سخنان امام راحل و مقام معظم رهبری با دولتمردان
<-PollItems->
<-PollName->
چون از خواب برخاستيد، سجده كنيد براى خداوند تعالى و نيكو است در اين حال يا در حال برداشتن سر از سجده بگويد:
(اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَحْيانى بَعْدَ ما اَماتَنى وَ اِلَيْهِ النُّشُورُ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى رَدَّ عَلَىَّ رُوحى لاَِحْمَدَهُ وَ اَعْبُدَهُ).
و چون برخاستيد و ايستايد بگوييد:
(اَللّهُمَّ اَعِنّى عَلى هَوْلِ الْمُطَلَّعِ وَ وَسِّعُ عَلَىَّ الْمَضْجَعَ وَارْزُقْنى خَيْرَ ما بَعْدَ الْمُوتِ).
و چون صداى خروس شنيديد بگويد:
(سُبُّوْحٌ قُدُّوْسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوْحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ عَمِلْتُ سُوَّْءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْلى اِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلاّ اَنْتَ فَتُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الرَّحيمُ).
و چون نگاه كنيد به اطراف آسمان بخوانيد:
(اَللّهُمَّ اِنَّهُ لا يُوارى مِنْكَ لَيْلٌ ساجٍ وَ لا سَماَّءٌ ذاتُ اَبْراجٍ وَ لا اَرْضٌ ذاتُ مِهادٍ وَلا ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ وَلا بَحْرٌ لُجِّىُّ تُدْلِجُ بَيْنَ يَدَىِ الْمُدْلِجِ مِنْ خَلْقِكَ تُدْلِجُ الرَّحْمَةَ عَلى مَنْ تَشاءُ مِنْ خَلْقِكَ تَعْلَمُ خائِنَةَ الاْ عْيُنِ وَ ما تُخْفِى الصُّدُوْرُ غارَتِ النُّجُوْمُ وَ نامَتِ الْعُيُونُ وَ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ لاتَاْخُذُكَ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ سُبْحانَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ اِلهِ الْمُرْسَلينَ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ).
پس بخواند پنج آيه آل عمران:
(اِنَّ فى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لاََّياتٍ لاُِولِى الاَْلْبابِ الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِياماً وَ قُعُوداً و َعَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فى خَلِقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ رَبَنّا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ رَبَّنا اِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ اَخْزَيْتُهُ وَ ما لِلظّالِمينَ مِنْ اَنْصارٍ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادى لِلاْيمانِ اَنْ امِنُوْا بِرَبِّكُمْ فَامَنّا رَبَنّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الاَْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لاتُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ اِنَّكَ لاتُخْلِفُ الْميعادَ).
دندانهايتان را مسواك بزنيد، و بعد از آن وضو بگيريد و خود را خوشبو سازيد، پس برخيزد به نماز شب.
ابتدا شروع مىكنيد به هشت ركعت نماز شب و بعد از هر دو ركعت، سلام مىدهيد، و خوبست كه در دو ركعت اوّل بعد از حمد سى مرتبه توحيد بخواند، (كه در دو ركعت مجموعاً شصت مرتبه توحيد خوانده شود) از اثرات ثواب آن اين است كه: تا منصرف شود از نماز نبوده باشد ميان او و خداى عزّوجلّ هيچ گناهى.
و يا آنكه در ركعت اوّل آن توحيد و در ركعت دوّم (قُلْ يا اَيُّهَا الْكافِرُونَ) را بخواند.
در شش ركعت ديگر حمد و هر سوره كه خواهد بخواند و كافى است حمد و (قُلْ هُوَ اللّه اَحَدْ) در هر ركعتى.
و چنانكه سنّت است قنوت در نمازهاى واجبى، در هر ركعت دوّمى از نافلهها نيز سنّت است.
و كافى است در قنوت سه بار (سُبْحانَ اللّهِ) گفتن.
و يا آنكه گفته شود: (اَللّهُمَّ اغْفِرْلَنا وَ ارْحَمْنا وَ عافِنا وَاعْفُ عَنّا فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَى ءٍ قَديرٌ).
و يا آنكه بگويد: (رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ الاَْعَزُّ الاَْجَلُّ الاَْكْرَمْ).
و روايت شده كه حضرت امام موسى (ع) چون شب در محراب عبادت مىايستاد مىخواند:
(اَللّهُمَّ اِنَّكَ خَلَفْتَنى سَوِيّاً ...) و اين دعاء پنجاهم صحيفه كامله است.
و چون فارغ شود از هشت ركعت نماز شب پس بجا بياورد دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر.
و مىخواند در اين سه ركعت بعد از حمد (قُلْ هُوَ اللّه اَحَدْ) تا بمنزله آن باشد كه يك ختم قرآن كرده باشد، زيرا كه سوره توحيد ثلث قرآن است، و يا آنكه بخواند در نماز شَفْع در ركعت اوّل حمد و (قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ) و در ركعت دوّم حمد و (قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقْ).
و چون از نماز شَفْع فارغ شد مستحب است آنكه بخواند: (اِلهى تَعَرَّضَ لَكَ فى هذَا اللَّيْلِ الْمُتَعَرِّضُوْنَ ...) و اين دعائى است كه در اعمال شب نيمه شعبان در مفاتيح الجنان مذكور شد.
و چون از دو ركعت شَفْع فارغ شد برمىخيزد به جهت يك ركعت وَتر و مىخواند در آن حمد و سوره توحيد و يا آنكه مىخواند بعد از حمد (قُلْ هُو اللّهُ اَحَدٌ) سه مرتبه، و معوذّتين يعنى (قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ و قُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقْ)، پس دست بر مىدارد براى قنوت و دعا مىخواند آنچه بخواهد.
شيخ طوسى رحمه الله عليه فرموده: دعاهائى كه در قنوت نماز وَتر خوانده مىشود از زيادى به شمارش نمىآيد.
مستحب است كه انسان در قنوت نماز وتر گريه كند از خوف خدا و ترس از عقاب خدا، يا خود را به حال گريه در آورد و دعا كند براى برادران مؤمن، و مستحب است كه ذكر شود چهل نفر، پس بدرستيكه كسيكه دعا كند براى چهل مؤمن دعايش مستجاب مىشود انشاء اللّه تعالى. و دعا كند به آنچه خواسته باشد.
(علامت و نشانه شقاوت و پليذی انسان آن است که چشمانش از گريستن بخشکد و گريه نکند. گريه نکردن در اثر سنگدلی و پليدی دل است و پليدی و آلودگی دل نشانه زيادی گناه و معصيت خداست و گناه و معصيت خدا نشانه علاقه و محبت به دنياست).
شيخ صدوق رحمه الله عليه فرموده كه: حضرت رسول خدا (ص) در قنوت وَتر مىخواند: (اَللّهُمَّ اهْدِنى فيمَنْ هَدَيْتَ وَ عافِنى فيمَنْ عافَيْتَ و تَوَلَّنى فيمَنْ تَوَلَّيْتَ وَ بارِكْ لى فيما اَعْطَيْتَ وَ قِنى شَرَّ ما قَضَيْتَ فَاِنَّكَ تَقْضى وَ لايُقْضى عَلَيْكَ، سُبْحانَكَ رَبَّ الْبَيْتِ، اَسْتَغْفِرُكَ وَ اَتُوبُ اِلَيْكَ وَ اُوْمِنُ بِكَ وَ اَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِكَ يا رَحيمُ).
سزاوار است آنكه هفتاد مرتبه بگويد: (اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ).
سزاوار است كه دست چپ را به دعا بلند كرده باشد و استغفار را به دست راست بشمارد روايت شده كه حضرت رسول خدا (ص) استغفار مىكرد در نماز وَتر هفتاد مرتبه و هفت مرتبه مىگفت: (هذا مَقامُ الْعاَّئِذِ بِكَ مِنَ النّارِ). ( ادامه دارد.........................)
<-PollItems->
<-PollName->
مسأله 930
اذان و اقامه نماز جماعت را باید مرد بگوید ، ولی در جماعت زنان اگر زن اذان و اقامه بگوید كافی است .
مسأله 931
اقامه باید بعد از اذان گفته شود و اگر قبل از اذان بگویند صحیح نیست .
مسأله 932
اگر كلمات اذان واقامه را بدون ترتیب بگوید ، مثلا حی علی الفلاح را پیش از حی علی الصلاه بگوید باید از جائی كه ترتیب بهم خورده ، دوباره بگوید .
مسأله 933
باید بین اذان و اقامه فاصله ندهد و اگر بین آنها بقدری فاصله دهد كه اذانی را كه گفته اذان این اقامه حساب نشود مستحب است دوباره اذان و اقامه را بگوید و نیز اگر بین اذان و اقامه و نماز به قدری فاصله دهد كه اذان و اقامه آن نماز حساب نشود ، مستحب است دوباره برای آن نماز ، اذان واقامه بگوید .
مسأله 934
اذان و اقامه باید به عربی صحیح گفته شود ، پس اگر به عربی غلط بگوید ، یا بجای حرفی حرف دیگر بگوید ، یا مثلا ترجمه آنها را به فارسی بگوید صحیح نیست .
مسأله 935
اذان واقامه باید بعد از داخل شدن وقت نماز گفته شود و اگر عمدا یا از روی فراموشی پیش از وقت بگوید باطل است .
مسأله 936
اگر پیش از گفتن اقامه شك كند كه اذان گفته یا نه باید اذان را بگوید ، ولی اگر مشغول اقامه شود و شك كند كه اذان گفته یا نه ، گفتن اذان لازم نیست .
مسأله 937
اگر در بین اذان یا اقامه پیش از آن كه قسمتی را بگوید شك كند كه قسمت پیش از آن را گفته یا نه ، باید قسمتی را كه در گفتن آن شك كرده بگوید ، ولی اگر در حال گفتن قسمتی از اذان یا اقامه شك كند كه آنچه پیش از آن است گفته یا نه ، گفتن آن لازم نیست .
مسأله 938
مستحب است انسان در موقع گفتن اذان ، رو به قبله بایستد و با وضو یا غسل باشد و دستها را به گوش بگذارد و صدا را بلند نماید و بكشد و بین جملههای اذان كمی فاصله دهد وبین آنها حرف نزند .
مسأله 939
مستحب است بدن انسان در موقع گفتن اقامه آرام باشد و آنرا از اذان آهستهتر بگوید و جملههای آنرا به هم نچسباند ، ولی به اندازهای كه بین جملههای اذان فاصله میدهد ، بین جملههای اقامه فاصله ندهد .
مسأله 940
مستحب است بین اذان و اقامه یك قدم بردارد ، یا قدری بنشیند یا سجده كند ، یا ذكر بگوید یا دعا بخواند ، یا قدری ساكت باشد یا حرفی بزند یا دو ركعت نماز بخواند ولی حرف زدن بین اذان و اقامه نماز صبح مستحب نیست ، ولی نماز خواندن بین اذان و اقامه نماز مغرب را به امید ثواب بیاورد .
مسأله 941
مستحب است كسی را كه برای گفتن اذان معین میكنند ، عادل و وقت شناس و صدایش بلند باشد و اذان را در جای بلند بگوید.
واجبات نماز
واجبات نماز یازده چیز است : اول نیت ، دوم قیام یعنی ( ایستادن ) ، سوم تكبیره الاحرام یعنی گفتن الله اكبر در اول نماز ، چهارم ركوع ، پنجم سجود ، ششم قرائت ، هفتم ذكر ، هشتم تشهد ، نهم سلام ، دهم ترتیب ، یازدهم موالات یعنی پی در پی بودن اجزاء نماز .
مسأله 942
بعضی از واجبات نماز ركن است ، یعنی اگر انسان آنها را بجا نیاورد ، یا در نماز اضافه كند عمدا باشد یا اشتباها ، نماز باطل میشود . وبعضی دیگر ركن نیست ، یعنی اگر عمدا كم یا زیاد شود ، نماز باطل میشود و چنانچه اشتباها كم یا زیاد گردد نماز باطل نمیشود ، وركن نماز پنچ چیز است : اول نیت . دوم تكبیره الاحرام . سوم قیام در موقع گفتن تكبیره الاحرام و قیام متصل به ركوع ، یعنی ایستادن پیش از ركوع . چهارم ركوع . پنجم دو سجده.
نیت
مسأله 943
انسان باید نماز را به نیت قربت ، یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم بجا آورد ، و لازم نیست نیت را از قلب خود بگذراند یا مثلا بزبان بگوید كه چهار ركعت نماز ظهر میخوانم قربه الی الله .
مسأله 944
اگر در نماز ظهر یا در نماز عصر نیت كند كه چهار ركعت نماز میخوانم و معین نكند ، ظهر است یا عصر ، نماز او باطل است . و نیز كسی كه مثلا قضای نماز ظهر بر او واجب است ، اگر در وقت نماز ظهر بخواهد نماز قضا یا نماز ظهر را بخواند ، باید نمازی را كه میخواند ، در نیت معین كند .
مسأله 945
انسان باید از اول تا آخر نماز به نیت خود باقی باشد ، پس اگر در بین نماز بطوری غافل شود كه اگر بپرسند چه میكنی ، نداند چه بگوید نمازش باطل است .
مسأله 946
انسان باید فقط برای انجام امر خداوند عالم نماز بخواند ، پس كسی كه ریا كند یعنی برای نشان دادن به مردم نماز بخواند ، نمازش باطل است خواه فقط برای مردم باشد ، یا خدا و مردم هر دو را در نظر بگیرد .
مسأله 947
اگر قسمتی از نماز را هم برای غیر خدا بجا آورد ، نماز باطل است ، چه آن قسمت ، واجب باشد مثل حمد و سوره ، چه مستحب باشد مانند قنوت ، بلكه اگر تمام نماز را برای خدا بجا آورد ولی برای نشان دادن به مردم در جای مخصوصی مثل مسجد ، یا در وقت مخصوصی مثل اول وقت ، یا به طرز مخصوصی ، مثلا با جماعت نماز بخواند ، نمازش باطل است.
تكبیره الاحرام
مسأله 948
گفتن الله اكبر در اول هر نماز واجب و ركن است وباید حروف ( الله ) و حروف ( اكبر ) و دو كلمه ( الله واكبر ) را پشت سرهم بگوید و نیز باید این دو كلمه به عربی صحیح گفته شود و اگر به عربی غلط بگوید ، یا مثلا ترجمه آنرا بفارسی بگوید صحیح نیست.
مسأله 949
احتیاط واجب آن است كه تكبیره الاحرام نماز را به چیزی كه پیش از آن میخواند ، مثلا به اقامه یا به دعائی كه پیش از تكبیر میخواند نچسباند .
<-PollItems->
<-PollName->
(شيخ در عبادت و صفاى باطن و حالت تضرّع و زارى به درگاه حضرت بارى و تهجّد و سحر خيزى و دعا و مناجات، يكى از اوتاد روزگار بوده و تا سر حدّ قدرت نمىگذاشته عمل مستحبى از او فوت شود).
شهيد محراب، ملاّ محمد تقى برغانى قزوينى ميگويد:
(روزى مرحوم شيخ جعفر كاشف الغطاء وارد قزوين شد و در منزل يكى از بزرگان رحل اقامت افكند. در آن منزل، باغى نيز وجود داشت. وقت خواب فرا رسيد و همه خوابيدند و من هم در گوشه آن باغ خوابيدم.
چون پاسى از شب گذشت، شنيدم شيخ مرا صدا مىزند و مىگويد: برخيز و نماز شب به جاى آور.
عرض كردم؛ بلى بر مىخيزم.
شيخ رد شد و من دوباره خوابيدم. ناگهان صدايى به گوشم خورد، به دنبال آن روانه شدم وقتى به نزديك جايى كه سر و صدا مىآمد رسيدم، ديدم جناب شيخ به تضرّع و گريه و مناجات مشغول است و صداى ايشان چنان در من اثر گذاشت كه از آن شب تاكنون كه 25 سال مىگذرد، هر شب برمىخيزم و به مناجات مشغول مىشوم).
در (فوائد الرضويه) مىنويسد: در بعضى از مؤلّفات ديدم كه سالى شيخ گذرش به يكى از شهرهاى ايران افتاد.
اهل آن جا خواستند نماز را با آن جناب به جماعت گزارند. مساجد شهر كم وسعت و غير كافى بود، لاجرم در ميدانى اجتماع كردند و با شيخ نماز جماعت خواندند.
پس از نماز از آن بزرگوار خواهش نمودند كه موعظه بفرماييد، شيخ فرمود: من فارسى را خوب نمىدانم. اصرار كردند، شيخ بر منبر آمد و فرمود:
مردم! شما مىميريد و شيخ هم مىميرد، پس فكر روز بازپسين نمائيد. ايها النّاس! شهر شما مثل بهشت است، چه، در بهشت قصور است و در اين شهر نيز قصور عاليه و بوستانهائى است كه داراى نهرهاست ... و در بهشت تكليف از قبيل نماز و روزه و ساير عبادات، برداشته است.
همچنين است در شهر شما كه نماز و روزه و عبادات و ديگر امور برداشته شده است اين تعريض بود از شيخ بر اهل آن شهر در مواظبت نداشتن آنها به فرائض الهى و ارتكاب محرمات و مناهى.
پس نگاه فرمود: در پاى منبر يكى از ذاكرين را ديد، به او فرمود: برخيز و ذكر مصيبت كن و از منبر فرود آمد.
و چون ائمه جماعت آن شهر نوافل را به جاى نمىآورند، اين مطلب به شيخ عرض شد، شيخ فرمود: هر كه نماز نافله نكند به او اقتدا نكنيد، ائمه جماعت كه اين سخن را شنيدند همگى بناى نافله گذاشتند.
شيخ حسن فرزند كاشف الغطاء مىگويد: عادت شيخ جعفر آن بود كه هر شب وقت سحر بيدار بود و مىآمد دَمِ در اتاقها و عيال و اطفال همه را بيدار مىكرد و مىگفت: برخيزيد و نماز شب بخوانيد و همه بر مىخاستند.
من در آن زمان كودك بودم و خواب بر من غلبه ميكرد. وقتى كه شيخ دَمِ در اتاق من مىآمد و صدا مىزد برخيز، من به همان حالت كه دراز كشيده بودم مىگفتم: ولا الضّالين، يا، اللّه اكبر؛ يعنى، من مشغول نمازم.
سي و چهارم: استادِ آيت اللّه العظمى بروجردى
استادِ آيت اللّه العظمى بروجردى ميگويد كه مرحوم آيت اللّه سيّد محمد باقر درچهاى، استاد آيت اللّه بروجردى و ميرزاى نائينى و آقا نجفى قوچانى و ... در قنوتِ نماز شب، دعاى ابوحمزه ثمالى را با حالت ايستاده، مىخواندند.
سي و پنجم: سجدهاي طولانى مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى رحمه الله عليه
من استادى داشتم بزرگوار، عارف، عامل و كامل [مراد آخوند ملاّحسينقلى همدانى است] كه نظير او را نديدهام. از او درباره عملى كه مجرب و در اصلاح قلب و تحصيل معارف مؤثّر باشد، سؤ ال كردم.
در پاسخ فرمود: براى اين امر، هيچ كارى مانند مداومت بر يك سجده طولانى در هر شبانه روزى يك مرتبه كه در آن (لا إِلهَ اِلاّ أَنْتَ سُبْحانكَ إِنَّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ) گفته شود، نيست.
انسان اين ذكر را بگويد در حالى كه خود را در زندانِ طبيعت زندانى و مقيّد به قيد و بندهاى اين اخلاق رذيله ببيند و اقرار داشته باشد كه خدايا، تو مرا گرفتار اين پستيها نكردى و در حق من ظلم روا نداشتى، و تنها من به خويشتن ستم كردم.
ملكى رحمه الله عليه ادامه مىدهد:
اصحاب و شاگردان او به اين دستور، عمل مىكردند و بعضى از آنها اين ذكر را سه هزار مرتبه در سجده مىگفتند و خلاصه اين سجده و بركاتش نزد عاملانِ به آن، معروف است ولى به شرط آنكه بر آن مداومت شود. استادم به خواندن صد مرتبه سوره قدر [اِنّا أَنْزَلْنا] در شب و عصر جمعه نيز امر فرمود.
<-PollItems->
<-PollName->
مسأله 910
فروختن در و پنجره و چیزهای دیگر مسجد حرام است و اگر مسجد خراب شود ، باید اینها را صرف تعمیر همان مسجد كنند . وچنانچه بدرد آن مسجد نخورد ، باید در مسجد دیگر مصرف شود ، ولی اگر بدرد مسجدهای دیگر هم نخورد ، میتوانند آنرا بفروشند و پول آن را اگر ممكن است صرف تعمیر همان مسجد وگرنه صرف تعمیر مسجد دیگر نمایند .
مسأله 911
ساختن مسجد و تعمیر مسجدی كه نزدیك به خرابی میباشد مستحب است واگر مسجد طوری خراب شود كه تعمیر آن ممكن نباشد ، میتوانند آنرا خراب كنند و دوباره بسازند بلكه میتوانند مسجدی را كه خراب نشده ، برای احتیاج مردم خراب كنند و بزرگتر بسازند .
مسأله 912
تمیز كردن مسجد و روشن كردن چراغ آن مستحب است ، وكسی كه میخواهد مسجد برود ، مستحب است خود را خوشبو كند ولباس پاكیزه و قیمتی بپوشد ، و ته كفش خود را وارسی كند كه نجاستی بآن نباشد ، و موقع داخل شدن به مسجد اول پای راست و موقع بیرون آمدن ، اول پای چپ را بگذارد ، و همچنین مستحب است از همه زودتر به مسجد آید و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود .
مسأله 913
وقتی انسان وارد مسجد میشود ، مستحب است دو ركعت نماز به قصد تحیت و احترام مسجد بخواند ، و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواند كافی است .
مسأله 914
خوابیدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد وصحبت كردن راجع به كارهای دنیا و مشغول صنعت شدن و خواندن شعری كه نصیحت و مانند آن نباشد مكروه است . و نیز مكروه است آب دهان و بینی و اخلاط سینه را در مسجد بیندازد و گمشدهای را طلب كند و صدای خود را بلند كند ولی بلند كردن صدا برای اذان مانعی ندارد .
مسأله 915
راه دادن بچه و دیوانه به مسجد مكروه است و كسی كه پیاز و سیر و مانند اینها خورده كه بوی دهانش مردم را اذیت میكند مكروه است به مسجد برود.
ذان و اقامه
مسأله 916
برای مرد و زن مستحب است پیش از نمازهای یومیه اذان واقامه بگویند ، ولی پیش از نماز عید فطر و قربان ، مستحب است سه مرتبه بگویند الصلاه و در نمازهای واجب دیگر سه مرتبه الصلاه را به قصد رجاء بگوید .
مسأله 917
مستحب است در روز اولی كه بچه بدنیا میآید یا پیش از آن كه بند نافش بیفتد ، در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویند .
مسأله 918
اذان هیجده جمله است : الله اكبر چهار مرتبه اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمدا رسول الله ، حی علی الصلاه ، حی علی الفلاح ، حی علی خیر العمل ، الله اكبر ، لا اله الا الله هر یك دو مرتبه ، واقامه هفده جمله است یعنی دو مرتبه الله اكبر از اول اذان و یكمرتبه لا اله الا الله از آخر آن كم میشود و بعد از گفتن حی علی خیر العمل باید دو مرتبه قد قامت الصلاه اضافه نمود .
مسأله 919
اشهد ان علیا ولی الله جزء اذان و اقامه نیست ولی خوبست بعد از اشهد ان محمدا رسول الله ، به قصد قربت گفته شود . ترجمه اذان و اقامه الله اكبر یعنی خدای تعالی بزرگتر از آنست كه او را وصف كنند . اشهد ان لا اله الا الله یعنی شهادت میدهم كه غیر خدائی كه یكتا وبیهمتا است خدای دیگری سزاوار پرستش نیست اشهد ان محمدا رسول الله یعنی شهادت میدهم كه حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه وآله وسلم پیغمبر و فرستاده خدا است . اشهد ان علیا امیر المؤمنین و ولی الله یعنی شهادت میدهم كه حضرت علی علیه الصلاه والسلام امیر المؤمنین و ولی خدا بر همه خلق است . حی علی الصلاه یعنی بشتاب برای نماز حی علی الفلاح یعنی بشتاب برای رستگاری . حی علی خیر العمل یعنی بشتاب برای بهترین كارها كه نماز است . قد قامت الصلاه یعنی به تحقیق نماز بر پا شد . لا اله الا الله یعنی خدائی سزاوار پرستش نیست مگر خدائی كه یكتا و بیهمتا است .
مسأله 920
بین جملههای اذان و اقامه باید خیلی فاصله نشود و اگر بین آنها بیشتر از معمول فاصله بیندازد ، باید دوباره آنرا از سر بگیرد .
مسأله 921
اگر در اذان واقامه صدا را در گلو بیندازد چنانچه غنا شود ، یعنی بطور آوازهخوانی كه در مجالس لهو و بازیگری معمول است اذان و اقامه را بگوید ، حرام است و اگر غنا نشود مكروه میباشد .
مسأله 922
در پنج نماز اذان ساقط میشود : اول نماز عصر روز جمعه . دوم نماز عصر روز عرفه كه روز نهم ذی حجه است . سوم نماز عشاء شب عید قربان ، برای كسی كه در مشعر الحرام باشد . چهارم نماز عصر و عشاء زن مستحاضه ، پنجم نماز عصر و عشاء كسی كه نمیتواند از بیرون آمدن بول و غائط خودداری كند و در این پنج نماز در صورتی اذان ساقط میشود كه با نماز قبلی فاصله نشود یا فاصله كمی بین آنها باشد ، ولی فاصله شدن نافله و تعقیب ضرر ندارد .
مسأله 923
اگر برای نماز جماعتی اذان و اقامه گفته باشند ، كسی كه با آن جماعت نماز میخواند ، نباید برای نماز خود اذان و اقامه بگوید .
مسأله 924
اگر برای خواندن نماز جماعت به مسجد رود و ببیند جماعت تمام شده تا وقتی كه صفها بهم نخورده و جمعیت متفرق نشده ، نمیتواند برای نماز خود اذان و اقامه بگوید در صورتی كه برای جماعت اذان واقامه گفته شده باشد .
مسأله 925
در جائی كه عدهای مشغول نماز جماعتند ، یا نماز آنان تازه تمام شده و صفها بهم نخورده است ، اگر انسان بخواند فرادی یا با جماعت دیگری كه برپا میشود نماز بخواند ، با سه شرط اذان و اقامه از او ساقط میشود : اول آن كه برای آن نماز ، اذان و اقامه گفته باشند . دوم آن كه نماز جماعت باطل نباشد . سوم آن كه نماز او و نماز جماعت در یك مكان باشد ، پس اگر نماز جماعت ، داخل مسجد باشد و او بخواهد در بام مسجد نماز بخواند ، مستحب است اذان و اقامه بگوید .
مسأله 926
اگر در شرط دوم از شرطهائی كه در مسأله پیش گفته شده شك كند ، یعنی شك كند كه نماز جماعت صحیح بوده یا نه ، اذان واقامه از او ساقط است ولی اگر در یكی از دو شرط دیگر شك كند مستحب است اذان و اقامه بگوید .
مسأله 927
كسی كه اذان و اقامه دیگری را میشنود مستحب است هر قسمتی را كه میشنود بگوید ولی از ( حی علی الصلاه ) تا ( حی علی خیر العمل ) را به امید ثواب بگوید .
مسأله 928
كسی كه اذان و اقامه دیگری را شنیده ، چه با او گفته باشد یا نه ، در صورتی كه بین آن اذان و اقامه و نمازی كه میخواهد بخواند زیاد فاصله نشده باشد ، میتواند برای نماز خود اذان واقامه نگوید .
مسأله 929
اگر مرد اذان زن را با قصد لذت بشنود ، اذان از او ساقط نمیشود . بلكه اگر قصد لذت هم نداشته باشد ، ساقط شدن اذان اشكال دارد .
<-PollItems->
<-PollName->
تنبلي و وسوسه شيطان براي نماز شب
رسول خدا (ص) فرمود: «اِسْتَعينُوا بِطَعامِ السَّحُرِ عَلي صِيامِ النَّهارِ وِ بِالْقَيْلُولَةِ عَلي قِيامِ اللَّيْلِ، وَ ما نامَ اللَّيْلَ كُلَّهُ اَحَدٌ اِلاّ بالَ الشَّيْطانُ في اُذُنَيْهِ وَ جاءَ يَوْمَ الْقِيامَة ِمُفْلِساً وَ ما مِنْ اَحَدٍ اِلاّ وَ لَهُ مَلَكٌ يُوقِظُهُ مِنْ نَوْمِهِ كُلَّ لَيْلَهٍ مَرَّتَيْنِ يَقُولُ يا عَبْدَاللهِ! اُقْعُدْ مُتََذَكِّراً رَبَّكَ، فَفِي الثّالِثَهِ اِنْ لَمْ يَنْتَبِه يَبُولُ الشَّيْطانُ في اُذُنِهِ».
با غذا خوردن در سحر براي روزه گرفتن نيرو بگيريد و با خواب قيلوله (در روز) براي نماز شب ياري بجوييد؛ هيچ كس تمام شب را نميخوابد (و براي نماز شب بر نميخيزد) مگر اينكه شيطان او را وسوسه كرده است و كسي كه در شب براي نماز برنخيزد، روز قيامت، فقير محشور ميشود و هيچ كسي نيست مگر اينكه فرشتهاي دارد كه در هر شب، دو بار او را بيدار ميكند و ميگويد: اي بنده خدا! براي نماز و ياد پروردگارت برخيز، و اگر در دفعه سوم بيدار نشود، شيطان در گوشش بول ميكند شيطان او را فريب ميدهد و از فيض بزرگ و ثواب نماز محروم ميسازد).
در مفاتيح الجنان آمده است كه: ابن ابى جمهور از رسول خدا (ص) نقل كرده كه آن حضرت روزى به اصحاب خود فرمود كه هرگاه كسى خوابيده شيطان بر پشت سر او سه گره مىزند، و بر هر گرهاى گويد عليك ليل طويل فارقد يعنى شب دراز است بخواب، پس هرگاه بيدار شد و ذكر خدا نمود يك گره باز شود و اگر وضوء گرفت گره ديگر گشوده شود و اگر نماز خواند گره ديگر باز شود آنگاه داخل صبح شود با نشاط و پاكيزه نفس وگرنه در حالى صبح مىكند كه خبيث النفس است و با كسالت است و اين روايت در كتابهاى اهل سنت نيز ذكر شده است.
روايت دوم: قطب راوندى روايت كرده كه: حضرت عيسى (ع) مادر خود حضرت مريم (ع) را پس از مردنش صدا زد و گفت: مادر با من تكلم كن، آيا مىخواهى بدنيا برگردى؟ مادرش گفت: بلى دوست دارم به دنيا برگردم براى نمازگزاران در شبهاى بسيار سرد و روزه گرفتن در روزهاى بسيار گرم، اى پسر جان اين راه بيمناك است.
وقت نماز شب
1) وقت خواندن نماز شب، بعد از نصفه شب (ساعت 12 نيمه شب) تا طلوع صبح صادق و هر چه به سحر نزديك اذان صبح (نماز صبح) نزديكتر باشد، بهتر است.
2) (افضل) بهتر است كه نماز شب به هنگام سحر خوانده شود و هنگام سحر و شب از ديدگاه شرع عبارت است از يك سوم آخر شب و هر قدر به صبح نزديكتر باشد بهتر است و فوايد آن بيشتر خواهد بود.
3) وقت نماز شب؛ نماز شب را در هر موقع شب ميتوان خواند، ولي بهتر است که در نزديکي اذان صبح خوانده شود. وقت نماز شب از نيمه شب تا فجر صادق است و هنگام سحر از ساير مواقع بهتر است.
كيفيت نماز شب (نوع اول)
نماز شب يازده ركعت است: چهار تا دو ركعت (مثل نماز صبح) به نيت نماز شب و يك نماز دو ركعت به نيت نماز شَفْعْ و يك نماز يك ركعتي به نيت نماز وَتْر
نيت: دو ركعت نماز شب ميخوانم قُربة اِلي الله
- در ركعت اول: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + ركوع + سجده
- در ركعت دوم: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + قنوت + ركوع + سجده + تشهد + سلام.
(نماز شبي كه در قست بالا آمده است را چهار بار تكرار كنيد كه جمعاً هشت ركعت نماز شب ميشود).
نيت: دو ركعت نماز شَفْعْ ميخوانم قُربة اِلي الله
- در ركعت اول: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الناس + ركوع + سجده.
- در ركعت دوم: يك بار سوره حمد + يك بار سوره قول هو الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الفلق + قنوت + ركوع + سجده + تشهد + سلام.
نيت: يك ركعت نماز وَتْر ميخوانم قُربة اِلي الله
- در ركعت اول: يك بار سوره حمد + سه بار سوره قول هو الله احد + يك بار سوره قول اعوذ برب الفلق + يك بار سوره قول اعوذ به رب الناس
- در قنوت: خواندن كامل قنوت + در حاليكه دستهايتان در حالت قنوت است، (با انگشتان دست راست يا با تسبيح) چهل بار بگوييد ( اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمومِنينَ وَ اَلْمومِناتْ وَ اَلْمُسلِمينَ وَ اَلْمُسلِماتْ ) «خدايا ببخش جميع مؤمنين مرد و مؤمنين زن را». و بعد از آن هفتاد بار بگوييد ( اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبي وَ اَتُوبُ اِلَيه) «آمرزش ميطلبم از خدايي كه پروردگارم است و بسويش باز ميگردم». سپس هفت بار بگوييد (هذا مَقامُ الْعائِذِ بِكَ مِنَ اَلْنار) «اين است مقام كسي كه از آتش قيامت به تو پناه ميبرد». سپس سيصد مرتبه بگوييد ( اَلْعَفو ) «ببخش». + و سپس يك بار بگوييد ( رَبّ اغْفِرْلى وَ ارْحَمْنى وَ تُبْ عَلىََّ اِنَّكَ اَنْتَ التّوابُ اَلْغَفُورُ الرّحيم ) «پروردگارا ببخش مرا و رحم كن به من و توبه مرا بپذير به راستي كه تو، توبه پذيرنده، بخشنده و مهرباني». + ركوع + سجد + تشهد + سلام + (پايان نماز) + تسبيحات فاطمة زهرا (س)
(تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله عليها): (34 مرتبه، الله اكبر، 33 مرتبه، الحمد لله و 33 مرتبه، سبحان الله)
در حديثي آمده: خواندن تسبيحات فاطمه زهرا (سلام الله عليها) از هزار ركعت نماز مستحب، نزد خداوند بهتر است).
<-PollItems->
<-PollName->
مسأله 890
نماز خواندن در جائی كه تار و مانند آن استعمال میكنند باطل نیست ولی گوش دادن به آنها حرام است .
مسأله 891
در خانه كعبه و بر بام آن نماز واجب خواندن مكروه است ولی در حال ناچاری مانع ندارد .
مسأله 892
خواندن نماز مستحب در خانه كعبه و بر بام آن اشكال ندارد ، بلكه مستحب است در داخل خانه مقابل هر ركنی دو ركعت نماز بخوانند .
جاهائیكه نماز خواندن در آنها مستحب است
مسأله 893
در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده است ، كه نماز را در مسجد بخوانند و بهتر از همه مسجدها مسجد الحرام است و بعد از آن مسجد پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و بعد مسجد كوفه و بعد از آن مسجد بیت المقدس و بعد از مسجد بیت المقدس ، مسجد جامع هر شهر و بعد از آن مسجد محله و بعد از مسجد محله ، مسجد بازار است .
مسأله 894
برای زنها نماز خواندن در خانه ، بلكه در صندوقخانه واطاق عقب بهتر است ، ولی اگر بتوانند كاملا خود را از نامحرم حفظ كنند بهتر است در مسجد نماز بخوانند .
مسأله 895
نماز در حرم امامان علیهم السلام مستحب ، بلكه بهتر از مسجد است و نماز در حرم مطهر حضرت امیر المؤمنین علیه السلام برابر دویست هزار نماز است .
مسأله 896
زیاد رفتن به مسجد و رفتن در مسجدی كه نمازگزار ندارد مستحب است و همسایه مسجد اگر عذری نداشته باشد ، مكروه است در غیر مسجد نماز بخواند .
مسأله 897
مستحب است انسان با كسی كه در مسجد حاضر نمیشود غذا نخورد ، و در كارها با او مشورت نكند ، و همسایه او نشود ، و از او زن نگیرد و باو زن ندهد .
جاهائی كه نماز خواندن در آنها مكروه است
مسأله 898
نماز خواندن در چند جا مكروه است و از آن جمله است : حمام ، زمین نمكزار ، مقابل انسان ، مقابل دری كه باز است ، در جاده و خیابان و كوچه اگر برای كسانی كه عبور میكنند زحمت نباشد ، وچنانچه زحمت باشد حرام ولی نماز باطل نیست . مقابل آتش و چراغ ، در آشپزخانه و هر جا كه كوره آتش باشد ، مقابل چاه و چالهای كه محل بول باشد ، روبروی عكس و مجسمه چیزیكه روح دارد ، مگر آن كه روی آن پرده بكشند ، در اطاقی كه جنب در آن باشد ، در جائی كه عكس باشد اگر چه روبروی نمازگزار نباشد ، مقابل قبر ، روی قبر ، بین دو قبر ، در قبرستان .
مسأله 899
كسی كه در محل عبور مردم نماز میخواند ، یا كسی روبروی او است ، مستحب است جلوی خود چیزی بگذارد واگر چوب یا ریسمانی هم باشد كافی است.
احكام مسجد
مسأله 900
نجس كردن زمین وسقف وبام وطرف داخل دیوار مسجد حرام است و هر كس بفهمد كه نجس شده است باید فورا نجاست آن را بر طرف كند . و احتیاط واجب آن است كه طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نكنند ، و اگر نجس شود نجاستش را بر طرف نمایند ، مگر آن كه واقف آن را جزء مسجد قرار نداده باشد .
مسأله 901
اگر نتواند مسجد را تطهیر نماید ، یا كمك لازم داشته باشد وپیدا نكند ، تطهیر مسجد بر او واجب نیست ، ولی اگر بیاحترامی به مسجد باشد بنابر احتیاط واجب ، باید به كسی كه میتواند تطهیر كند اطلاع دهد .
مسأله 902
اگر جائی از مسجد نجس شود كه تطهیر آن بدون كندن یا خراب كردن ممكن نیست باید آنجا را بكنند ، یا اگر خرابی زیاد لازم نمیآید خراب نمایند ، و پر كردن جایی كه كندهاند ، و ساختن جائیكه خراب كردهاند واجب نیست . ولی اگر آن كس كه نجس كرده بكند یا خراب كند در صورت امكان باید پر كند و تعمیر نماید .
مسأله 903
اگر مسجدی را غصب كنند و بجای آن خانه و مانند آن بسازند . كه دیگر بآن مسجد نگویند باز هم بنابر احتیاط واجب نجس كردن آن حرام و تطهیر آن واجب است .
مسأله 904
نجس كردن حرم امامان علیهم السلام حرام است . و اگر یكی از آنها نجس شود ، چنانچه نجس ماندن آن بیاحترامی باشد ، تطهیر آن واجب است ، بلكه احتیاط مستحب آن ست كه اگر بیاحترامی هم نباشد آنرا تطهیر كنند .
مسأله 905
اگر حصیر مسجد نجس شود ، بنابر احتیاط واجب باید آن را آب بكشند ولی چنانچه بواسطه آب كشیدن ، خراب میشود وبریدن جای نجس بهتر است ، باید آنرا ببرند و اگر كسی كه نجس كرده ببرد باید خودش اصلاح كند .
مسأله 906
بردن عین نجس مانند خون در مسجد اگر بیاحترامی به مسجد باشد حرام است ، و همچنین بردن چیزی كه نجس شده ، درصورتی كه بیاحترامی به مسجد باشد حرام است.
مسأله 907
اگر مسجد را برای روضهخوانی چادر بزنند وفرش كنند وسیاهی بكوبند و اسباب چای در آن ببرند ، در صورتی كه این كارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود اشكال ندارد .
مسأله 908
بنابر احتیاط واجب مسجد را به طلا نباید زینت نمایند و همچنین نباید صورت چیزهائی كه مثل انسان و حیوان روح دارد در مسجد نقش كنند . ونقاشی چیزهائی كه روح ندارد ، مثل گل و بوته مكروه است .
مسأله 909
اگر مسجد خراب هم شود نمیتوانند آنرا بفروشند یا داخل ملك و جاده نمایند .
<-PollItems->
<-PollName->
نماز غفيله
س 131_ نماز «غفيله» چيست و چند ركعت است؟
ج ـ يكي از نمازهاي مستحب نماز غفيله است كه بين نماز مغرب و عشا خوانده مي شود.
س 132_ نماز غفيله چگونه خوانده مي شود؟
ج ـ در ركعت اول آن بعد از حمد به جاي سوره اين آيه را بخواند: « وذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادي في الظلمات ان لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين فاستجبنا له و نجينّاه من الغم و كذلك ننجي المؤمنين» و در ركعت دوم بعد از حمد به جاي سوره اين آيه را بخواند: « و عنده مفاتيح الغيب لا يعلمها الا هو و يعلم ما في البر و البحر و ما تسقط من ورقه الا يعلمها و لا حبّة في ظلمات الارض و لا رطب و لا يابس الا في كتاب مبين».
س 133_ در قنوت چه دعاهايي بخواند؟
ج ـ در قنوت آن بگويد: «اللهم اني اسئلك بمفاتح الغيب التي لا يعلمها الا انت ان تصلي علي محمد و آل محمد و ان تفعل بي كذا و كذا » و به جاي كلمه كذا و كذا حاجتهاي خود را بگويد سپس بگويد: «اللهم انت ولي نعمتي و القادر علي طلبتي تعلم حاجتي فأسئلك بحق محمد و آله عليه و عليهم السلام لما قضيتها لي».
چگونه باید افراد خانواده را براى خواندن نماز صبح بیدار نمود؟
در این مورد کیفیت خاصى در رابطه با افراد خانواده وجود ندارد
نماز و روزه کسانى که به گروهها و طایفههاى مختلفى منسوب هستند و نسبت به هم بغض و حسد و حتى دشمنى بدون دلیل دارند، چه حکمى دارد؟
براى مکلّف اظهار حسد و کینه و دشمنى با دیگران جایز نیست، ولى این امور باعث بطلان نماز و روزه نمىشود
اگر رزمندهاى در جبهه به علت شدت درگیرى قادر بر قرائت فاتحه یا سجده و یا رکوع نباشد، چگونه باید نمازش را در آنجا بخواند؟
باید به هر نحوى که برایش امکان دارد، نماز بخواند. اگر قادر بر انجام رکوع و سجده نیست، ایماء و اشاره به جاى رکوع و سجود کافى است
پدر و مادر به فرزندانشان در چه سنى احکام شرعى و عبادات را باید تعلیم دهند؟
مستحب است که ولىّ اطفال احکام شرعى و عبادات را پس از رسیدن آنان به سن تمیز به ایشان یاد دهد
بعضى از رانندگان اتوبوسهاى مسافربرى که بین شهرها رانندگى مىکنند، به نماز مسافران اهمیتى نمىدهند و به تقاضاى آنان براى توقف اتوبوس جهت اداى نماز، توجهى نمىکنند، لذا گاهى نماز مسافرین قضا مىشود. وظیفه رانندگان اتوبوسها دراینباره چیست؟ مسافران نسبت به نمازشان چه وظیفهاى دارند؟
بر مسافران واجب است که در صورت خوف از فوت وقت نماز، از راننده بخواهند که اتوبوس را در مکان مناسبى متوقف نماید، و بر راننده اجابت درخواست آنان واجب است، و اگر به علت عذر مقبول و یا بدون دلیل از توقف اتوبوس خوددارى کند، در این صورت تکلیف مسافران اگر خوف فوت وقت داشته باشند این است که نماز را در اتوبوس در همان حال حرکت بخوانند و تا آنجا که امکان دارد جهت قبله، قیام، رکوع و سجود را رعایت کنند
آیا مقصود از این گفته که «شارب خمر تا چهل روز نماز و روزهاش نماز و روزه نیست»، این است که در این مدت بر او واجب نیست نماز بخواند و بعدا باید آنها را قضا کند؟ یا اینکه مقصود جمع بین قضاء و اداء است و یا آنکه قضاى آنها بر او واجب نیست بلکه اداء کافى است، ولى ثواب آن از نمازهاى دیگر کمتر است؟
منظور این است که شرب خمر مانع از قبول نماز و روزه است، نه اینکه با شرب خمر وجوب اداى نماز و روزه ساقط شود و قضاء واجب گردد یا جمع بین اداء و قضاء لازم شود
اگر مشاهده کنم که شخصى بعضى از افعال نمازش را اشتباه انجام مىدهد، وظیفه شرعى ام چیست؟
در این مورد چیزى بر شما واجب نیست، مگر اینکه اشتباه ناشى از جهل او به آن حکم باشد که در این صورت احوط ارشاد و راهنمائى وى است
چرا زن نمی تواند امام جماعت شود ؟
بعضى از مراجع تقلید به طور کلى امام جماعت شدن زن را بنابر احتیاط واجب، جایز نمىدانند
اکثر مراجع تقلید امامت زن را براى زنان دیگر جایز مىدانند. در صورت برپایى نماز جماعت توسط خانم، باید هر یک از افراد به فتواى مرجع تقلید خود عمل کند، یعنى اگر مرجع تقلید یک خانم، اجازه داده، مىتواند پشت سر امام جماعت زن نماز بخواند.شرایط امامت جماعت به طور کلى این است که باید بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامى و عادل وحلالزاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند. بنابراین زن می تواند امام جماعت زنان شود ولی نمی تواند برای مردان امامت کند علت و فلسفه آن برای ما مشخص نیست ولی می توان حدس زد که اگر زن امام شود به طور طبیعی اندام زنانه در جلوی مردان و شنیدن صدای زنان تحریک کننده است و نماز را که ذکر و یاد خداوند و خلوت نمودن با او و مبارزه با وسوسه شیطان است ، از حقیقت خود منحرف می کند و این با روح عبادت و پرستش الهی سازگار نیست .
در عین حال در دستورات اصلی تا حد امکان از اختلاط زنان و مردان نهی شده است ، مگر مواردی که ضرورت و نیاز باشد و این مسئله با اختلاط زن و مرد و پیش نماز بودن زنان سازگار نیست.
<-PollItems->
<-PollName->
صديقه مصطفوى (دختر حضرت امام) اظهاركرده است: يادم ميآيد از دوران كودكى كم خواب بودم. چندين بار نيمههاى شب بيدار ميشدم و مكرر نماز شب آقا را ميديدم. از خود ميپرسيدم: چرا آقا در هنگام شب اين قدر مىگريد. خيلى از شبها مهتاب بود و در پرتو روشنايى آن، اشكهاي آقا را مشاهده ميكردم و اين وضع براى من كه طفلى بيش نبودم شگفت آور بود. در مدتي هم كه به نجف ميرفتم و بچههاى كوچك داشتم و شبها بيدار ميشدم، آقا در اتاقشان كه رو به روى محل اقامت ما بود در ايوان كوچكى نماز شب ميخواندند و من احساس ميكردم براى اين كه صدايشان را نشنويم گريههايشان را با بلند گويى كه مناجات پخش ميكرد تطبيق مىدادند و من چون بيدار بودم صداى گريه آقا را ميشنيدم.
- برخى خويشاوندان كه از پانزده سالگى با امام بودهاند گفتهاند از دوران نوجوانى كه با امام در خمين بوديم، آقا يك چراغ موشى كوچك ميگرفتند و ميرفتند به يك قسمت ديگر كه هيچ كس بيدار نشود و نماز شب مىخواندند.
همسر امام ميگويند تا حالا نشده كه من از نماز شب ايشان بيدار شوم، چون چراغ را مطلقاً روشن نميكردند. حتى چراغ دستشويى را روشن نميكردند تا كسى بيدار نشود.
هنگام وضوى نماز شب يك ابر زير شير آب مينهادند كه صداى چكه و ريزش آب موجب بيدارشدن كسى نگردد.
- آية الله سيد مصطفى خوانسارى صحنهاى از عبادت امام را اين گونه نقل كرده است:
يك سال در قم برف زيادى آمده و سيل، نصف اين شهر را خراب كرده بود؛ در همان وضع با آن شدت سرما و يخبندان، امام نيمههاى شب از مدرسه دارالشفا، به مدرسه فيضيه ميآمد و به هر زحمتى بود يخ حوض مدرسه را ميشكست، وضو ميگرفت و به مدرسه ميرفت و در تاريكى مشغول تهجدش ميشد. نميتوانم بازگو كنم امام (ره) چه حالى داشت، با يك سرور و شادى معنوى نماز شب را به جاى ميآورد و هنگام اذان مىآمد مسجد و پشت سر آية الله حاج ميرزا جواد ملكى به نماز ميايستاد و بعد بر مىگشت و مشغول مباحثاتش ميشد.
- بانو فاطمه طباطبايى (همسر مرحوم سيد احمد خميني) گفته است:
در سال 1349 شمسى با حاج احمد آقا ازدواج كردم و در سال 1352 شمسى با همسر و فرزند نه ماههام به عراق رفتم. نيمه شب بود كه به منزل امام (ره) رسيديم، خودشان آمدند، در را باز كردند؛ چند دقيقهاى به احوال پرسى گذشت و بعد نماز شب را شروع كردند، اين براى من بسيار شگفت آور بود، زيرا نماز شب واجب نبود و ميتوانستند قدرى ديرتر بخوانند، اما با وجود اين كه علاقه زيادى به پسرشان، حاج احمد آقا، داشتند و چند سالى بود كه از ايشان دور بودند مشغول نماز شدند. بعدها پيبردم اين رفتار امام (ره) به دليل علاقه وافرشان به نماز بوده است.
- حضرت امام در نخستين شب اقامتشان در پاريس در آپارتمان كوچكى اقامت كردند، هنگام خواب به اتاق خود رفتند، ساعت دو بعد از نيمه شب كه به وقت نجف چهار و به وقت تهران چهار و نيم بعد از نيمه شب بود، از اتاق خود بيرون آمدند، وضو گرفتند و برگشتند، هنوز چهار ساعت به اذان صبح مانده بود، يكى از اطرافيان ميگويد: تعجب كرديم كه چرا ايشان زود از خواب برخاستهاند. صبح معما حل شد، زيرا امام (ره) فرمودند:
اين جا چه طور است؟ ديشب هر چه نشستم كه صبح شود نماز بخوانم هوا روشن نشد، مشخص گرديد كه ايشان به عادت هر شب مطابق با افق نجف اشرف دو ساعت به اذان صبح مانده براى نماز شب بلند شدهاند، خدمتشان عرض كرديم، افق اين جا با عراق دو ساعت اختلاف دارد. فرمودند: بياييد ساعت مرا درست كنيد.
حتى در شب پرواز سرنوشت ساز دوازدهم بهمن سال 1357 شمسى اين برنامه عبادى امام ترك نشد. يكى از اصحابشان كه در هواپيما بوده نقل ميكند: به احترام آقا طبقه بالاى هواپيما را اختصاص به امام دادند تا در آن جا استراحت كند و كسى مزاحمشان نباشد، من جسارت كردم و گفتم بروم ببينم امام در چه حالى است، وقتى به طبقه بالا رفتم ديدم امام مشغول نمازند و در حال ريختن اشك هستند.
- يك روز در قم حضرت امام بيمار شدند به دستور پزشكان مىبايست به تهران انتقال يابند؛ هوا بسيار سرد بود و برف ميباريد. يخ بندان عجيبى در جادهها وجود داشت. حضرت امام با اين كه چندين ساعت در آمبولانس بودند به محض آن كه به بيمارستان قلب تهران منتقل شدند باز هم نماز شب را به جاى آوردند.
بعد از عمل جراحى هر لحظه كه امام مشكل خاصى نداشتند چشمان خود را روى هم مينهادند و ميخوابيدند حتى پزشكان به اين شك مىافتادند كه نكند اثر داروهاى بيهوشى است كه ايشان را به اين صورت در ميآورد. اما زمانى كه وقت نماز شب فرا ميرسيد خودشان بيدار ميشدند و ميفرمودند وقت نماز است و اين در حالى بود كه براى به خواب رفتنشان به امام دارو ميدادند اما به همان حالت عادى راس ساعت دو بعد از نيمه شب نماز شب را اقامه ميكردند و حتى شور و حال افزونترى داشتند.
يكى از نزديكان امام نقل ميكرد وقتى وارد اتاق بيمارستان شدم ايشان را در حالت عجيبى يافتم. آن قدر گريسته بودند كه تمامى چهره منورشان خيس شده بود، هنوز هم اشكهاى مباركشان چون باران جارى بود و چنان با خداى خود راز و نياز مىكردند كه من تحت تاثير قرار گرفتم، وقتى متوجه من شدند با حولهاى كه بر شانه داشتند صورت خود را خشك كردند.
- امام خميني ظهرها از ساعت يازده و نيم تا يك بعد از ظهر مشغول نماز بودند، يكى از خواهرانى كه در بيت ايشان مشغول خدمت بوده، گفته است: از دفتر زياد به من قند و آب ميدادند كه ببرم و تبرك كنم، هر چه لاى در را ميگوشيم كه براى تبرك نمودن يا استخاره كردن نزدشان بروم ميديدم در حال نمازند. ايستاده، نشسته، خوابيده، همهاش نماز نافله ميخواندند.
امام خمينى از او آن جوانى كه مشغول تحصيل بودند در نماز شب جديت داشتند، همسر امام گفته است:
از سن بيست و هشت سالگى نماز شب امام ترك نشده، يعني از ابتداى ازدواج شان به فرمايش آية الله فاضل لنكرانى امام هفتاد سال نماز شب خود را به صورت متواتر خواندند، نماز شبى كه خداوند در قرآن ميفرمايد: كسى كه چنين تهجدى را داشته باشد خداوند او را به مقام شايستهاى ميرساند. حجة الاسلام و المسلمين توسلى خاطر نشان نموده است كه: به جرات ميتوانم بگويم كه تهجد امام تا آخرين لحظههاى حياتشان ترك نشد، نمازشان همش اول وقت بود. چه در دوران جوانى و چه پس از آن، دو ساعت مانده به اذان صبح بيدار ميشدند و در اين مدت قرائت قرآن ميكردند. شبها يكى از برادران پاسدار پشت در اتاق ايشان ميخوابيد. يك وقت از وى پرسيدم: شما كه مدتى شبها مراقب امام بوديد خاطرهاى از آن بزرگوار داريد؟ گفت: بله شبها معمولاً دو ساعت به اذان صبح بيدار بودند، يك شب متوجه شدم با صداى بلند گريه ميكنند من هم متأثر شدم و بناى گريه را گذاشتم امام براى تجديد وضو بيرون آمدند چون متوجه من شدند فرمودند: تا جوان هستى قدر بدان و خدا را عبادت كن، لذّت عبادت در جوانى است، آدمى وقتى پير ميشود، دلش ميخواهد عبادت كند. امّا حال و توان برايش نيست.
صداى گريه حاج آقاست. قبل از سال 41 يكى از علماى تهران نقل ميكرد؛ شبى مهمان مرحوم حاج آقا مصطفى بودم مقدار زيادى از شب را با ايشان نشستيم و بحث و صحبت علمى كرديم. تازه خوابيده بوديم يك وقت از صداى گريه و نالهاى هراسان بيدار شدم و حاج آقا مصطفى را بيدار كردم و گفتم مثل اينكه در همسايگى شما كسى مرده و برايش گريه ميكنند. آقا مصطفى گوش كرده و گفت صداى گريه حاج آقايم است (ايشان امام را حاج آقا ميگفت) كه مشغول نماز شب و گريه و ناله به درگاه خداست.
قبل از اينكه به نجف مشرف بشوم فردى را در قم ديدم كه به نجف رفته بود و امام را ملاقات كرده و نقل ميكرد كه ما وقتى به نجف رسيديم به منزل امام زيادتر تردد ميكرديم. برنامه هميشگى امام اين بود كه دو و نيم ساعت پس از مغرب به بيروني منزل ميآمدند تا كسانى كه ميخواستند ايشان را زيارت كنند يا كارى داشتند خدمتشان برسند و بعد به حرم مشرف ميشدند كه درست سه ساعت پس از مغرب بود، اين امر هميشگى بود. مگر اينكه حادثهاى پيش ميآمد. يك شب امام بر اثر كسالت نتوانستند به حرم مشرف شوند. حالشان خوب نبود و تب زيادى داشتند.
هر چه گشتند نتوانستند دكترى را پيدا كنند. تا ساعت دو نيمه شب دكترى پيدا شد و از او خواهش كردند كه بيايد امام را معاينه كند.
در اين ساعت وارد منزل امام كه شديم. حدس ميزديم به دليل كسالت در بستر خوابيده باشند ولى وقتى در زديم و وارد اطاق شديم مشاهده كرديم كه امام با آن تبى كه داشتند روى سجاده نشستهاند و نماز شب ميخوانند. صبر كرديم تا نماز ايشان تمام شد و دكتر ايشان را معاينه كرد. پس از معاينه معلوم شد ميزان حرارت امام در آن تبى كه داشتند 42 درجه بود. ميزانى كه معمولاً انسانهاى قوى و جوان حتى قادر نيستند روى پاى خود بايستند و نماز واجب خود را بخوانند تا چه رسد به اينكه بخواهند نماز مستحبى بخوانند ولى امام در اثر عشق به خدا و آن حالت تعبدي كه داشتند برنامه عبادت خود را ترك نميكردند.
<-PollItems->
<-PollName->
علت محروميت از شب زنده داري
شايد كمتر مسلماني را بتوان يافت كه ادعّا كند: من آرزوي شب زندهداري و مناجات با خدا را ندارم. اگر در طول عمرش، حتّي يك شب هم، اين توفيق عظيم را نيافته، اما اين آرزو هرگز از دلش بيرون نرفته است.
آنهايي كه اهل مطالعه و يا شركت در جلسات مذهبي هستند، همواره خوانده و يا شنيدهاند كه شب زنده داري و راز و نياز با آفريدگار بيهمتا، نشأت و حلاوتي پايدار دارد. امّا بسياري از آنها نيز اين توفيق معنوي را نيافته و يا كمتر يافتهاند. راستي علّت اين محروميّت بزرگ در چيست؟
مردي از حضرت اميرالمؤمين علي (ع) پرسيد: «يا أميرَالْمُؤْمِنينَ، اِنّي قَدْ حُرِمْتُ الصَّلاةُ بِاللَّيْلِ؟ قالَ: فَقال أميرُالمؤمنينَ (ع): أنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَيَّدَتْكَ ذُنُوبُك».
من از نماز شب محروم شدم.
حضرت فرمود: تو كسي هستي كه گناهان تو مقيّدت نموده است. (يعني تو آزاد نيستي و در قيد و بند گناهانت هستي).
امام صادق (ع) فرمود: «اِنَّ الرَجُلَ يَذْنِبُ الذَّنْبَ فَيَحْرُمُ صَلاة َاللَّيْلِ وَ اِنَّ الْعَمَلَ السَّيّيءَ اَسْرَعُ في صَاحِبِهِ مِنَ السِّكِين فِي اللَّحْمِ».
كسي كه مرتكب گناهي شود از نماز شب محروم ميگردد و به درستي كه نفوذ اثر كار ناپسند در انجام دهنده آن از نفوذ چاقو در گوشت سريعتر است».
همان گونه كه كارد در گوشت نفوذ كرده، آن را قطعه قطعه ميكند، گناه نيز اطاعت را قطعه قطعه ميكند. البته گاهى انسان، گناه ميكند و با كار خير و اطاعت، آن گناه را ترميم ميكند، ولى اين در صورتى است كه روح ايمانى شخص، قوى و آن گناه، ضعيف باشد، اما در حال عادى براى توده مردم، گناه مانع انجام كار خير ميشود. در نتيجه خود گناه رشد ميكند و آنگاه نه تنها بركات معنوى بلكه بركات مادى هم از انسان گرفته ميشود.
آنچه در قرآن كريم آمده است: «و لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخذناهم بما كانوا يكسبون».
اين دو مطلب را به همراه دارد و يك نوع تلازم وجودى و عدمى را بازگو مىكند، يعنى، بين ايمان و تقوا از يك سو و بين نزول بركات الهى از سوى ديگر، تلازم وجودى و بين ترك تقوا از يك سو و بين قطع رحمت و بركات الهى از سوى ديگر تلازم عدمى برقرار است.
امام صادق (ع) ميفرمايد: «ما من سنة اقل مطرا من سنة ولكن الله تعالى يضعه حيثيشاء، ان الله تعالى اذا عمل قوم بالمعاصي، صرف عنهم ما كان قدره لهم من المطر في تلك السنة الى غيرهم و الى الفيافي و البحار و الجبال...».
خداوند هر سال باران را به اندازه لازم ميفرستد، ولى اگر مردم سرزمينى، تبهكار باشند، دستور ميدهد كه اين باران در مناطقى فرو بريزد كه به حال آنها سودمند نباشد.
باري، توفيق شب زنده داري و با شبروان هم سفر شدن، و با شب آفرين سخن گفتن، نصيب گنه كاران روز نخواهد بود.
كسي كه در روز؛ چشمانش به گناه آلوده است، شب سعادت اشك ريختن در كنار سجّاده را ندارد.
كسي كه در روز؛ زبانش به تبهكاري باز شد، شب به ياد حق، و به زمزمه حقّ گويا نخواهد بود.
گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض *** ورنه هر سنگ و گِلي، لؤلؤ و مرجان نشود
ممكن نيست كه سيه دلِ روز، شب زنده دار سحر باشد.
ممكن نيست كه تبهكار روز، پارساي شب باشد.
ما بندگان غفلت زده و اسير هواهاي شيطاني، از نشأت شب زندهداري و حلاوت سِحر انگيز تلاوت قرآن در نيمههاي شب، تنها نامي شنيدهايم و بس. ما در آغاز هيچ شبي، شايد در اين انديشه نبودهايم كه مقدّماتي را فراهم نماييم تا در نيمههاي شب، از بستر خود جدا شده، و دست نيازي بسوي تو دراز كنيم. و به همين خاطر، هرگز آن حلاوت رؤيايي را نچشيده و آن نشأت معنوي را درك نكردهايم.
اي پروردگار مهربان! ما آن حديث قدسي را شنيدهايم كه به موسي بن عمران، خطاب فرمودي كه: «اي پسر عمران! دروغ ميگويد كسي كه ميپندارد مرا دوست دارد، و آنگاه كه تاريكي شب همه جا را فرا ميگيرد، ميخوابد و مرا از ياد ميبرد. آيا هر دوست و دلدادهاي در پي خلوت با محبوب خود نيست».
باري نماز شب، و شب زنده داري در برابر حضرت حق، توفيقى ميخواهد كه آنرا هم بايد از خدا طلبيد.
گاهى گناهان و دروغهايي كه در روز از زبانمان جاري ميشود، سبب محروميتمان از نماز شب ميگردد و شيرينى عبادت و نيايش، را در دل شب از انسان ميگيرد.
در حديث است:
«ان الرجل ليكذب الكذبة فيحرم بها عن صلاة الليل»
گاهى كسى دروغ ميگويد، و به همين سبب از نماز شب محروم ميشود.
مردى نزد على امير مؤ منان (ع) آمد و عرض كرد، من از نماز شب محروم شدم، على (ع) فرمود: «انت رجل قد قيدتك ذنوبك».
تو كسى هستى كه گناهانت تو را به بند كشيده است.
در حديث ديگرى از امام صادق (ع) مىخوانيم:
«ان الرجل ليكذب الكذبة و يحرم بها صلوة الليل فاذا حرم بها صلوة الليل حرم بها الرزق».
انسان گاهى دروغ مىگويد و سبب محروميتش از نماز شب مىشود، هنگاميكه از نماز شب محروم شد، از روزى و مواهب مادى و معنوى نيز محروم مىشود.
توسّل به اهل بيت (عليهم السلام)
براي اينكه سحر خيزان بتوانند از مبدا فيض بيشتر و بهتر بهره بگيرند به دستور حضرت حقّ بايد خاندان رسالت را واسطه قرار دهند كه فرموده است: «وَابْتَغو اِليهِ الوَسيلةِ»
و از طرفي عبادت عابدان مقبول حضرت باري تعالي نميگردد. مگر با داشتن ولايت و محبّت خاندان رسالت كه در زيارت «جامعه كبيره» ميخوانيم: «بِمُوالاتِكُم تُقْبَلُ الطّاعةُ المُفتَرِضَه».
به سبب ولايت و دوستي شما اعمال واجب و مستحب مقبول درگاه احديّت ميگردد.
امام صادق (ع) فرمودند: هنگاميكه خواستي به نماز شب بايستي بگو: بار خدايا من به وسيله پيامبرت كه نبي رحمت است و به وساطت خاندان پيامبر، رو به سوي تو ميآورم و آنان را پيشاپيش حوائجم مقّدم ميدارم. خداوندا مرا به حرمت آن پاكان آبرومند در دنيا و آخرت، از مقرّبين درگاهات قرار بده.
بار پروردگارا، به عظمت آنان بر من ترحّم فرما، و به احترام آنان عذابم مفرما، و به سبب آنان هدايتم كن و گمراهم نفرما، و به بركت آنان رزقم داده و محرومم مگردان، و حوايج دنيا و آخرتم را برآور، چه آنكه تو بر هر چيز توانايي و به چيز دانا.
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند *** اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند
در مورد آثار و برکات نماز شب در دنيا و آخرت فکر کنم موضوع برای همه روشن شده باشد. اما مشکلی وجود دارد که اکثرا از آن گله دارند و آن هم توفيق نيافتن برای بيدار شدن و خواندن نماز شب است و يا حتی عدهای از اينکه نماز شبشان دارای حس و حال نيست شکايت دارند حال میخواهيم جواب اين مشکلات را از هاديان الهی که امامان معصومند بپرسيم.
امام صادق (ع) میفرمايد: چون مرد گناه کند،از نماز شب محروم گردد و عمل زشت، از چاقويی که در گوشت فرو رود، سريعتر در کسی که مرتکب آن شده، فرو ميرود.
همچنين روايت شده که شخصی نزد سلمان فارسی آمد و گفت: من توان آن را ندارم که در شب نماز به جای آورم. سلمان گفت: در روز گناه مکن.
امام صادق (ع) فرمود: «اَبْغَضُ الْخَلْقِ اِلَي اللهِ جيفَهٌ بِاللَّيْلِ بَطّالٌ بِالنّهارِ».
مبغوض ترين مردم نزد خداوند سبحان، كسي است كه شب، مانند مرده به خواب ميرود (و يكسره تا صبح ميخوابد) و روز بيكار است».
گوهر پاک ببايد که شود قابل فيض *** ورنه هر سنگ گلی لولو و مرجان نشود
<-PollItems->
<-PollName->