اعضاء وضو با رطوبت به چیزی كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و پیش از آن كه آنجا را آب بكشد ، وضو بگیرد و نماز بخواند ، وضو و نمازش باطل میباشد .
مسأله 812
كسی كه یك لباس دارد ، اگر بدن و لباسش نجس شود و باندازه آب كشیدن یكی از آنها آب داشته باشد ، چنانچه بتواند لباسش را بیرون آورد ، باید بدن را آب بكشد و نماز را به دستوری كه برای برهنگان گفته شد بجا آورد و اگر بواسطه سرما یا عذر دیگر نتواند لباس را بیرون آورد ، در صورتیكه نجاست هر دو مساوی باشد مثلا هر دو بول یا خون باشد یا نجاست بدن شدیدتر باشد مثلا نجاستش بول باشد كه باید دو مرتبه آن را آب كشید ، احتیاط واجب آن است كه بدن را آب بكشد ، و اگر نجاست لباس بیشتر یا شدیدتر باشد هر كدام از بدن یا لباس را بخواهد میتواند آب بكشد .
مسأله 813
كسی كه غیر از لباس نجس ، لباس دیگری ندارد و وقت تنگ است یا احتمال نمیدهد كه لباس پاك پیدا كند ، باید نماز را به دستوری كه برای برهنگان گفته شد بجا آورد .
مسأله 814
كسی كه دو لباس دارد ، اگر بداند یكی از آنها نجس است و نتواند آنها را آب بكشد و نداند كدام یك آنهاست ، چنانچه وقت دارد باید با هر دو لباس نماز بخواند . مثلا اگر میخواهد نماز ظهر و عصر بخواند باید با هر كدام یك نماز ظهر و یك نماز عصر بخواند ولی اگر وقت تنگ است ، باید نماز را به دستوری كه برای برهنگان گفته شد بجا آورد ، و به احتیاط واجب آن نماز را با لباس پاك قضا نماید .
شرط دوم
مسأله 815
لباس نمازگزار باید مباح باشد وكسی كه میداند پوشیدن لباس غصبی حرام است ، اگر عمدا در لباس غصبی نماز بخواند باطل است و هم چنین در لباسی كه نخ یا دگمه یا چیز دیگر آن غصبی است نماز بخواند ، بنابر احتیاط واجب باید آن نماز را دوباره با لباس غیر غصبی بخواند .
مسأله 816
كسی كه میداند پوشیدن لباس غصبی حرام است ، ولی نمیداند نماز را باطل میكند ، اگر عمدا با لباس غصبی نماز بخواند باید آن نماز را با لباس غیر غصبی بخواند .
مسأله 817
اگر نداند یا فراموش كند كه لباس او غصبی است ولی اگر خودش آن لباس را غصب كرده باشد و با آن نماز بخواند بنابر احتیاط واجب باید دوباره آن نماز را بخواند .
مسأله 818
اگر نداند یا فراموش كند كه لباس او غصبی است و در بین نماز بفهمد ، چنانچه چیز دیگری عورت او را پوشانده است ومیتواند فورا یا بدون این كه موالات یعنی پیدرپی بودن نماز بهم بخورد ، لباس غصبی را بیرون آورد ، باید آن را بیرون آورد و نمازش صحیح است و اگر چیز دیگر عورت او را نپوشانده یا نمیتواند لباس غصبی را فورا بیرون آورد ، یا اگر بیرون آورد پی در پی بودن نماز بهم میخورد در صورتی كه به تعداد یك ركعت هم وقت داشته باشد باید نماز را بشكند و با لباس غیر غصبی نماز بخواند و اگر به این مقدار وقت ندارد ، باید در حال نماز لباس را بیرون آورد وبه دستور نماز برهنگان نماز را تمام نماید .
مسأله 819
اگر كسی برای حفظ جانش با لباس غصبی نماز بخواند ، یا مثلا برای این كه دزد لباس غصبی را نبرد با آن نماز بخواند ، نمازش صحیح است .
مسأله 820
اگر با عین پولی كه خمس یا زكات آن را نداده لباس بخرد ، نماز خواندن در آن لباس باطل است وبه احتیاط واجب همچنین است اگر به ذمه بخرد و در موقع معامله قصدش این باشد كه از پولی كه خمس یا زكاتش را نداده بدهد .
شرط سوم
مسأله 821
لباس نمازگزار باید از اجزاء حیوان مردهای كه خون جهنده دارد ، یعنی حیوانی كه اگر رگش را ببرند خون از آن جستن میكند ، نباشد . بلكه اگر از حیوان مردهای كه مانند ماهی و مار ، خون جهنده ندارد لباس تهیه كند ، احتیاط واجب آن است كه با آن نماز نخواند .
مسأله 822
باید چیزی از مردار مانند گوشت و پوست آن كه روح داشته بنابر احتیاط واجب همراه نمازگزار نباشد گرچه لباس او هم نباشد .
مسأله 823
اگر چیزی از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم كه روح ندارد همراه نمازگزار باشد ، یا با لباسی كه از آنها تهیه كردهاند ، نماز بخواند نمازش صحیح است.
شرط چهارم
مسأله 824
لباس نمازگزار باید از حیوان حرام گوشت نباشد واگر موئی از آن هم همراه نمازگزار باشد ، نماز او باطل است .
مسأله 825
اگر آب دهان یا بینی یا رطوبت دیگری از حیوان حرام گوشت مانند گربه بر بدن یا لباس نمازگزار باشد ، چنانچه تر باشد نماز باطل و اگر خشك شده و عین آن بر طرف شده باشد ، نماز صحیح است .
مسأله 826
اگر مو و عرق و آب دهان كسی بر بدن یا لباس نمازگزار باشد اشكال ندارد .
لباس نمازگزار
و همچنین است اگر مروارید و موم و عسل همراه او باشد .
مسأله 827
اگر شك داشته باشد كه لباسی از حیوان حلال گوشت است یا حرام گوشت ، چه در داخله تهیه شده باشد چه در خارجه ، نماز با آن خواندن مانعی ندارد .
مسأله 828
اگر انسان احتمال دهد تكمه صدفی و مانند آن از حیوان است نماز خواندن با آن مانعی ندارد و اگر بداند صدف است و احتمال بدهد صدف گوشت نداشته باشد نماز خواندن با آن مانع ندارد .
مسأله 829
با پوست سنجاب و خز نماز خواندن اشكال ندارد .
<-PollItems->
<-PollName->
شانزدهم: تسبيح در و ديوار همراه با عراف وارسته ملاّ محمد كاشي
در شرح حال آخوند ملاّ محمد كاشي، (استاد آقا نجفي قوچاني و حاج رحيم ارباب اصفهاني و بسياري ديگر از اعاظم) آوردهاند:
«هر نيم شب، نمازي چنان به سوز و گداز ميخواند و بدنش به لرزه ميافتاد كه از بيرون حجره، صداي حركت استخوانهايش احساس ميشد!!.
روزي پس از ختم درس، يكي از طلاّب به درس آن بزرگوار آمد و گفت: «آقا اين شيخ ميگويد كه ديشب به وقت سحر ديدم كه از دَر و ديوار مدرسه صداي «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبٌّنا وَرَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوح».
برميآيد! آخوند فرمود:
«اينكه در و ديوار به ذكر من متذكّر ميباشند، امري نيست، مهمّ آنست كه او از كجا محرم راز گشته است».
هفدهم: دعاي پدري بزرگ در حق پسر در هنگام
صاحب (مرآت الاحوال) مينويسد: «از بعضي ثقات شنيدم كه آخوند ملاّ محمد تقي مجلسي نقل كرده كه:
شب از شبها بعد از نماز و تهجّد و گريه و زاري به درگاه قادر متعال، خود را به حالتي ديدم كه دانستم هر چه بخواهم عنايت ميفرمايد و در انديشه بودم كه چه بخواهم؟ دنيوي يا اخروي؟ كه ناگاه صداي گريه محمد باقر از گهواره بلند شد، من گفتم: الاهي به حق محمد و آل محمد (ص) اين طفل را مروّج دين و ناشر احكام سيّد المرسلين گردان و موفّق كن او را به توفيقات بينهايت خود».
هيجدهم: ميرزا سليمان تنكابني
صاحب كتاب قصص العلماء درباره پدرش مرحوم ميرزا سليمان تنكابني كه از شاگردان حكيم بزرگ، آخوند ملاّ علي نوري است، مينويسد:
«پدرم، مواظب نماز اول وقت و نوافل وارده بود و هر روز يك جزء از قرآن را تلاوت ميكرد و هر روز صبح سوره يس و صد مرتبه ذكر «لا اِلهَ اِلاِّ اللهُ الملكُ الحَقُّ المُبينْ» و برخي اوراد و اذكار ديگر را قرائت ميكرد و سوره واقعه را در قنوت نماز (نافله عشاء) ميخواند و نماز شبش هيچ وقت ترك نشد.
شبي، هنگام سحر از خواب بيدار شدم، ديدم پدرم نشسته است و به شدّت گريه ميكند. بعد از پايان گريهاش، سئوال كردم علّت گريه چيست؟
فرمود: «در قنوت نماز وتر، مناجات (خمس عشره) را ميخواندم و ميگريستم، ناگاه شنيدم كه از سقف اتقاق، آوازي برآمد كه: «ايُّها العالم العالم ... ».
مرحوم والد، بيش از اين سخني نفرمود و دنباله صدايي را كه شنيده بود اظهار نكرد، سپس فرمود: «وقتي آن آواز را شنيدم، چنان گريه بر من غالب شد كه نتوانستم نماز را تمام كنم، بياختيار نشستم و گريستم. و تا من زنده هستم، راضي نيستم اين راز را به كسي بگوييد».
نوزدهم: مقامات مقدّس اردبيلي از بركت نماز شب
مقدّس اردبيلي (اَعَلي الله مَقامَه) كه مكرّر خدمت حضرت حجّة (ع) مشرف شد، كارش به جايي رسيده بود كه بر سر قبر حضرت امير (ع) با آقا حرف ميزد است از خودش نقل شده كه سبب رسيدن من به اين درجات آن بود كه در ابتداي تحصيل با طلبهاي هم حجره بودم و با او عهد بستم كه هر چه براي ما پيش آيد به كسي نگويد. بلاخره وقتي پيش آمد كه هيچ نداشتم، بدنم در اثر فقر و گرسنگي خيلي ضعيف شده بود و به واسطه عهدي كه كرده بودم با كسي صحبت نميكرد.
روزي يك نفر به مدرسه آمد و در غياب من علّت ضعف را از رفيقم پرسيده بود، او نخست نگفت. بعد كه او را قسم ميدهد حقيقتش را ميگويد كه از شدّت فقر و گرسنگي، من و رفيقم اين طور ضعيف شدهايم.
آن شخص فوراً ميرود طعام ميآورد و كيسه پولي هم براي هر دو نفر ميآورد. وقتي كه ملاّ احمد (مقدّس اردبيلي) ميآيد به رفيقش اعتراض ميكند كه چرا گفتي مگر نه ما عهد كرده بوديم. خلاصه غذا را با هم ميخوردند و پول را هم نصف مينمايند. مقدّس اردبيلي شب ميخوابد نيمههاي شب بيدار ميشود ميبيند محتلم گرديده به سوي حمّام ميآيد تا غسل نمايد. حمامي در را از داخل بسته بود. مقدّس اردبيلي اصرار كرد حمامي در را باز نكرد گفت دو برابر پول، گفت باز نميكنم، گفت سه برابر ...
خلاصه حاضر شد تمام پولهايي كه روز گذشته به دستش آمده بود بدهد تا حمامي در را باز كند و مقدّس اردبيلي غسل بكند تا نماز شبش از او فوت نگردد.
از همان شب خداوند اَلطاف خاصّي به او فرمود كه نتيجهاش همين بروز كرامات از اوست.
بيستم: نمازهاي ملاّ هادي سبزواري
حاج ملاّ هادي سبزواري در تمام عمر، يك سوم آخر شب را بيدار و به راز و نياز و خواندن دعاي جوشن كبير و نماز شب سرگرم بود و با ناله و گريه و مناجاتهاي نيمه شب خانواده وي كه در حجرههاي بالا خانه در خواب بودند از خواب بيدار ميگشتند و صداي حكيم را ميشنيدند و در تمام مدّت تدريس ممكن نشد كه بانگ مؤذّن بلند شود و ايشان درسي را قطع ننموده و به بيانات خود پايان ندهند. و صدايشان به اذان بلند نشود.
<-PollItems->
<-PollName->
نمازهايي كه بايد به ترتيب خوانده شود
س 89_ نمازهاي يوميه را به چه ترتيبي بايد خواند؟
ج_ انسان بايد نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشاء را بعد از نماز مغرب بخواند.
س 90_ اگر عمداًًًً نماز عصر را پيش نماز ظهر و نماز عشاء را پيش از نماز مغرب بخواند.حكم نمازش چه مي شود؟
ج_ باطل است.
س 91_ اگر به نيت نماز ظهر، مشغول نماز شود و در بين نماز يادش بيايد نماز ظهر را خوانده است، آيا مي تواند نيت نماز به عصر برگرداند؟
ج_ نمي تواند نيت را به نماز عصر برگرداند.
س 92_ در صورت فوق چه تكليفي دارد؟
ج_ بايد نماز را بشكند و نماز عصر را بخواند و همچنين است نسبت به نماز مغرب و عشاء.
س 93_ اگر در بين نماز عصر يقين كند، نماز ظهر را نخوانده، چه وظيفه اي دارد؟
ج_ بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند.
س 94_ چنانچه يادش بيايد نماز ظهر را خوانده بوده، چه وظيفه اي دارد؟
ج_ بايد نيت را به نماز عصر برگرداند و نماز او صحيح است.
س 95_ در چه صورتي نماز او صحيح نيست؟
ج_ [در صورتي كه] تعدادي از نماز را به نحو تقييد به نيت ظهر خوانده باشد.
س 96_ اگر در بين عصر شك كند نماز ظهر يا نه، چه وظيفه اي دارد؟
ج_ بايد نيت را به نماز ظهر برگرداند و نماز عصر را بعد از آن بجا آورد.
س 97_ اگر وقت به قدري كم است كه بعد از تمام شدن نماز، مغرب مي شود چه تكليفي بر عهده اوست؟
ج_ بايد به نيت نماز عصر، نماز را تمام نمايد و بنا بر احتياط نماز ظهر را در خارج وقت قضا كند.
س 98_ اگر در نماز عشا پيش از ركوع ركعت چهارم شك كند، نماز مغرب را خوانده يا نه چه وظيفه اي دارد؟
ج_ چنانچه وقت به قدري كم است كه بعد از تمام شدن نماز،نصف شب مي شود بايد به نيت عشاء نماز را تمام كند.
س 99_ اگر بيشتر وقت داشت، چه وظيفه اي دارد؟
ج_ اگر بيشتر وقت دارد بايد نيت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را سه ركعت كند. سپس نماز عشا را بخواند.
س 100_ اگر در نماز عشاء بعد از رسيدن به ركوع ركعت چهارم شك كند نماز مغرب را خوانده يا نه، چه تكليفي دارد؟
ج_ بايد نماز عشاء را تمام كند، سپس نماز مغرب را بخواند.
س 101_ اگر انسان نمازي را كه خوانده، احتياطاً دوباره بخواند و در بين نماز يادش بيايد، نمازي را كه بايد پيش از آن بخواند، نخوانده است آيا مي تواند نيت را به آن نماز برگرداند؟
ج_ نمي تواند نيت را به آن نماز برگرداند، مثلاًًًًً موقعي كه نماز عصر را احتياطاً مي خواند اگر يادش بيايد نماز ظهر را نخوانده است، نمي تواند نيت را به نماز ظهر برگرداند.
س 102_ آيا برگرداندن نيت از نماز قضا به ادا جايز است؟
ج_ [خير ] جايز نيست.
س 103_ آيا برگرداندن نيت از نماز مستحب به نماز واجب صحيح است؟
ج_ جايز نيست.
س 104_ آيا مي توان نيت را از نماز ادا به نماز قضا برگرداند؟
ج_ [بله]، اگر وقت نماز ادا وسعت داشته باشد، انسان مي تواند در صورت امكان در بين نماز، نيت را به نماز قضا برگرداند.مثلاًًًًً اگر مشغول نماز ظهر است، در صورتي مي تواند نيت را به قضاي نماز صبح برگرداند كه داخل ركعت سوم نشده باشد.
<-PollItems->
<-PollName->
نماز شب از منظر ائمه معصومين (عليهم السلام)
حضرت صادق (ع) فرمودند: شرافت مؤمن در نماز شب خواندن و عزّت مؤمن در اين است كه متعرض اعراض مردم چيزهايي كه مردم عنايت به پنهان ماندن آن دارند، نشود، به اين معنا كه تفحص در امور مردم نداشته باشد و غيبت آنان را نكند.
و نيز حضرت صادق (ع) فرمودند: «مال دنيا و فرزندان، زينت زندگي اين دنيا و نماز شب، زينت آخرت است».
اسحق بن عمار ضمن روايتی از امام صادق (ع) نقل ميکند که ايشان از پدران بزرگوار و آنان از رسول خدا (ص) نقل ميکنند که فرمود: خدای تعالی به بندهای که نماز شب را در روز قضا بکند مباهات ميکند و ميفرمايد: ای فرشتگان من، اين بنده من چيزی را که به او واجب نکردهام قضا ميکند گواه باشيد که من او را آمرزيدم».
اگر مردم ميدانستند كه (در اثر نخواندن نماز شب) چهار ثواب بزرگ و پاداش هميشگی را از دست دادهاند، گريههايشان بر از دست دادنش طولاني ميشد.
امام صادق (ع) به سليمان ديلمى فرمود:
اى سليمان! نماز شب را ترك نكن، همانا زيانكار كسى است كه از نماز شب محروم بماند.
امام صادق(ع) فرمود: «نَوْمَة ُالغَداةِ مَشُومَةٌ، تَطْرُدُ الرِّزْقَ وَ تُصَفِّرُ اللَّوْنَ وَ تَقْبحُهُ وُ تُغَيِّرُهُ، وَ هُوَ نَومُ كُلِّ مَشُومٍ، اِنَّ اللهَ تَباركَ وَ تَعالي يَقَسِّمُ الاَرْزاقَ ما بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ اِلي طُلُوعِ الشَّمْسِ فَاِيّاكُمْ وَ تِلْكَ النَومَة َ».
خواب صبح و بين الطّلوعين ضررهاي ذيل را دارد:
خواب نَحْس و نامباركي است؛ رزق را دور ميكند؛ رنگ را زرد و زشت كرده و چهره را تغيير ميدهد و آن خواب هر بدخويي است.
به راستي كه خداوند سبحان رزقهاي بندگان را بين طلوع فجر [ اوّل وقت نماز صبح] تا طلوع خورشيد تقسيم ميكند؛ پس از چنين خوابي جدّاً بپرهيزيد.
«عن حمران بن اعين عن ابي عبدالله قال: كان علي بن الحسين قاعداً في بيته اذ قرع قوم عليهم الباب فقال يا جارية انظري من بالباب؟ فقالوا قوم من شيعتك فوثب عجلان حتي كاد ان يقع فلما فتح الباب و نظر الهيم رجع و قال كذبوا فاين السمت في الوجوه؟ اين اثر العبادة؟ اين سيماء السجود؟ انما شيعتنا يعرفون بعبادتهم و شعثهم قد قرحت العبادة منهم الاناف و دثرت الجباه والمساجد خمص البطون ذبل الشفاه قد هيجت العبادة وجوههم و اخلق سهر الليالي وقطع الهواجر جثثهم المسبحون اذا سكت الناس و المصلون إذا نام الناس و المحزونون اذا فرح الناس يعرفون بالزهد كلامهم الرحمة و تشاغلهم بالجنة».
حمران بن اعين روايت ميكند:
ابو عبدالله امام صادق (ع) فرمود: امام سجاد در خانه خود نشسته بود كه در زدند امام به كنيز خود فرمود ببين چه كسي در ميزند آنها (كه پشت در بودند) گفتند ما از شيعيان شما هستيم امام (از خوشحالي) چنان با عجله برخاست كه نزديك بود به زمين بيفتد وقتي امام در را باز كرد و به آنها نگاه كرد برگشت و فرمود آنها شيعه نيستند و دروغ ميگويند نشانه (بندگي در) سيمايشان كجا است؟ اثر عبادت كجا است؟ نشاني سجود كجاست؟ شيعيان ما به عبادت و به ظاهرشان شناخته ميشوند عبادت بيني آنها را (كه بسيار به خاك ساييده شده) زخم كرده پيشاني و جاي سجده آنها پينه بسته است. آنها از روزه بسيار لاغرند و لبهايشان (از ذكر فراوان) خشكيده است.
عبادت، چهرههايشان را دگرگون كرده و شب بيداري، جواني را از آنها گرفته است. و روزه گرفتن در روزهاي گرم، بدنشان را تكيده كرده است. آنها هنگامي كه مردم خاموشند تسبيح خدا را ميگويند و وقتي مردم در خوابند نماز ميگزارند؛ و زماني كه مردم (به خاطر غفلت) شادمانند (از خوف خدا) اندوهناكند. آنها را ديگران به زهد (دلبستگي به دنيا نداشتن) ميشناسند سخن آنها رحمت است. و آنان براي بهشت در كار و تلاشند.
امام صادق (ع) ميفرمايد: «ليس من شيعتنا من لم يصل صلاة الليل».
كسي كه نماز شب نخواند شيعه كامل نيست.
امام صادق (ع) ميفرمايد: «عن ابي بصير قال: قال الصادق uشيعتنا اهل الورع و الاجتهاد و اهل الوفا و الامانة و اهل الزهد و العبادة و اصحاب احدي و خمسين ركعة في اليوم و الليلة والقائمون بالليل الصائمون بالنهار يزكون اموالهم و يحجون البيت و يجتنبون كل محرم».
ابو بصير ميگويد: امام صادق (ع) فرمود شيعيان ما پارسا، كوشا در پرستش خدا، وفادار، امانتدار، زاهد و عابدند آنها در شبانه روز پنجاه و يك ركعت نماز (واجب و مستحب) ميگزارند و نماز شب ميخوانند و روزه ميگيرند و زكات اموال خود را ميدهند و حج ميگزارند و از هر حرامي دوري ميكنند».
حضرت رضا (ع) فرمود: «بدانيد كه نمازهاي نافله به خاطر تفاوت مردم در توانشان تشريع شده است؛ زيرا برخي از برخي، قويترند، نمازهاي واجب براي پايين ترين سطح وضع شده، سپس مستحبات در پي آن آمده است تا قوي و ضعيف در حد توانشان عمل نمايند، بنابراين هيچ كس فراتر از توانش مكلّف نشده است ... همچنين است روزه و حج و براي هر واجبي، مستحبي بدين معنا وجود دارد.
حضرت رضا (ع) فرمود: «حَسِّنُوا نَوافِلَكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّها هَدِيَّةٌ إِلَي اللهِ عَزَّوَجَلَّ».
نمازهاي نافله را زيبا ادا كنيد و آگاه باشيد كه آنها هديهاي به پيشگاه خداي بزرگ است.
<-PollItems->
<-PollName->
نماز شب از منظر ائمه معصومين (عليهم السلام)
از رسول خدا (ص) نقل شده است:
«أشرف اُمَّتي حملةُ الْقرانِ و اصْحاب اللَّيلِ».
بزرگان و اشراف امّت من دو گروهاند: حاملان (حافظان) قرآن، و شب زندهداران.
مهمترين نكتهاي كه بايستيكه به آن توجه زيادي داشته باشيد اين است كه اعمال مستحبه و نوافل در صورتي مفيد و مؤثر است كه استمرار و تداوم داشته باشد، چنانكه در احاديث آمده است: هر عمل نيكي را كه شروع ميكنيد حداقل آن را تا يك سال ادامه دهيد كه تأثير عمل در تداوم آن است.
در حديثي از پيامبر (ص) آمده است كه: دو ركعت نماز در دل شب پيش من از دنيا و آنچه در آن است محبوتر است.
همچنين رسول خدا (ص) فرمود:
«نزد من دو ركعت نماز در دل شب از دنيا و آنچه در اوست، بهتر است».
نيز آن بزرگوار فرمود: «خداوند، ابراهيم را دوست نگرفت، مگر به خاطر خوراندن طعام (به مردم) و خواندن نماز در شب، درحالي كه مردم در خواب بودند».
ما نميدانيم كه اين دوستي كه خداوند آن را به ابراهيم داده است، چه مقام با عظمتي است. تمام بهشتها را اگر به ابراهيم خليل بدهند، در آن نظر نكند. نعمتهاي آن عالم را با اين جهان مقايسه نكن، و بدان كه اهميت پاداش نمازگزاران در دل شب را خداوند ميداند؛ اما افسوس كه ايمان ما سست است؛ والا چگونه شب را تا صبح به غفلت سپري ميكرديم.
آن حضرت در جايى مىفرمايند: آنقدر جبرئيل مرا سفارش به نماز شب كرد كه گويا نيكويان امتم شب نمىخوابند. دو ركعت نماز در شب را بر همه دنيا ترجيح مىدهم.
و نيز فرمود: شريفترين امت من اهل قرآن و شب زنده دارند.
و در حديت ديگري آمده است كه: «شرف المؤمن صلاته بالليل».
شرف مؤمن به نماز شب اوست.
در حديثي آمده است: «كذب من زعم انه يحبنى فاذا جنه الليل نام عنى،اليس كل محب يحب خلوة حبيبه؟» دروغ ميگويد آنكه مدعى محبت من است، ولى وقتى شب او را فرا ميرسد، مىخوابد،آيا مگر نه اينكه هر عاشقى، خلوت با معشوقش را دوست دارد؟...
تفسير نمونه جلد 12 صفحه 230 آمده است كه: «اى محمد هر چه مىخواهى عمر كن اما بدان كه سرانجام خواهى مرد، و به هر چه مىخواهى دل ببند اما بدان سرانجام از آن جدا خواهى شد، و هر عملى مىخواهى انجام ده ولى بدان سرانجام، عملت را خواهى ديد، و نيز بدان كه شرف مؤمن نماز شب او است، و عزتش خود دارى از ريختن آبروى مردم است».
اين اندرزهاى ملكوتى جبرئيل كه همه حساب شده است نشان ميدهد كه نماز شب آنچنان شخصيت و تربيت و روحانيت و ايمانى به انسان ميدهد كه مايه شرف و آبروى او است همانگونه كه ترك مزاحمت نسبت به مردم، سبب عزت خواهد شد.
روزي رسول اكرم (ص) به يكي از اصحابش فرمود: اگر مايلي راههاي خير را به تو نشان بدهم. سپس فرمود: «... قيام الرّجل في جوف اللّيل يبتغي وجه الله».
(يكي از راهها) برخاستن مرد در دل شب در پي يافتن رضاي خداست.
حضرت على (ع) فرمود: هرگاه رسول خدا (ص) براى نماز شب بر مىخاست، نخست مسواك مىكرد، سپس به آسمان مىنگريست و اين آيات را زمزمه مىكرد: «إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لاَياتٍ لاُِوْلِى الاَْلْبابِ ...».
مسلّماً در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و رفتِ شب و روز، نشانههاى (روشنى) براى خرمندان است.
حضرت علي (ع) هم در وصف شب زنده داران فرموده است: شب زنده داري خواب را از چشم او ربوده و به اميد ثواب ...
پرهيزكاران در شب بپا ايستاده مشغول نمازند. قرآن را جزء جزء و با تفكر و انديشه ميخوانند و با قرآن جان خود را محزون و داروي درد خويش را مييابند... بكوشيد در دل شبها با شب زنده داري و ...
كجايند ياران شهيدي كه رنگ صورتشان از شب زندهداري زرد شده بود ... اي نوف! همانا داوود پيامبر در چنين ساعتي از شب بر ميخاست و ...
امام صادق (ع) فرمود: «ازجمله سفارشهاي پيامبر (ص) به علي (ع) اين بود كه اي علي! تو را به صفاتي در خودت سفارش ميكنم؛ پس آنها را حفظ كن. سپس گفت: «خداوندا! او را ياري نما! تا اين كه فرمود: بر تو باد نماز شب! برتو باد نماز شب! بر تو باد نماز شب».
حضرت علي (ع) به پسر عمران ميفرمايد: اي پسر عمران، دروغ ميگويد آن كسي كه گمان ميكند مرا دوست دارد در حاليكه چون شب فرا ميرسد از من چشم ميپوشد و به خواب ميرود! آيا نه مگر چنين است كه هر عاشقي خلوت با معشوقش را دوست ميدارد؟
هان اي پسر عمران، اين منم كه بر دوستانم مطّلعم؛ چون شب آنان را فرا گيرد چشم دلشان را دگرگون ميسازم (كه جز من چيزي نميبينند) و عقوبتم را در مقابل ديدگانشان مجسّم ميكنم (بدان گونه كه) از راه شهود و رويا رويي با من به مخاطبه ميپردازند و حضوراً با من به گفتگو مينشينند. اي پسر عمران، در دل شبهاي تار از دلت خشوع و از تنت خضوع و از چشمانت قطرات اشك نثار من بنما و مرا بخوان كه مرا به خود نزديك و اجابت كننده دعوتت خواهي يافت. (بحار الانوار، ج 78، ص 139).
امام باقر (ع) ميفرمايد: هيچ قطرهای نيست که نزد خدای عزوجل محبوبتر باشد از قطره اشک در ظلمت شب که از خوف خدا باشد و جز برای او منظوری نباشد.
حضرت علي (ع) فرمود: «طُوبي لِنَفْسِ اَدَّتّ اِلي رَبِّها فَرْضَها، وَ عَرَكَتْ بِجَنْبِها بُؤْسَها، وَ هَجَرَتْ فِي اللَّيْلِ غُمْضَها، حَتّي اِذا غَلَبَ الْكَري عَلَيْها اِفْتَرَشَتْ أرَضَها، وَ تَوسَّدَتْ كَفَّها، في مَعْشَرٍ اَسْهَرَ عيُونَهُمْ خَوفٌ مَعادِهِمْ، تَجافَتْ عَنْ مَضاجِعِهِمْ جُنُوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِكْرِ رَبِّهِمْ شِفاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطُولِ اسْتِغْفارِهِمْ ذُنُوبُهُمْ أولئِكَ حِزْبُ اللهِ ألا اِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُون».
خوشا به حال آن كس كه مسؤوليتهاي واجب را در پيشگاه خدا به انجام رسانده و در راه خدا هرگز سختي و تلخي را به جان خريده و به شب زندهداري پرداخته است و اگر خواب بر او چيره شد بر روي زمين خوابيده و كف دست را بالين خود قرار داده و در گروهي است كه ترس از معاد، خواب را از چشمانشان ربوده و پهلو از بسترها گرفته و لبهايشان به ياد پروردگار در حركت و با استغفار طولاني گناهان را زدودهاند: «آنان حزب خداوندند و قطعاً حزب خدا رستگار است».
حضرت رسول اكرم (ص) در ضمن وصيتهاي خود به حضرت اميرالمؤمنان علي (ع) فرمودند: «عَليكَ بِصَلوهِ اللّيلِ، بِصلوهِ الّليلِ، بِصلوهِ اللّيلِ» يعني سه مرتبه فرمودند:
نماز شب خواندن را بر خود لازم بشمار.
امام صادق (ع) ميفرمايد: «لَيْسَ مِنْ شِيْعَتِنا مَنْ لَمْ يُصَلِّ صَلوة اللّيل».
كسى كه نماز شب نمىخواند، از شيعيان ما نيست.
در حديثى از امام صادق (ع) چنين مىخوانيم: «أَبْغَضُ الْخَلْقِ إلى اللّه جِيْفَةٌ بِاللَّيلِ، بطالٌ بِالنَّهار».
مبغوض ترين و ناپسندترين مردم نزد خداوند، كسى است كه [شب را سراسر به خواب رود] بسان مردارى گنديده و در روز بيكار و تنبل باشد.
امام صادق (ع): به يكى از يارانش فرمود: «لا تدع قيام الليل فان المغبون من حرم قيام الليل».
دست از قيام شب برمدار، مغبون كسى است كه از قيام و عبادت شب محروم گردد.
ابن ابي يعفور (راوي حديث) ميگويد به حضور امام صادق (ع) عرضه داشتم قربانت شوم بفرمائيد آن ساعتي كه نزديكترين ساعات انسان به خدا و خدا به او نزديك است كدام ساعت است؟ فرمود: چون آخر شب برخيزد در حالي كه چشمها در خوابند، وضوئي شاداب گرفته و در عبادتگاه خود بايستد و با توجه قبلي به خدا، تكبير نماز گفته و با تلاوت فرازهايي از قرآن دو ركعت نماز به جاي آورده و آنگاه برخيزد براي ادامه نماز، در اين هنگام از سوي آسمان از جانب عرش، اين ندا برخيزد:
اي بنده خدا خوان، الآن، احسان و خيز از جانب عالم ملكوت بر سرت در حال فروريختن است، و فرشتگان از كنار قدمهايت تا عَنان آسمان اطرافت را گرفتهاند و خداي مهربان ندا ميكند: اي بنده من، اگر بداني با كه در حال گفتگو و راز و نيازي، انفتال از خود نشان نميدهي.
رواي ميگويد: عرض كردم اي فرزند پيامبر (ص) قدايت شوم مقصود از (انفتال) چيست؟
امام (ع) در حالي كه صورت خود را به سمت پشت سر ميچرخانيد، فرمود: انفتال اين است كه صورت و بدنت را برگرداني. (محتمل است كنايه از انصراف دل و توجه به غير خدا باشد).( ادامه دارد............)
<-PollItems->
<-PollName->
يازدهم: در حالات مرحوم كاشف الغطاء
در حالات مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء كه از بزرگان علماء در قرن سيزدهم و ساكن نجف اشرف بوده، آمده است:
در يكي از شبها كه براي «تهجّد» برخاست، فرزند جوانش را از خواب بيدار كرد و فرمود: «برخيز به حرم مطّهر مشرّف شده در آنجا نماز بخوانيم. فرزند جوان كه برخاستن از خواب در آن ساعت شب برايش دشوار بود، در مقام اعتذار برآمد و گفت من فعلاً مهيّا نيستم شما منتظر من نشويد، بعد، مشرّف ميشوم».
فرمود: «نه، من اينجا ايستادهام؛ برخيز، مهيّا شو كه با هم برويم».
آقا زاده، به ناچار از جا برخاست و وضو ساخت و با هم به راه افتادند. كنار درب صحن مطّهر كه رسيدند، آنجا مرد فقيري را ديدند نشسته و دست سؤال از براي گفتن پول از مردم باز كرده است.
آن عالم بزرگوار ايستاده و رو به فرزندش فرمود: «اين شخص در اين وقت شب براي چه اينجا نشسته است؟» گفت: «براي تكدّي از مردم». فرمود: «آيا چه مقدار ممكن است از رهگذران، عايد او گردد؟».
گفت: «احتمالاً مقداري ناچيز».
فرمود: «درست فكر كن ببين، اين آدم براي يك مبلغ بسيار اندك كم ارزش دنيا آن هم محتمل، در اين وقت شب از خواب و آسايش خود دست برداشته و آمده در اين گوشه نشسته و دست تذلّل به سوي مردم باز كرده است!
آيا تو، به اندازه اين شخص، اعتماد به وعدههاي خدا درباره شب خيزان و متهجّدان نداري كه فرموده است:
«احدي نميداند كه به پاداش عملشان چه چشم روشنيها براي آنان، ذخيره گرديده است». (سوره سجده، آيه 17)
گفتهاند آن فرزند جوان از شنيدن اين گفتار از آن دل زنده و بيدار، آن چنان تكان خورد و تنبّه يافت كه تا آخر عمر از شرف و سعادت بيداري آخر شب برخوردار بود و نماز شبش ترك نشد!».
دوازدهم: در حالات علاّمه بحر العلوم
مرحوم ملاّ زير العابدين سلماسي كه از ملازمين و خواصّ علاّمه بحر العلوم است، اظهار ميدارد كه: «علامه بحر العلوم هر شب در كوچهاي نجف، گردش ميكرد و براي بينوايان غذا ميبرد!.
اتّفاقاً چند روزي درس را تعطيل كرد، طلاّب مرا شفيع كردند كه علّت اين امر را سؤال كنم، وقتي از ايشان خواست درس را شروع بفرمايند و درباره سبب ترك تدريس از ايشان سؤال كردم، پاسخ دادند: «درس نميگويم!».
پس از چند روز دوباره ماجرا تكرار شد و من انگيزه ترك تدريس را سؤال كردم. علاّمه فرمودند: «نيمههاي شب هرگز نشنيدم كه اين طلاّب با خداوند متعال مناجات كنند و به تضرّع و زاري مشغول باشند، با اينكه نيمه شبها در كوچههاي نجف گردش ميكنم. اين گونه طلبهها سزاوار نيستند كه آنان را درس دهم!».
وقتي طلاّب از گفته علاّمه آگاه شدند، همه مشغول تضرّع و زاري گشتند و شبها صداي گريه و مناجات آنان، از هر سو بلند شد و ايشان مجدداً، تدريس را آغاز كردند.
سيزدهم: در حالات عالم بزرگوار حجة الاسلام شفتي
اين عالم بزرگوار و شخصيّت ربّاني پيوسته خود را در محضر باري تعالي ميديد و چيزي او را از حالت حضور و مراقبت، باز نميداشت! گوشههاي چشم او از كثرت گريستن در مقام تهجّد مجروح شده بود! يكي از نزديكان اين بزرگوار گفته است، با آن مرحوم به يكي از روستاها رفتم، شب را در راه گذارنديم، سيّد به من فرمود:
«نميخوابي، برخاست و مشغول نماز شد، به خدا سوگند ديدم بندهاي دوش و اعضايش ميلرزيد، به طوريكه كلمات نماز را از شدّت حرت فكّين و اعضاء مكرّر مينمود تا آن را صحيح ادا كنيد!».
گويند از شدّت حضور قلبي كه در پيشگاه خداوند داشت، بندهاي دوشش ميلرزيد و به محض اينكه مجلس از مردم خالي ميشد، اشكش جاري ميگشت!
چهاردهم: شبهاي پرشور حجة الاسلام شفتي
اين بزرگوار نيمه شب تا صبح به گريه و زاري و تضرّع اشتغال داشت و در صحن كتابخانهاش مانند افراد مجنون، حركت ميكرد و دعا و مناجات ميخواند و تا صبح بر سر و سينه ميزد!
چنان صداي گريه او بلند بود كه اگر همسايگان بيدار ميشدند، ميشنيدند!.
بالاخره از كثرت گريه و زاري در اواخر عمر بيمار شده و پزشگان او را از گريه منع كردند و گفتند گريستن بر شما حرام است! زيرا موجب افزايش بيماري خواهد شد.
هنگامي كه سيّد به مسجد ميرفت تا وقتي كه در مجلس حضور داشت ذاكرين منبر نميرفتند و اگر اتّفاقاً در حضور او ذكري بالاي منبر ميرفت او بر نميخاست و باز گريه ميكرد.
پانزدهم: قافله سحر خيزان
چند نفر از علماء نزد استادي رفتند تا از مقام علمي او استفاده كنند. ولي ديدند استاد مانند مصيبت زدهها نشسته و حال پريشاني دارد. از او پرسيدند چه شده؟ مگر كسي از شما مرده است؟ استاد گفت:
«ديشب آن چنان خوابيدم كه نماز نافله شب از من فوت شد، ديشب سحرخيزان، نماز شب گزاران و استغفار كنندگان رفتند ولي من بدبخت امروز قضاي آنرا خواندم، آيا مصيبتي از اين بالاتر ميشود.
<-PollItems->
<-PollName->
مسأله 790
موقعی كه انسان قضای سجده فراموش شده یا تشهد فراموش شده را به جا میآورد ، بلكه بنابر احتیاط واجب در موقع سجده سهو هم ، باید خود را مثل موقع نماز بپوشاند .
مسأله 791
اگر انسان عمدا ، در نماز عورتش را نپوشاند ، نمازش باطل است ، بلكه اگر از روی ندانستن
مسأله هم باشد بنابر احتیاط واجب باید نمازش را دوباره بخواند .
مسأله 792
اگر در بین نماز بفهمد كه عورتش پیدا است ، باید آن را بپوشاند و چنانچه پوشاندن عورت زیاد طول بكشد احتیاط واجب آن است كه نماز را تمام كند و دوباره بخواند ، ولی اگر بعد از نماز بفهمد كه در نماز عورت او پیدا بوده ، نمازش صحیح است .
مسأله 793
اگر در حال ایستاده لباسش عورت او را میپوشاند ولی ممكن است در حال دیگر ، مثلا در حال ركوع و سجود نپوشاند ، چنانچه موقعی كه عورت او پیدا میشود ، به وسیلهای آنرا بپوشاند ، نماز او صحیح است . ولی احتیاط مستحب آن است كه با آن لباس نماز نخواند .
مسأله 794
انسان میتواند در نماز خود را به علف و برگ درختان بپوشاند ولی احتیاط مستحب آن است موقعی خود را با اینها بپوشاند كه چیز دیگری نداشته باشد .
مسأله 795
اگر غیر از گل هیچ چیز ندارد كه در نماز خود را بپوشاند ، گل ساتر نیست و میتواند برهنه نماز بخواند .
مسأله 796
اگر چیزی ندارد كه در نماز خود را با آن بپوشاند چنانچه احتمال دهد كه پیدا میكند ، بنابر احتیاط واجب باید نماز را تأخیر بیندازد ، و اگر چیزی پیدا نكرد ، در آخر وقت مطابق وظیفهاش نماز بخواند .
مسأله 797
كسی كه میخواهد نماز بخواند ، اگر برای پوشاندن خود حتی برگ درخت و علف نداشته باشد و احتمال ندهد ، كه تا آخر وقت چیزی پیدا كند كه خود را با آن بپوشاند ، در صورتی كه نامحرم او را میبیند باید نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند . و اگر كسی او را نمیبیند ، ایستاده نماز بخواند و جلوی خود را با دست بپوشاند و در هر صورت ركوع و سجود را با اشاره انجام میدهد و برای سجود سر را قدری پائینتر میآورد.
لباس نمازگزار
مسأله 798
لباس نمازگزار شش شرط دارد : اول آن كه پاك باشد . دوم آن كه مباح باشد . سوم آن كه از اجزأ مردار نباشد . چهارم آن كه از حیوان حرام گوشت نباشد . پنجم و ششم آن كه اگر نمازگزار مرد است ، لباس او ابریشم خالص و طلاباف نباشد . و تفصیل اینها در مسائل آینده گفته میشود .
شرط اول
مسأله 799
لباس نمازگزار باید پاك باشد و اگر كسی عمدا با بدن یا لباس نجس نماز بخواند ، نمازش باطل است .
مسأله 800
كسی كه نمیداند با بدن و لباس نجس نماز باطل است اگر با بدن یا لباس نجس نماز بخواند ، نمازش باطل میباشد .
مسأله 801
اگر بواسطه ندانستن مسأله ، چیز نجسی را نداند نجس است ، مثلا نداند عرق شتر نجاستخوار نجس است و با آن نماز بخواند نمازش باطل است .
مسأله 802
اگر نداند كه بدن یا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده نماز او صحیح است ، ولی احتیاط مستحب آن است كه اگر وقت دارد ، دوباره آن نماز را بخواند .
مسأله 803
اگر فراموش كند كه بدن یا لباسش نجس است و در بین نماز یا بعد از آن یادش بیاید ، باید نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید .
مسأله 804
كسیكه در وسعت وقت مشغول نماز است ، اگر در بین نماز ، بدن یا لباس او نجس شود و پیش از آن كه چیزی از نماز را با نجاست بخواند ، ملتفت شود كه نجس شده ، یا بفهمد بدن یا لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بوده ، در صورتی كه آب كشیدن بدن یا لباس یا عوض كردن لباس یا بیرون آوردن آن ، نماز را به هم نمیزند ، باید در بین نماز بدن یا لباس را آب بكشد یا لباس را عوض نماید یا اگر چیز دیگری عورت او را پوشانده ، لباس را بیرون آورد ، ولی چنانچه طوری باشد كه اگر بدن یا لباس را آب بكشد یا لباس را عوض كند یا بیرون آورد ، نماز به هم میخورد و اگر لباس را بیرون آورد برهنه میماند ، باید نماز را بشكند و با بدن و لباس پاك نماز بخواند .
مسأله 805
كسی كه در تنگی وقت مشغول نماز است ، اگر در بین نماز لباس او نجس شود و پیشاز آن كه چیزی از نماز را با نجاست بخواند بفهمد كه نجس شده ، یا بفهمد كه لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بود ، در صورتی كه آب كشیدن یا عوض كردن یا بیرون آوردن لباس ، نماز را به هم نمیزند و میتواند لباس را بیرون آورد ، باید لباس را آب بكشد یا عوض كند ، یا اگر چیز دیگری عورت او را پوشانده ، لباس را بیرون آورد و نماز را تمام كند ، اما اگر چیز دیگری عورت او را نپوشانده و لباس را هم نمیتواند آب بكشد یا عوض كند باید لباس را بیرون آورد و به دستوری كه برای برهنگان گفته شد نماز را تمام كند . ولی چنانچه طوری است كه اگر لباس را آب بكشد یا عوض كند ، نماز به هم میخورد وبواسطه سرما و مانند آن نمیتواند لباس را بیرون آورد ، باید با همان حال نماز را تمام كند و نمازش صحیح است .
مسأله 806
كسی كه در تنگی وقت مشغول نماز است ، اگر در بین نماز بدن او نجس شود و پیش از آن كه چیزی از نماز را با نجاست بخواند ملتفت شود كه نجس شده ، یا بفهمد بدن او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده یا از پیش نجس بود ، در صورتی كه آب كشیدن بدن نماز را به هم نمیزند ، باید آب بكشد و اگر نماز را به هم میزند ، باید با همان حال نماز را تمام كند و نماز او صحیح است .
مسأله 807
كسی كه در پاك بودن بدن یا لباس خود شك دارد ، چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه بدن یا لباسش نجس بوده ، نماز او صحیح است .
مسأله 808
اگر لباس را آب بكشد و یقین كند كه پاك شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد پاك نشده نمازش صحیح است .
مسأله 809
اگر خونی در بدن یا لباس خود ببیند و یقین كند كه از خونهای نجس نیست ، مثلا یقین كند كه خون پشه است ، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهائی بوده كه نمیشود با آن نماز خواند ، نماز او صحیح است .
<-PollItems->
<-PollName->