22) قضاي نماز شب را نيز فضيلت بسيار است، چنانكه از امام صادق (ع) روايت است كه شخصي به آن حضرت عرض كرد: فدايت شوم چه بسا اتّفاق ميافتد كه يك، دو، يا سه ماه نماز شب از من فوت ميشود و من آن را به روز قضا ميكنم. آيا اين كار جايز است؟ فرمودند: به خدا قسم اين كار مايه روشني چشم تو است. و آني جمله را سه بار تكرار كرد.
رسول خدا (ص) فرمودند: خداي تعالي به بندهاي كه قضاي نماز شب را بجاي ميآورد مباهات ميكند و ميفرمايد:
اي فرشتگان، اين بنده چيزي را كه به او واجب نكردهام قضا ميكند. گواه باشيد كه من او را آمرزيدم.
در روايت صحيح از حماد بن عثمان از امام كاظم (ع) نقل شده است كه درباره مردى كه نماز نافله مىخواند در حالى كه روى مركبش بين شهرها حركت مىكند، سؤ ال شد. فرمود: اشكالى ندارد).
در روايت صحيح از عبدالرحمن بن حجاج از آن حضرت نقل است كه مىگويد: «درباره نماز نافله در وطن، بر پشت مركب پرسيدم؛ هرگاه پگاه از كوفه خارج شدم و يا در شهر كوفه شتابان در پى كار بودم (چه كنم؟) فرمود: اگر شتابزده بودى و نتوانستى از مركب پياده شوى و مىترسى كه اگر سواره نماز را نخوانى فوت شود، سواره بخوان، اگر نه نماز خواندنت روى زمين نزد من پسنديدهتر است».
در روايت صحيح از عبدالرحمن بن ابى عبداللّه به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است كه مىفرمايد: «روى مركب كسى حق ندارد نماز واجب را بخواند مگر مريض كه مىبايد رو به قبله باشد و به قرائت (فاتحة الكتاب) اكتفا كند و در نماز واجب بر هر چه ممكن باشد صورتش را بنهد و در نماز نافله اشاره مخصوصى بكند».
در روايت صحيح از جميل به دراج از آن حضرت نقل شده كه مىگويد: شنيدم كه مىفرمود: «رسول خدا صلى اللّه عليه و اله نماز واجب را در يك روز گل آلود و بارانى در كجاوه خواند».
23) اگر مشغول نماز شب بود و صبح طلوع کرد، اگر چهار رکعت از نماز شب را خوانده است و بعد صبح شد، بقيه نماز شب را به طور مخفف و بدون مستحباب ميخواند و اگر هنوز چهار رکعت از نماز شب نخوانده بعد صبح شد، همان دو رکعتی را که شروع کرده تمام ميکند و پس از آن دو رکعت نافله صبح را ميخواند و سپس دو رکعت نماز صبح واجب را ميخواند و پس از آن، باقيمانده نماز شب را قضا ميکند. اگر اصلا به نماز شب شروع نکرده و بعد صبح طلوع کرده باشد دو رکعت نماز نافله صبح را اول ميخواند و پس از آن نماز صبح را و پس از آن قضای نماز شب را بجا ميآورد.
تذکر: اگر نماز شب را در بين الطلوعين (يعنی بعد از اذان صبح و پيش طلوع آفتاب) ميخواند، بهتر است که نيت ادا يا قضا نکند، بلکه به نيت (ما فی الذمه) بخواند.
توضيح اينکه: (ما فی الذمه) به آن معنی است که نيت کند نماز شب ميخوانم (قربه الی الله) خواه ادا باشد خواه قضا، هر چه خدا و رسولش فرمودهاند.
24) در مواردى كه تقديم نماز شب جايز است سزاوار است كه نيّت اداء نكند بلكه به نيّت (تعجيل) و جلو انداختن بخواند.
25) شخصي به امام صادق (ع) عرض كرد: فدايت شوم؛ من گاهى به خواندن نماز شب موفّق نمىشوم، آيا اجازه مىفرمائيد پس از خواندن نماز صبح پيش از آنكه آفتاب طلوع كند قضاى نماز شب را بخوانم؟
فرمود: آرى؛ امّا اهل خانهات را از اين كار با خبر مكن زيرا آنان هم از تو ياد مىگيرند و اين كار را سنّت قرار مىدهند.
26) قضاى نماز شب را بر تقديم آن يعنى پيش از نيمه شب خواندن رجحان دارد. بنابر اين اگر مىداند كه قضاى نماز شب از او فوت نخواهد شد قضا اولويت دارد.
27) اگر وقت براى اداى نماز شب تنگ نباشد ولى انسان مىخواهد نماز وَتر را بخواند بايد آن را (رجائا) بخواند.
28) نماز وتر يك ركعت است، و كافى است در قنوت سه بار تسبيح گفتن.
29) مستحب است سورههاى بزرگ، در ركعت اول و سورههاى كوتاه را در ركعت دوم بخواند و در نماز (شفع) و (وتر) سورههاى فلق، ناس و توحيد، قرائت كند و يا اينكه، در همهٴ آنها سورهٴ (قل هوالله احد) بخواند.
30) در نماز شَفع و وَتر بهتر است بعد از حمد سوره توحيد را بخواند تا ثواب يك ختم قرآن را ببرد.
<-PollItems->
<-PollName->
چهل و چهارم: کرامات آيت الله بهجت
حجت الاسلام شوشتري ميگويد: شخصي خدمت آقاي بهجت ميرسد و ميگويد آقا! من اکثر شبها براي نماز شب خواب ميمانم چه کنم؟ دعايي بفرماييد.
آقا ميپرسند: چه ساعتي دوست داري بيدار شوي؟ ميگويد ساعت 3 نصف شب. آقاي بهجت ميگويد برو! ان شاء الله بيدار ميشوي. و آن شخص به من گفت اينک چندين سال از آن جريان ميگذرد از آن به بعد هر شب سر همان ساعت بيدار ميشوم، هرچند يک ساعت قبل خوابيده باشم و هيچگاه نماز شبم ترک نشده است و اين از کرامات آيت الله بهجت است.
- خاطره ديگر:
شخصى از دوستانم مىگفت: با اهل تهجّدى كه كمتر نماز شبش و مناجات سحرش ترك مىشد مأنوس بودم، شبى در خلوت سحر شاهد نماز شب با حال و با ارزشش بودم، در حال و در عبادت او دقت مىكردم، چون در نماز وَتر دست به قنوت برداشت به جاى آمرزش خواستن براى چهل مؤمن براى چهل گنهكار درخواست آمرزش كرد، پس از نماز به او گفتم: مگر نگفتهاند در قنوت نماز وَتر به چهل مؤمن دعا كنيد؟ پاسخ داد: همه مؤمنان را مؤمنان ديگر در نماز شب دعا مىكنند ولى گنهكاران از اين خلوت پر قيمت و مناجات با ارزش چرا نصيب و سهمى نبرند، آنان هم بنده خدايند و مستحق و گداى آمرزش، شايد خود براى آمرزش خود كارى نكرده باشند، و اكنون در برزخ گرفتار گناهان خويشند، بايد براى آنان هم بنا به فرموده پيامبر كه آمرزش خواهى براى آنان را بر عهده ما واجب دانستهاند از خدا طلب آمرزش كرد تا از رنج برزخ با دعاى ما درآيند و متقابلاً به ما دعا كنند، كه خدا دعاى دل سوختگان اهل برزخ را بىترديد نسبت به ما مستجاب خواهد كرد.
آرى، گناهكاران هم بر عهده ما حق واجب دارند، بايد به اداى اين حق واجب عاشقانه اقدام كرد.
ما وقتى از خدا براى آنان آمرزش بخواهيم، چه بسا جلوه آمرزش حق در افق وجودشان زمينه ساز تحول و تغييرى بنيادى در زندگى آنان گردد.
انجام كارها و عبادات آسان، از همه كس بر مىآيد، ولى عباداتى كه دشوارتر است و همّت و اراده و رنج بيشترى لازم دارد، با ارزشتر و به كمال نزديكتر است. قرآن، از كسانى كه در دوران سختى، پيامبر خدا را يارى و پيروى كردند ستايش مىكند. امام مجتبى عليه السلام با آنكه مركب سوارى داشت، ولى پياده به سفر حج مىرفت تا پاداش بيشترى داشته باشد. قرآن، از نماز شب خوانانى تمجيد مىكند كه خود را از بستر نرم و گرم جدا كرده به نيايش و نماز مىپردازند.
درباره آيت اللّه سيد احمد كربلايى رحمه الله عليه از شاگردان ملاّ حسينقلى همدانى رحمه الله عليه مىخوانيم كه عارف بزرگ، آقا على قاضى فرمود: شبى از شبها را به مسجد سهله مىگذرانديم، به نيمه شب يكى در آمد و به مقام ابراهيم عليه السلام مُقام كرد و از پى فريضه صبح در سجده شد تا طلوع خورشيد، آنگاه برفتم و ديدم: آقاى سيد احمد بكّاء است و از شدّت گريه، خاك سجده گاه را گِل كرده است.
علاّمه آقا بزرگ تهرانى هم درباره مرحوم كربلايى مىفرمايد: به هنگام نماز بر وجود خود تسلّطى نداشته و اشكهاى او همانند ابر بهاران فرو مىباريد. او كثير البكاء بود... من چندين سال همسايه او بودم، در اين مدّت كارهاى شگفتى از او ديدم ... در نماز به ويژه به هنگام نوافل ليليّه، عنان اختيار از كف مىداد و از خود بىخود مىشد.
يكى ديگر از معاصرين ايشان مى گويد: يگانه كسى بود كه بصر او به بصيرت تبديل شده بود و پردههاى ضخيم طبيعت را به واسطه كثرت عبادت و توغّل در ادعيه و اوراد و مواظبت دايمى بر اداى نوافل از جلوى چشم خود برداشته بود و كسى را بدان مقام نديدم. سيّد السالكين آيت اللّه سيّد احمد كربلايى سرانجام در يك نماز عشق (نماز عصر) به قرب حق نايل شد و به وصال جانان رسيد و مشاهد ابدى محبوب خويش گرديد.
<-PollItems->
<-PollName->
مسأله 1010
اگر در دو ركعت اول نماز به خیال این كه دو ركعت آخر است تسبیحات بگوید ، چنانچه پیش از ركوع بفهمد ، باید حمد و سوره را بخواند و اگر در ركوع بفهمد ، نمازش صحیح است .
مسأله 1011
اگر در دو ركعت آخر نماز به خیال این كه در دو ركعت اول است حمد بخواند ، یا در دو ركعت اول نماز با این كه گمان میكرده در دو ركعت آخر است حمد بخواند ، چه پیش از ركوع بفهمد چه بعد از آن نمازش صحیح است .
مسأله 1012
اگر در ركعت سوم یا چهارم میخواست حمد بخواند تسبیحات بزبانش آمد ، یا میخواست تسبیحات بخواند حمد بزبانش آمد باید آنرا رها كند ودوباره حمد یا تسبیحات را بخواند .
قرائت
ولی اگر عادتش خواندن چیزی بوده كه بهزبانش آمده ، ودر خزانه قلبش آنرا قصد داشته میتواند همان را تمام كند ونمازش صحیح است .
مسأله 1013
كسی كه عادت دارد در ركعت سوم و چهارم تسبیحات بخواند اگر بدون قصد مشغول خواندن حمد شود باید آنرا رها كند ودوباره حمد یا تسبیحات را بخواند .
مسأله 1014
در ركعت سوم و چهارم مستحب است بعد از تسبیحات استغفار كند ، مثلا بگوید : استغفر الله ربی واتوب الیه یا بگوید اللهم اغفرلی ، واگر به گمان آن كه حمد یا تسبیحات را گفته مشغول گفتن استغفار شود و شك كند كه حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه ، باید به شك خود اعتنا ننماید ولی اگر نمازگزار پیش از خم شدن برای ركوع در حالی كه مشغول گفتن استغفار نیست ، شك كند كه حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه ، باید حمد یا تسبیحات را بخواند .
مسأله 1015
اگر در ركوع ركعت سوم یا چهارم یا در حال رفتن به ركوع شك كند كه حمد یا تسبیحات را خوانده یا نه ، باید به شك خود اعتنا نكند .
مسأله 1016
هر گاه شك كند كه آیه یا كلمهای را درست گفته یا نه اگر به چیزی كه بعد از آنست مشغول نشده ، باید آن آیه یا كلمه را بطور صحیح بگوید و اگر به چیزی كه بعد از آنست مشغول شده ، چنانچه آن چیز ركن باشد مثل آن كه در ركوع شك كند كه فلان كلمه از سوره را درست گفته یا نه ، باید بشك خود اعتنا نكند ، واگر ركن نباشد ، مثلا موقع گفتن ( الله الصمد ) شك كند كه ( قل هو الله احد ) را درست گفته یا نه ، باز هم میتواند بشك خود اعتنا نكند ، ولی اگر احتیاطا آن آیه یا كلمه را بطور صحیح بگوید اشكال ندارد ، واگر چند مرتبه هم شك كند ، میتواند چند بار بگوید اما اگر به وسواس برسد و باز هم بگوید ، بنابر احتیاط واجب باید نمازش را دوباره بخواند .
مسأله 1017
مستحب است در ركعت اول ، پیش از خواندن حمد بگوید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و در ركعت اول ودوم نماز ظهر و عصر ( بسم الله ) را بلند بگوید وحمد و سوره را شمرده بخواند و در آخر هر آیه وقف كند یعنی آن را به آیه بعد نچسباند ، ودر حال خواندن حمد وسوره به معنای آیه توجه داشته باشد . اگر نماز را به جماعت میخواند ، بعد از تمام شدن حمد امام و اگر فرادی میخواند ، بعد از آن كه حمد خودش تمام شد بگوید الحمد لله رب العالمین . بعد از خواندن سوره قل هو الله احد ، یك ، یا دو ، یا سه مرتبه كذلك الله ربی یا سه مرتبه كذلك الله ربنا بگوید ، بعد از خواندن سوره كمی صبر كند بعد تكبیر پیش از ركوع را بگوید یا قنوت را بخواند .
مسأله 1018
مستحب است در تمام نمازها در ركعت اول ، سوره انا انزلناه و در ركعت دوم ، سوره قل هو الله احد را بخواند .
مسأله 1019
مكروه است انسان در تمام نمازهای یك شبانه روز سوره قل هو الله احد را نخواند .
مسأله 1020
خواندن سوره قل هو الله احد به یك نفس مكروه است .
مسأله 1021
سورهای را كه در ركعت اول خوانده مكروه است در ركعت دوم بخواند ولی اگر سوره قل هو الله احد را در هر دو ركعت بخواند مكروه نیست.
ركوع
مسأله 1022
در هر ركعت بعد از قرائت باید به اندازهای خم شود كه بتواند دست را به زانو بگذارد واین عمل را ركوع میگویند .
مسأله 1023
اگر به اندازه ركوع خم شود ، ولی دستها را به زانو نگذارد اشكال ندارد .
مسأله 1024
هر گاه ركوع را بطور غیر معمول بجا آورد ، مثلا به چپ یا راست خم شود ، اگر چه دستهای او به زانو برسد ، صحیح نیست .
مسأله 1025
خم شدن باید به قصد ركوع باشد ، پس اگر به قصد كار دیگر مثلا برای كشتن جانور خم شود ، نمیتواند آن را ركوع حساب كند بلكه باید بایستد دوباره برای ركوع خم شود وبه واسطه این عمل ، ركن زیاد نشده و نماز باطل نمیشود .
مسأله 1026
كسی كه دست یا زانوی او با دست و زانوی دیگران فرق دارد ، مثلا دستش خیلی بلند است كه اگر كمی خم شود به زانو میرسد یا زانوی او پائینتر از مردم دیگر است كه باید خیلی خم شود تا دستش بزانو برسد ، باید به اندازه معمول خم شود .
مسأله 1027
كسی كه نشسته ركوع میكند ، باید به قدری خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد و بهتر است به قدری خم شود كه صورت نزدیك جای سجده برسد .
مسأله 1028
انسان هر ذكری در ركوع بگوید كافی است ولی احتیاط واجب آن است كه بقدر سه مرتبه سبحان الله یا یك مرتبه سبحان ربی العظیم وبحمده كمتر نباشد .
مسأله 1029
ذكر ركوع باید دنبال هم و به عربی صحیح گفته شود و مستحب است آن را سه یا پنج یا هفت مرتبه بلكه بیشتر بگویند .
مسأله 1030
در ركوع باید بمقدار ذكر واجب ، بدن آرام باشد ودر ذكر مستحب هم اگر آن را بقصد ذكری كه برای ركوع دستور دادهاند بگوید بنابر احتیاط واجب ، آرام بودن بدن لازم است .
مسأله 1031
اگر موقعی كه ذكر واجب ركوع را میگوید ، بیاختیار به قدری حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود بنابر احتیاط واجب باید بعد از آرام گرفتن بدن ، دوباره ذكر را بگوید ، ولی اگر كمی حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود ، یا انگشتان را حركت دهد اشكال ندارد .
مسأله 1032
اگر پیش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گیرد عمدا ذكر ركوع را بگوید ، نمازش باطل است .
مسأله 1033
اگر پیش از تمام شدن ذكر واجب ، عمدا سر از ركوع بردارد نمازش باطل است واگر سهوا سر بردارد ، چنانچه پیش از آن كه از حال ركوع خارج شود ، یادش بیاید كه ذكر ركوع را تمام نكرده باید در حال آرامی بدن دوباره ذكر را بگوید واگر بعد از آن كه از حال ركوع خارج شد ، یادش بیاید نماز او صحیح است .
مسأله 1034
اگر نتواند به مقدار ذكر در ركوع بماند ، در صورتیكه بتواند پیش از آن كه از حد ركوع بیرون رود ذكر را بگوید ، باید در آن حال تمام كند و اگر نتواند در حال برخاستن ذكر را بقصد رجاء بگوید .
مسأله 1035
اگر بواسطه مرض و مانند آن در ركوع آرام نگیرد نماز صحیح است ولی باید پیش از آن كه از حال ركوع خارج شود ، ذكر واجب یعنی سبحان ربی العظیم وبحمده یا سه مرتبه سبحان الله را بگوید .
مسأله 1036
هر گاه نتواند به اندازه ركوع خم شود ، باید به چیزی تكیه دهد و ركوع كند واگر موقعی هم كه تكیه داده نتواند بطور معمول ركوع كند باید به هر اندازه میتواند ، خم شود و اگر هیچ نتواند خم شود باید موقع ركوع بنشیند و نشسته ركوع كند و احتیاط مستحب آن است كه نماز دیگری هم بخواند و برای ركوع آن با سر اشاره نماید .
مسأله 1037
كسی كه میتواند ایستاده نماز بخواند اگر در حال ایستاده یا نشسته نتواند ركوع كند ، باید ایستاده نماز بخواند و برای ركوع با سر اشاره كند و اگر نتواند اشاره كند ، باید به نیت ركوع چشمها را هم بگذارد و ذكر آن را بگوید وبه نیت برخاستن از ركوع ، چشمها را باز كند واگر از این هم عاجز است باید در قلب ، نیت ركوع كند و ذكر آن را بگوید .
مسأله 1038
كسی كه نمیتواند ایستاده یا نشسته ركوع كند وبرای ركوع فقط میتواند در حالی كه نشسته است كمی خم شود یا در حالی كه ایستاده است با سر اشاره كند ، باید ایستاده نماز بخواند وبرای ركوع با سر اشاره نماید واحتیاط مستحب آن است كه نماز دیگری هم بخواند و موقع ركوع آن بنشیند وهر قدر میتواند برای ركوع خم شود .
مسأله 1039
اگر بعد از رسیدن به حد ركوع و آرام گرفتن بدن سر بردارد و دو مرتبه به قصد ركوع باندازه ركوع خم شود ، نمازش باطل است ، ونیز اگر بعد از آن كه به اندازه ركوع خم شد و بدنش آرام گرفت ، بقصد ركوع به قدری خم شود كه از اندازه ركوع بگذرد و دوباره به ركوع برگردد ، بنابر احتیاط واجب نمازش باطل است و بهتر آن است كه نماز را تمام كند و از سر بخواند .
<-PollItems->
<-PollName->
احكام نماز شب
1) نماز شب مجموعاً يازده ركعت ميباشد كه ده ركعت آن هر دو ركعت به يك سلام خوانده ميشود و يك ركعت به يك سلام.
هشت ركعت از يازده ركعت را بايد به نيّت نماز شب و سپس دو ركعت ديگر به نيّت نماز شَفع و آنگاه يك ركعت نماز وَتر، كه با فضيلترين نماز شب، نماز وَتر و شَفع است و دو ركعت شَفع برتر از وَتر است.
2) نافله شب پيش از نماز صبح خوانده ميشود. و وقت آن بعد از گذشتن از نصف شب، به مقدار خواندن يازده ركعت نماز شب است. ولى احتياط آن است كه قبل از فجر اول نخوانند، مگر آن كه بعد از نافله شب بلافاصله بخوانند، كه در اين صورت مانعى ندارد.
3) براي نماز شب ميتوان به نماز شَفْع و وَتر اكتفا كرد، بلكه هنگام تنگي وقت ميتوان تنها به نماز وتر اكتفا نمود.
4) وقت نماز شب از نيمه شب (ساعت 12 نيمه شب) تا فجر صادق است. و هنگام سحر از ساير مواقع بهتر (پُر فضيلتتر) است و تمامي ثلث آخر شب سحر محسوب ميشود. و افضل از آن خواندن نماز شب نزديكيهاي سحر خوانده شود.
5) جايز است انسان نماز شب را نشسته بخواند حتي در حال اختيار.
ولي اگر ميخواهد نشسته بخواند بهتر آن است كه هر دو ركعت نشسته را يك ركعت ايستاده حساب كند. بنابراين بايد هشت بار دو ركعت نشسته و هر دو ركعت به يك سلام كه جمعاً شانزده ركعت ميشود به نيت نماز شب بخواند و دوباره دو ركعت هر دو ركعت به يك سلام به نيت نماز شفع و دو بار يك ركعت هر يك ركعت به يك سلام به نيت نماز وتر، ولي در حال اضطرار و مريض همان يازده ركعت كفايت ميكند.
6) مسافر و كسى كه براى او سخت است نافله شب را بعد از نصف شب بخواند، مىتواند آن را در اول شب بجا آورد.
7) جواني كه ميترسد خواب بماند و نماز شب از او فوت شود ميتواند نماز شب را پيش از نيمه شب (ساعت 12 نيمه شب به بعد) بخواند.
8) كساني كه براي خواندن نماز شب بعد از نيمه شب عذري دارند مانند پير مردان و يا كسي كه از سرد شدن هوا ميترسد و يا از جنب شدن در خواب ميترسد ... ميتوانند نماز شب را قبل از نيمه شب بخوانند.
9) خواندن سوره در ركعتهاي نماز شب لازم نيست و ميتواند فقط به خواندن سوره حمد اكتفا كند. (گرچه با سوره فضيلت ديگرى دارد) هم چنين قنوت در ركعتهاي دوم مستحب است و ميتواند بدون قنوت بخواند.
10) نماز وَتر يك ركعت است و ميشود آن را بدون قنوت به جا آورد.
11) لازم نيست همه يازده ركعت را در يك مجلس بخواند، بلكه ميتواند در دو سه نوبت بخواند، بلكه تفريق افضل است، همان طور كه رسول خدا تهجد ميكرد.
12) مستحب است كه نماز شب را بلند بخواند تا اگر از خانوادهاش كسي ميخواهد براي به نماز شب برخيزد بيدار شود.
بديهي است كه استحباب بلند خواندن نماز شب در جايي است كه امن از ريا و سُمعه باشد و اگر خداي ناخواسته خوف ريا و سُمعه در بلند خواندن باشد بايد آهسته بخواند.
13) بعد از فراغ از نماز شفع خواندن دعاى «الهى تعرض لك فى هذا الليل المتعرضون ...» مستحب است كه در مفاتيح در اعمال شب نيمه شعبان آمده است.
14) مستحب است كه انسان در قنوت آن از خوف خدا گريه كند و اگر گريهاش نيايد تباكى كند؛ يعنى انسان حالت گريه را به خود بگيرد.
15) مستحب است در قنوت نماز (وتر) براى چهل تن، از مؤمنان چنين دعا (كه كسى كه براى چهل مؤمن دعا كند دعايش مستجاب مىشود) كند: (اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِفُلاٰن) و به جاى كلمهٴ (فلان) مؤمنى را نام ببرد. و مستحب است، در قنوت، هفتاد بار استغفار كند، در حالى كه دست چپ خود را بلند نموده و با دست راست، استغفار را مىشمارد: (اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّي وَ أتوبُ إلَيْهِ) گرچه صد بار بهتر است. همچنين مستحب است، هفت بار بگويد: (هٰذٰا مَقٰامُ العٰائِذِ بِكَ مِنَ النٰارِ) و سيصد بار بگو: (اَلْعَفْو) و اگر كلمات (اَلْعَفْو) را به يكديگر متصل كند بهتر است، و آخر كلمه را به فتحه بخواند: (اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ اَلْعَفْوَ ...).
16) ميتوانيد در قنوت نماز وَتْر با استفاده از تسبيح يا (با انگشت دست راستتان) چهل مؤمن را به اينگونه دعا كنيد: مثلاً ( اللّهمَّ اغْفِرْ لِرُوح الله الخمينى و ...).
17) در نماز مستحب، شك ميان ركعت اول و دوم، نماز را باطل نميكند و نمازگزار ميتواند تصميم بر هر كدام بگذارد.
18) انجام كم و زيادهاى اشتباهى در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.
19) میتوان نماز شب را کوتاهتر و خلاصه تر نيز خواند به اين صورت: دو رکعت به نيت شَفع و يك ركعت به نيت نماز وَتر يا اينكه فقط به يك ركعت نماز وتر اكتفا كرد.
20) براى نمازهاى واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولى در باره نوافل، چنين دستورى نيست.
(اين سادهگيريها براى تشويق افراد به اين عبادتهاى سازنده است. حتى اگر نماز مستحب را كسى در وقتش نتوانست بخواند، قضاى آنرا مىتواند انجام دهد،كه در اينصورت، طبق حديث، خداوند به فرشتگان مباهات كرده و ميفرمايد: به بندهام بنگريد! چيزى را كه بر او واجب نكردهام، قضا مىكند! (و در حديث ديگرى افزوده شده كه: شما را شاهد مىگيرم كه او را آمرزيدم).(ادامه دارد.........................)
<-PollItems->
<-PollName->
دعايي از امام عليه السلام در سجده نماز شب سوّم از ابوبصير منقول است كه شكايت كردم بسوى حضرت صادق (ع) از حاجت خود و خواستم از آن حضرت كه مرا تعليم فرمايد دعائى بجهت رزق پس حضرت اين دعا را تعليم من فرمود كه از زمانى كه من خواندم آن را ديگر محتاج نشدم فرمود بگو در نماز شب در حال سجده:
(يا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَ يا خَيْرَ مَسْئُولٍ وَ يا)
اى بهترين خوانده شده و اى بهترين درخواست شده و اى
(اَوْسَعَ مَنْ اَعْطى وَ يا خَيْرَ مُرْتَجىً اُرْزُقْنى وَ اَوسِعْ عَلَىَّ مِنْ رِزْقِكَ وَ)
وسيعتر كسى كه عطا كند و اى بهترين مايه اميد روزيم ده و فراخ گردان بر من از روزيت و
(سَبِّبْ لى رِزْقاً مِنْ قِبَلِكَ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْئٍ قَديرٌ )
وسيله سازى كن روزيم را از جانب خود كه تو بر هر چيز توانايى
دعاي ديگر:
اين دعا را در سجده آخر ركعت هشتم نافله شب در مصباح ذكر فرموده. دعاء از حضرت رسول اسلام (ص): روايت شده كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله اين دعا را براى طلب روزى تعليم فرمود:
(يا رازِقَ الْمُقِلّينَ وَ يا راحِمَ الْمَساكينَ وَ يا وَلِىَّ الْمُؤْمِنينَ وَ يا ذَا الْقُوَّةِ)
اى روزى ده نداران و اى مهرورز به مسكينان و اى سرپرست مؤمنان و اى صاحب نيروى
(الْمَتينَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ وَارْزُقْنى وَ عافِنى وَ اكْفِنى ما اَهَمَّنى)
محكم درود فرست بر محمّد و خاندانش و روزيم ده و عافيتم ده و كفايتم كن آنچه مهم است بر من
دعاى حزين كه بعد از نماز شب خوانده مىشود:
دعاي شريف بعد از نماز شب خوانده مى شود و آن دعاء مطابق آنچه در مصباح متهجّد است اين است:
«اُناجيكَ يا مَوْجُوداً فى كُلِّ مَكانٍ لَعَلَّكَ تَسْمَعُ نِدائى فَقَدْ عَظُمَ جُرْمى».
(راز گويم با تو اى كه هستى در هرجا و مكان تا شايد فريادم را بشنوى چونكه جرم و گناهم بزرگ)
«وَ قَلَّ حَيآئى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَىَّ الاَْهْوالِ اَتَذَكَّرُ وَ اَيَّها اَنْسى وَ لَوْلَمْ يَكُنْ».
(و شرمم كم است مولايم اى مولايم كداميك از هراسهايم را يادآورى كنم و كداميك را فراموش كنم و اگر نباشد)
«اِلا الْمَوْتُ لَكَفى كَيْفَ وَ ما بَعْدَ الْمَوْتِ اَعْظَمُ وَ اَدْهى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ حَتّى».
(جز همان مرگ تنها مرا بس است چسان! با اينكه جهان پس از مرگ بزرگتر و سخت تر است مولاى من اى مولايم تا چه)
«مَتى وَ اِلى مَتى اَقُولُ لَكَ الْعُتْبى مَرَّةً بَعْدَ اُخْرى ثُمَّ لا تَجِدُ عِنْدى صِدْقاً وَ لا».
(وقت و تا كى بگويم كه (من گنهكارم و) تو حق باز خواستم دارى نه يك بار بلكه بارها ولى باز هم تو راستى و)
«وَفاءً فَياغَوْثاهُ ثُمَّ واغَوْثاهُ بِكَ يا اَللَّهُ مِنْ هَوىً قَدْ غَلَبَنى وَ مِنْ عَدُوٍّ قَدِ».
(وفا از من نبينى، پس اى فرياد و باز هم اى فرياد به درگاه تو خدايا از هواى نفسى كه بر من چيره گشته و از دشمنى كه)
«اسْتَكْلَبَ عَلَىَّ وَ مِنْ دُنْيا قَدْ تَزَيَّنَتْ لى وَ مِنْ نَفْسٍ اَمّارَةٍ بِالسُّوءِ اِلاّ ما رَحِمَ».
(بر من حمله ور شده و از دنيايى كه خود را برايم آراسته و از نفس فرمانده به بدى جز آنكه پروردگارم رحم كند)
«رَبّى مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اِنْ كُنْتَ رَحِمْتَ مِثْلى فَارْحَمْنى وَ اِنْ كُنْتَ قَبِلْتَ».
(مولاى من اى مولايم اگر به كسى چون من رحم كردهاى پس به من نيز رحم كن و اگر كسى را مانند من پذيرفتهاى)
«مِثْلى فَاقْبَلْنى يا قابِلَ السَحَّرَةِ اقْبَلْنى يا مَنْ لَمْ اَزَلْ اَتَعَّرَفُ مِنْهُ الْحُسْنى يا».
(مرا هم بپذير اى پذيرنده ساحران (فرعون) مرا هم بپذير اى كه تا بوده از او نيكى ديدهام اى)
«مَنْ يُغَذّينى باِلنِّعَمِ صَباحاً وَ مَسآءً اِرْحَمْنى يَوْمَ اتيكَ فَرْدَا شاخِصا اِلَيْكَ».
(كه غذايم دادى به نعمتهاى خود در هر صبح و شام رحم كن به من روزى كه به نزدت آيم تنها در حالى كه بلند كردهام)
«بَصَرى مُقَلِّداً عَمَلى قَدْ تَبَرَّءَ جَميعُ الْخَلْقِ مِنّى نَعَمْ وَ اَبى وَ اُمّى وَ مَنْ كانَ لَهُ».
(بدرگاهت ديدهام را و نامه عملم به گردنم افتاده و همه مردم از من بيزارى جويند حتى پدر و مادرم و حتى كسى كه رنج و)
«كَدّى وَ سَعْيى فَاِنْ لَمْ تَرْحَمْنى فَمَنْ يَرْحَمُنى وَ مَنْ يُونِسُ فِى الْقَبْرِ وَحْشَتى».
(تلاشم براى او بوده پس اگر تو نيز به من رحم نكنى پس چه كسى به من رحم كند و كيست كه مونس وحشت قبرم باشد)
«وَ مَنْ يُنْطِقُ لِسانى اِذا خَلَوْتُ بِعَمَلى وَ سآئَلْتَنى عَمّا اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّى فَاِنْ».
و كيست كه زبانم را گويا كند آنگاه كه با عملم خلوت كنم و بپرسى از من آنچه تو بدان داناترى از خودم پس اگر)
«قُلْتُ نَعَمْ فَاَيْنَ الْمَهْرَبُ مِنْ عَدْلِكَ وَ اِنْ قُلْتُ لَمْ اَفْعَلْ قُلْتَ اَلَمْ اَكُنِ الشّاهِدَ».
(بگويم آرى كجا از عدل تو گريز گاهى است و اگر بگويم نكردم جواب دهى آيا من گواه تو نيستم)
«عَلَيْكَ فَعَفوَكَ عَفْوَكَ يا مَوْلاىَ قَبْلَ سَرابيلِ الْقَطِرانِ عَفْوَكَ عَفْوَكَ يا مَوْلاىَ»
(پس گذشتت را گذشتت را خواهانم اى مولايم پيش از پوشيدن پيراهن آتش زا گذشتت گذشتت را خواهم اى مولاى من)
«قَبْلَ جَهَنَّمَ وَالنّيرانِ عَفْوَكَ عَفْوَكَ يا مَوْلاىَ قَبْلَ اَنْ تُغَلَّ الاَْيْدى اِلَى الاَْعْناقِ».
(پيش از گرفتار شدن جهنم و آتش سوزان گذشتت گذشتت را خواهم اى مولاى من پيش از آنكه دستها به گردنها با زنجير بسته شود)
«يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ وَ خَيْرَ الْغافِرينَ».
(اى مهربانترين مهربانان و بهترين آمرزندگان).
<-PollItems->
<-PollName->
نماز شب خیر دنیا و آخرت دارد وقتی میگوییم بخوانید دلیل هم دارد که خیر دارد مثلاً زمانی که ما در مدرسه فیضیه با بقیه رفقا درس میخواندیم روزگار ما خیلی به سختی میگذشت یک سال که شب نیمه شعبان مصادف با ایام زمستان بود و هوا به حدی سرد بود که آب در چند ثانیه یخ میزد در مجلس جشنی که به مناسبت میلاد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تشکیل شده بود شرکت کردم و وقتی به مدرسه برگشتم در مدرسه و حرم بسته بود و هوا خیلی سرد و از طرفی ما هم مقید به خواندن نماز شب بودیم. لذا جلو در حرم آمدم و شروع به نماز خواندن کردم نماز که تمام شد یک مرد ترک زبان جلو آمد و پرسید: حرم کی باز میشود؟ گفتم یکی دو ساعت دیگر گفت:
دوستان من منتظر من هستند که باید بروم شما لطف بفرمایید این شمعها را بگیرید و هر شب جاهایی از حرم که تاریک است از طرف من روشن کنید.
من شمعها را گرفتم بعد آن شخص مقداری پول به من داد و رفت که وقتی من توجه کردم دیدم 500 تومان که در آن زمان مبلغ قابل توجهی بود به من داده است که با آن 500 تومان خیلی از مشکلات ما حل شد. بله این نمونه از خیر دنیا و آخرت نماز شب است.
چهل و دوم: زني صالحه در زمان حضرت عيسى (ع)
زنى صالحه در زمان حضرت عيسى (ع) در زمان عيسى بن مريم (ع)، زنى بود صالحه عابده، چون وقت نماز مىشد، هر كارى كه داشت مىگذاشت و به نماز و طاعت مشغول مىشد روزى نان مىپخت، مؤذن بانگ كرد، نان پختن رها كرد و به نماز مشغول گشت چون در نماز ايستاد، شيطان در وى وسوسه كرد: تا تو از نماز فارغ شوى نان همه سوخته شود. زن به دل جواب داد:
اگر همه نان بسوزد بهتر كه روز قيامت تنم به آتش دوزخ بسوزد. ديگر بار شيطان وسوسه كرد كه: پسرت در تنور افتاد و سوخته شد. زن در دل جواب داد: اگر خداى تعالى قضا كرده است كه من نماز كنم و پسر مرا به آتش بسوزاند من به قضاى خداى تعالى راضى گشتم و از نماز دست برندارم كه اللّه تعالى فرزند را نگاه دارد از آتش.
شوهرِ زن از درِ خانه درآمد، زن را ديد در نماز، نان را در تنور به جاى خويش ديد نسوخته و فرزند را ديد در آتش بازى مىكند و يك تار موى از او كم نشده و آتش به قدرت خداى عزّوجلّ بر وى بوستان گشته. چون زن از نماز فارغ گشت شوهر دست او را گرفت و نزديك تنور آورد و در تنور نگريست، فرزند را ديد به سلامت و نان به سلامت هيچ بريان نشده، تعجّب كرد و شكر بارى تعالى كرد و زن سجده شكر بجا آورد خداى عزّوجلّ را.
شوهر فرزند را برداشت و به نزديك عيسى (ع) برد و حال قصه با وى بگفت: عيسى (ع) گفت: برو از اين زن بپرس تا چه معاملت كرده است و چه سرّ دارد از خداى؟
اگرچه اين كرامت اگر براى مردان بود، او را وحى مىآمد و جبرئيل براى وى وحى مىآورد. شوهر پيش زن آمد و از معالمتِ وى پرسيد. زن جواب داد: كار آخرت پيش گرفتم و كار دنيا را باز پس داشتم و ديگر تا من عاقلم هرگز بىطهارت ننشستم الا در حال زنان، و ديگر اگر هزار كار در دست داشتم چون بانگ نماز بشنيدم همه كارها به جاى رها كردم و به نماز مشغول گشتم و ديگر هر كه با ما جفا كرد و دشنام داد، كين و عداوت وى در دل نداشتم و او را جواب ندادم و كار خويش با خداى خويش افكندم و به قضاى خداى تعالى راضى شدم و فرمان خداى را تعظيم داشتم و بر خلق وى رحمت كردم و سائل را هرگز باز نگردانيدم اگر اندك و اگر بسيار بودى بدادمى و ديگر نماز شب و نماز چاشت رها نكردمى، عيسى (ع) گفت:
اگر اين زن مرد بودى پيامبر گشتى.
عارف ربّانى مرحوم ملاّ حسينقلى همدانى رحمه الله عليه مىفرمود:
كسانى كه در مقامات دين به جايى رسيدهاند، همه از شب خيزها بودهاند، از غير آنها ديده نشده است.
مرحوم حجةالاسلام سيد محمود يزدى، كه از شاگردان حاج ميرزا جواد آقا بوده، در بيرونى منزل استاد مينشست. درباره نماز شبهاى آن عارف وارسته ميگويد: شبها كه ايشان براى شبزندهدارى و عبادت بر ميخاست، مدتى در رختخواب به گريه از خوف خدا و اشك براى عشق به حق مشغول بود. گاهى به سجده ميرفت و زمانى لب به دعا ميگشود. آنگاه در صحن منزل رو به طرف آسمان ميكرد و آيات مخصوص را تلاوت ميفرمود:
«ان فى خلق السموات و الارض و اختلاف اليل و النهار... ربنا ما خلقت هذا باطلا...». اثر اين آيات الهى آن چنان بود كه او را از خود بيخود كرده، سر بر ديوار ميگذاشت و لحظاتى گريه ميكرد. آنگاه كه براى گرفتن وضو آماده ميشد، در كنار حوض نشسته، و مدتى گريه ميكرد و پس از وضو ساختن چون به مصلايش ميرسيد و مشغول تهجد ميشد، حالش منقلب گشته، اشك بسيار ميريخت. بطوريكه از گريههاى طولانى در نمازها و مخصوصاً قنوتها، بعضى ايشان را جزء «بكايين» عصر به شمار آوردهاند.
<-PollItems->
<-PollName->
مسأله 980
اگر عمدا سوره را پیش از حمد بخواند نمازش باطل است واگر اشتباها سوره را پیش از حمد بخواند ودر بین آن یادش بیاید ، باید سوره را رها كند وبعد از خواندن حمد سوره را از اول بخواند .
مسأله 981
اگر حمد و سوره یا یكی از آنها را فراموش كند و بعد از رسیدن بركوع بفهمد نمازش صحیح است .
مسأله 982
اگر پیش از آن كه برای ركوع خم شود ، بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده باید بخواند . واگر بفهمد سوره را نخوانده ، باید فقط سوره را بخواند ولی اگر بفهمد حمد تنها را نخوانده ، باید اول حمد وبعد از آن دوباره سوره را بخواند ، و نیز اگر خم شود و پیش از آن كه بركوع برسد ، بفهمد حمد و سوره ، یا سوره تنها ، یا حمد تنها را نخوانده ، باید بایستد و به همین دستور عمل نماید .
مسأله 983
اگر در نماز یكی از چهار سورهای را كه آیه سجده دارد و در مسأله 355 گفته شد ، عمدا بخواند نمازش باطل است .
مسأله 984
اگر اشتباها مشغول خواندن سورهای شود كه سجده واجب دارد ، چنانچه پیش از رسیدن به آیه سجده بفهمد ، باید آن سوره را رها كند وسوره دیگر بخواند و اگر بعد از خواندن آیه سجده ، بفهمد باید در بین نماز با اشاره سجده آنرا بجا آورد و بهمان سوره كه خوانده اكتفا نماید .
مسأله 985
اگر در نماز آیه سجده را بشنود و به اشاره سجده كند نمازش صحیح است .
مسأله 986
در نماز مستحبی خواندن سوره لازم نیست ، اگر چه آن نماز به واسطه نذر كردن واجب شده باشد ، ولی در بعضی از نمازهای مستحبی مثل نماز وحشت كه سوره مخصوصی دارد ، اگر بخواهد به دستور آن نماز رفتار كرده باشد ، باید همان سوره را بخواند .
مسأله 987
در نماز جمعه و در نماز ظهر روز جمعه مستحب است در ركعت اول بعد از حمد ، سوره جمعه و در ركعت دوم بعد از حمد ، سوره منافقین بخواند و اگر مشغول یكی از اینها شود ، بنابر احتیاط واجب نمیتواند آنرا رها كند و سوره دیگر بخواند .
مسأله 988
اگر بعد از حمد مشغول خواندن سوره قل هو الله احد یا سوره قل یا ایها الكافرون شود ، نمیتواند آنرا رها كند و سوره دیگر بخواند ولی در نماز جمعه ونماز ظهر روز جمعه اگر از روی فراموشی به جای سوره جمعه و منافقین ، یكی از این دو سوره را بخواند ، تا به نصف نرسیده ، میتواند آنرا رها كند و سوره جمعه و منافقین را بخواند .
مسأله 989
اگر در نماز جمعه یا نماز ظهر روز جمعه عمدا سوره قل هو الله احد یا سوره قل یا ایها الكافرون بخواند ، اگر چه به نصف نرسیده باشد بنابر احتیاط واجب نمیتواند رها كند و سوره جمعه و منافقین را بخواند .
مسأله 990
اگر در نماز ، غیر سوره قل هو الله احد و قل یا ایها الكافرون سوره دیگری بخواند ، تا به نصف نرسیده میتواند رها كند و سوره دیگر بخواند .
مسأله 991
اگر مقداری از سوره را فراموش كند یا از روی ناچاری ، مثلا به واسطه تنگی وقت یا جهت دیگر نشود آنرا تمام نماید میتواند آن سوره را رها كند وسوره دیگر بخواند ، اگر چه از نصف گذشته باشد یا سورهای را كه میخوانده قل هو الله احد ، یا قل یا ایها الكافرون باشد .
مسأله 992
بر مرد واجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند .
مسأله 993
مرد باید در نماز صبح و مغرب و عشا مواظب باشد كه تمام كلمات حمد و سوره حتی حرف آخر آنها را بلند بخواند و این در صورتی است كه به كلمه بعد وصل كند ، و در غیر این صورت بلند خواندن حرف آخر كلمه لازم نیست .
مسأله 994
زن میتواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند یا آهسته بخواند ، ولی اگر نامحرم صدایش را بشنود بنابر احتیاط واجب باید آهسته بخواند .
مسأله 995
اگر در جائی كه باید نماز را بلند خواند عمدا آهسته بخواند ، یا در جائی كه باید آهسته خواند عمدا بلند بخواند ، نمازش باطل است ولی اگر از روی فراموشی یا ندانستن
مسأله باشد صحیح است و اگر در بین خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه كرده ، لازم نیست مقداری را كه خوانده دوباره بخواند .
مسأله 996
اگر كسی در خواندن حمد و سوره بیشتر از معمول صدایش را بلند كند ، مثل آن كه آنها را با فریاد بخواند ، نمازش باطل است .
مسأله 997
انسان باید نماز را یاد بگیرد كه غلط نخواند و كسی كه به هیچ قسم نمیتواند صحیح آنرا یاد بگیرد ، باید هر طور كه میتواند بخواند و احتیاط مستحب آنست كه نماز را به جماعت بجا آورد .
مسأله 998
كسی كه حمد وسوره و چیزهای دیگر نماز را به خوبی نمیداند و میتواند یاد بگیرد ، چنانچه وقت نماز وسعت دارد ، باید یاد بگیرد و اگر وقت تنگ است ، بنابر احتیاط واجب در صورتی كه ممكن باشد ، باید نمازش را به جماعت بخواند.
مسأله 999
احتیاط واجب آن است كه برای یاد دادن واجبات نماز مزد نگیرند ولی برای مستحبات آن اشكال ندارد .
مسأله 1000
اگر یكی از كلمات حمد یا سوره را نداند ، یا عمدا آنرا نگوید یا بجای حرفی حرف دیگر بگوید مثلا بجای ( ض ) ( ظ ) بگوید یا جائی كه باید بدون زیر و زبر خوانده شود ، زیر و زبر بدهد ، یا تشدید را نگوید نماز او باطل است .
مسأله 1001
اگر انسان كلمهای را صحیح بداند و در نماز همان طور بخواند وبعد بفهمد غلط خوانده احتیاط مستحب آن است كه دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید .
مسأله 1002
اگر زیر و زبر كلمهای را نداند باید یاد بگیرد ولی اگر كلمهای را كه وقف كردن آخر آن جایز است همیشه وقف كند یاد گرفتن زیر و زبر آن لازم نیست و نیز اگر نداند مثلا كلمهای به ( س ) است یا به ( ص ) باید یاد بگیرد و چنانچه دو جور یا بیشتر بخواند ، مثل آن كه در اهدنا الصراط المستقیم ، مستقیم را یكمرتبه با سین و یكمرتبه با صاد بخواند نمازش باطل است مگر آن كه هر دو جور قرائت شده باشد و به امید رسیدن بواقع بخواند .
مسأله 1003
اگر در كلمهای واو باشد و حرف قبل از واو در آن كلمه پیش داشته باشد وحرف بعد از واو در آن كلمه همزه ( ء ) باشد مثل كلمه سوء بهتر است آن واو را مد بدهد یعنی آنرا بكشد و هم چنین اگر در كلمهای الف باشد و حرف قبل از الف در آن كلمه زبر داشته باشد و حرف بعد از الف در آن كلمه همزه باشد مثل جاء بهتر است الف آنرا بكشد و نیز اگر در كلمهای ( ی ) باشد وحرف پیش از ( ی ) در آن كلمه زیر داشته باشد وحرف بعد از ( ی ) در آن كلمه همزه باشد مثل ( جیء ) بهتر آن است ( ی ) را با مد بخواند و اگر بعد از این واو و الف و ( ی ) بجای همزه ( ء ) حرفی باشد كه ساكن است یعنی زیر و زبر و پیش ندارد باز هم بهتر آنست این سه حرف را با مد بخواند ، مثلا در ولا الضالین كه بعد از الف حرف لام ساكن است ، بهتر آن است الف آن را با مد بخواند .
مسأله 1004
احتیاط مستحب آن است كه در نماز ، وقف به حركت و وصل به سكون ننماید و معنی وقف به حركت آن است كه زیر یا زبر یا پیش آخر كلمهای را بگوید و بین آن كلمه و كلمه بعدش فاصله دهد ، مثلا بگوید الرحمن الرحیم و میم الرحیم را زیر بدهد و بعد قدری فاصله دهد وبگوید مالك یوم الدین . و معنی وصل به سكون آنست كه زیر یا زبر یا پیش كلمهای را نگوید وآن كلمه را به كلمه بعد بچسباند مثل آن كه بگوید الرحمن الرحیم و میم الرحیم را زیر ندهد وفورا مالك یوم الدین را بگوید .
مسأله 1005
در ركعت سوم و چهارم نماز میتواند فقط یك حمد بخواند یا سه مرتبه تسبیحات اربعه بگوید یعنی سه مرتبه بگوید سبحان الله و الحمد لله ولا اله الا الله والله اكبر و اگر یك مرتبه هم تسبیحات اربعه بگوید كافی است ومیتواند در یك ركعت حمد و در ركعت دیگر تسبیحات بگوید وبهتر است در هر دو ركعت تسبیحات بخواند .
مسأله 1006
در تنگی وقت باید تسبیحات اربعه را یك مرتبه بگوید .
مسأله 1007
بر مرد و زن واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز ، حمد یا تسبیحات را آهسته بخوانند .
مسأله 1008
اگر در ركعت سوم وچهارم حمد بخواند ، بنابر احتیاط واجب باید بسم الله آنرا هم آهسته بگوید .
مسأله 1009
<-PollItems->
<-PollName->
روايت شده كه حضرت امام زين العابدين (ع) در سحر، در نماز وتر سيصد مرتبه مىگفت: (اَلْعَفْوَ الْعَفْوَ). و بگويد بعد از اين:
(رَبِّ اغْفِرْلى وَارْحَمْنى وَ تُبْ عَلَىَّ اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ الْغَفُورُ الرَّحيمُ).
و سزاوار است آنكه طول دهد قنوت را و چون فارغ شد از قنوت به ركوع رود و چون سر از ركوع برداشت بخواند اين دعا را كه شيخ در تهذيب از حضرت موسى بن جعفر (ع) نقل كرده:
(هذا مَقامُ مَنْ حَسَناتُهُ نِعْمَةٌ مِنْكَ وَ شُكْرُهُ ضَعيفٌ وَ ذَنْبُهُ عَظيمٌ وَ لَيْسَ لِذلِكَ اِلاّ رِفْقُكَ وَ رَحْمَتُكَ فَاِنَّكَ قُلْتَ فى كِتابِكَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيْلَ ما يَهْجَعُونَ وَ بِالاَْسْحارِهُمْ يَسْتَغْفِرُوْنَ طالَ هُجُوعى وَ قَلَّ قِيامى وَ هذَا السَّحَرُ وَ اَنَا اَسْتَغْفِرُكَ لِذُنُوبى اِسْتِغْفارَ مَنْ لا يَجِدُ لِنَفْسِه ضَرّا وَ لا نَفْعاً وَ لا مَوْتاً وَ لاحَيوةً وَ لا نُشُوْراً).
پس به سجده رود و نماز را تمام كند و بعد از سلام تسبيح حضرت زهرا عليها السلام بخواند، پس بگويد:
(اَلْحَمْدُ لِرَبِّ الصَّباحِ اَلْحَمْدُ لِفالِقِ الاِْصْباحِ).
و بگويد سه مرتبه:
(سُبْحانَ رَبِّىَ الْمَلِكَ الْقُدُّوْسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ).
پس بگويد:
(يا حَىُّ يا قَيُّومُ يا بَرُّ يا رَحيمُ يا غَنىُّ يا كَريمُ ارْزُقْنى مِنَ التِّجارَةِ اَعْظَمَها فَضْلاً وَ اَوْسَعَها رِزْقاً وَ خَيْرَها لى عاقِبَةً فَاِنَّهُ لا خَيْرَ فيما لا عاقِبَةَ لَهُ).
پس به سجده رود و بگويد پنج مرتبه: (سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوْحِ). پس بنشيند و بخواند آيه الكرسى را، دوباره به سجده رود و ذكر سابق را پنج مرتبه بخواند.
(إ نَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ تقُوم أ دنى من ثُلْثَىِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ و ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مَّنَ الَّذِينَ مَعَكَ).
(اى پيامبر!) پروردگارت مىداند كه تو و گروهى از آنها كه با تو هستند نزديك دو سوّم شب يا نصف يا ثلث آن را به پا مىخيزند.
- تذكر (اول): بعد از فراغ از نماز شَفْعْ خواندن دعاى «الهى تعرض لك فى هذا الليل المتعرضون...» مستحب است كه براي ديدن اين دعا به كتاب مفاتيح در اعمال شب نيمه شعبان مراجعه كنيد.
- تذكر (دوم): در نماز وَتر، مستحب است قنوت آن را طول داد و براى چهل مؤمن دعا كرد و هفتاد مرتبه استغفار نمود و سيصد مرتبه اُْلعَفو گفت و هفت مرتبه هذا مقام العائذ بك من النار ناگفته نماند، اينها تمام استحباب در استحباب است. يعنى اگر خوانده نشود هيچ اشكالى ندارد و ثواب نماز شب را داريم. حتى اگر يازده ركعت بدون سوره و حتى نشسته بخوانيد ثواب نماز شب را مىبريد.
- تذكر (سوم): بهتر اين است كه قنوت نماز وَتر را به اين ترتيب بجا بيآوريد:
1- دعاي فرج آقا امام زمان (ع) كه اين دعا است:
(لاالهالله الحليم الكريم لاالهالاالله العلي العظيم سبحان الله رب السموات السبع و سبحان الله رب الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم و سلام علي المرسلين).
2- هفت مرتبه بگويد: (استغفر الله الذي لاالهالا هو الحي القيوم ذوالجلال و الاكرام من جميع ظلمي و جرمي و اسرافي علي نفسي و اتوب اليه).
بعد از آن 70 مرتبه بگويد:
(استغفر الله ربي و اتوب اليه).
پس از آن 300 مرتبه بگويد:
(العفو).
سپس براي چهل مؤمن دعا كند (به زبان غير عربي هم اشكال ندارد، مثلاً بگويد: خداوندا! فلاني را بيامرز).
از آن پس براي خود و پدر و مادر خود دعا كند و در خاتمه قنوت 7 مرتبه بگويد: (هذا مقامُ الغائذِ بكَ مِنَ النارِ).
3- بخوانيد بعد از هر دو ركعت از نماز شب و شَفْع و بعد از دعاهاى وَتر دعاهايى را كه شيخ و سيد نقل كردهاند سيزدهم بجا آورد سجدهها و دعاهايى را كه از رسول خدا (ص) روايت شده از جمله روايتى است كه شيخ از حماد بن عيسى از ابان بن تغلب روايت كرده كه گفت حضرت صادق (ع) فرمودند: شب نيمه شعبانى داخل شد و بود رسول خدا (ص) در آن شب نزد عايشه همين كه نصف شب شد برخاست رسول خدا (ص) از رختخواب خود براى عبادت پس چون بيدار شد عايشه يافت كه پيغمبر (ص) بيرون رفته از رختخواب او و داخل شد بر او آنچه كه فرو مىگيرد زنها را يعنى غيرت و گمان كرد كه آن حضرت رفته پيش بعض زنهاى خود پس برخاست و پيچيد بر خود شمله يعنى چادر خود را و قسم به خدا كه شمله او از ابريشم و كتان و پنبه نبود و لكن تار آن مو و پود آن از كركهاى شتر بود و جستجو مىكرد رسول خدا (ص) را در حجرههاى زنهاى ديگرش حجره به حجره پس در اين بين كه در جستجوى آن حضرت بود به ناگاه نظرش افتاد بر رسول خدا (ص) كه در سجده است مثل جامهاى كه چسبيده شده بر روى زمين پس نزديك آن حضرت شد شنيد كه مىگويد در سجده خود: (سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي هَذِهِ يَدَايَ وَ مَا جَنَيْتُهُ عَلَى نَفْسِي يَا عَظِيمُ [عَظِيما] تُرْجَى [يُرْجَى] لِكُلِّ عَظِيم اغْفِرْ لِيَ الْعَظِيمَ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ إِلا الرَّبُّ الْعَظِيمُ).
پس بلند كرد سر خود را و دوباره برگشت به سجده و شنيد عايشه كه ميگويد:
(أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ انْكَشَفَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ وَ صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِينَ وَ الآْخِرِينَ مِنْ فُجْأَةِ نَقِمَتِكَ وَ مِنْ تَحْوِيلِ عَافِيَتِكَ وَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي قَلْبا تَقِيّا نَقِيّا وَ مِنَ الشِّرْكِ بَرِيئا لا كَافِرا وَ لا شَقِيّا).
پس بر خاك نهاد دو طرف روى خود را و گفت: (عَفَّرْتُ وَجْهِي فِي التُّرَابِ وَ حُقَّ لِي أَنْ أَسْجُدَ لَكَ).
پس همينكه خواست رسول خدا (ص) برگردد شتافت عايشه به سوى رختخواب خود پس رسول خدا (ص) آمد به رختخواب او و شنيد كه نفس بلند مىزند فرمود چيست اين نفس بلند آيا ندانستهاى كه چه شبى است امشب اين شب نيمه شعبان است كه در آن قسمت مىشود روزيها و در آن نوشته مىشود اجلها و در آن نوشته مىشود روندگان به حج و بدرستى كه خداى تعالى مىآمرزد در اين شب از خلق خود بيشتر از عدد موهاى بزهاى قبيله كلب و مىفرستد خداى تعالى ملائكه خود را از جانب آسمان به سوى زمين در مكه.
- تذكر (چهارم): حضرت موسى بن جعفر (ع) بعد از فراغ از نماز شب در حال سجده ميگفت:
(لَكَ الْمَحْمَدَةُ إِنْ أَطَعْتُكَ وَ لَكَ الْحُجَّةُ إِنْ عَصَيْتُكَ لا صُنْعَ لِى وَ لا لِغَيْرِى فِى إِحْسَانٍ إِلا بِكَ يَا كَائِنُ [كَائِنا] قَبْلَ كُلِّ شَىْءٍ وَ يَا مُكَوِّنَ كُلِّ شَىْءٍ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ اللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِيلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ مِنْ شَرِّ الْمَرْجِعِ فِى الْقُبُورِ وَ مِنَ النَّدَامَةِ يَوْمَ الْآزِفَةِ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ عَيْشِى عِيشَةً نَقِيَّةً وَ مِيتَتِى مِيتَةً سَوِيَّةً وَ مُنْقَلَبِى مُنْقَلَبا كَرِيما غَيْرَ مُخْزٍ وَ لا فَاضِحٍ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَئِمَّةِ يَنَابِيعِ الْحِكْمَةِ وَ أُولِى النِّعْمَةِ وَ مَعَادِنِ الْعِصْمَةِ وَ اعْصِمْنِى بِهِمْ مِنْ كُلِّ سُوءٍ وَ لا تَأْخُذْنِى عَلَى غِرَّةٍ وَ لا عَلَى غَفْلَةٍ وَ لا تَجْعَلْ عَوَاقِبَ أَعْمَالِى حَسْرَةً وَ ارْضَ عَنِّى فَإِنَّ مَغْفِرَتَكَ لِلظَّالِمِينَ وَ أَنَا مِنَ الظَّالِمِينَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى مَا لا يَضُرُّكَ وَ أَعْطِنِى مَا لا يَنْقُصُكَ فَإِنَّكَ الْوَسِيعُ رَحْمَتُهُ الْبَدِيعُ حِكْمَتُهُ وَ أَعْطِنِى السَّعَةَ وَ الدَّعَةَ وَ الْأَمْنَ وَ الصِّحَّةَ وَ الْبُخُوعَ وَ الْقُنُوعَ وَ الشُّكْرَ وَ الْمُعَافَاةَ وَ التَّقْوَى وَ الصَّبْرَ وَ الصِّدْقَ عَلَيْكَ وَ عَلَى أَوْلِيَائِكَ وَ الْيُسْرَ وَ الشُّكْرَ وَ اعْمُمْ بِذَلِكَ يَا رَبِّ أَهْلِى وَ وَلَدِى وَ إِخْوَانِى فِيكَ وَ مَنْ أَحْبَبْتُ وَ أَحَبَّنِى وَ وَلَدْتُ وَ وَلَدَنِى مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُؤْمِنِينَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ).
ابن اشيم گفته: اين دعا بعد از هشت ركعت نماز شب و پيش از نماز وَتر است آنگاه سه ركعت وتر را بجا ميآورى پس چون سلام دادى بگو در حالتى كه نشسته باشى: (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى لا تَنْفَدُ خَزَائِنُهُ وَ لا يَخَافُ آمِنُهُ رَبِّ إِنِ ارْتَكَبْتُ الْمَعَاصِىَ فَذَلِكَ ثِقَةٌ [ثِقَةً] مِنِّى بِكَرَمِكَ إِنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِكَ وَ تَعْفُو عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ وَ تَغْفِرُ الزَّلَلَ وَ إِنَّكَ [فَإِنَّكَ] مُجِيبٌ لِدَاعِيكَ وَ مِنْهُ قَرِيبٌ وَ أَنَا تَائِبٌ إِلَيْكَ مِنَ الْخَطَايَا وَ رَاغِبٌ إِلَيْكَ فِى تَوْفِيرِ حَظِّى مِنَ الْعَطَايَا يَا خَالِقَ الْبَرَايَا يَا مُنْقِذِى مِنْ كُلِّ شَدِيدَةٍ [شِدَّةٍ] يَا مُجِيرِى مِنْ كُلِّ مَحْذُورٍ وَفِّرْ عَلَىَّ السُّرُورَ وَ اكْفِنِى شَرَّ عَوَاقِبِ الْأُمُورِ [فَإِنَّكَ] فَأَنْتَ اللَّهُ عَلَى نَعْمَائِكَ وَ جَزِيلِ عَطَائِكَ مَشْكُورٌ وَ لِكُلِّ خَيْرٍ مَذْخُورٌ ).
و بدانكه علما از براى هر شب اين ماه نماز مخصوصى ذكر فرمودهاند مقام را گنجايش نقل آن نيست.
<-PollItems->
<-PollName->
در حالات شهيد محراب مرحوم ملاّ محمد تقي برغاني آمده است:
«عبادت آن جناب چنان بود كه هميشه از نصب شب تا طلوع صبح صادق به مسجد ميرفت و به مناجات و ادعيه و تضرّع و زاري و تهجّد اشتغال داشت و مناجات «خمس عشرة» را از حفظ ميخواند و بر اين روش و شيوه پسنديده استمرار داشت تا همان شب كه شربت شهادت نوشيد».
مكرّر در فصل زمستان ديده ميشد كه در پشت بام مسجد خود، در حالي كه برف به شدّت ميباريد، در نيمه شب پوستيني بر دوش و عمامه بر سر داشت و مشغول تضرّع و مناجات بود و با حالت ايستاده، دستها را به سوي آسمان بلند كرده، تا اين كه برف، سراسر قامت مباركش را از سر تا پا سفيد پوش ميكرد.
جالب توجّه است كه اين بزرگوار در حال سجده كه مناجات خمس عشرة را ميخواند به دست فرقه بابيه به شهادت رسيد.
عمليات پيروزمد خيبر در جزيره مجنون در جريان بود، قرار بود پس از شكستن خط، يگان ما كه در سه راه فتح مستقر بود به سمت بصره پیشروى كند. دشمن بعثی با آگاهی نسبى از اين اخبار، دست به مقاومت شديد زد و علاوه بر جنگ روانی شديد و بمبارانها و حملات شديد شيمیایی، با آنچه داشت شبانه روز آتش بر سر رزمندگان ریخت.
دراين ميان دو برادر به نامهاى حسين و ابوالفضل قربانى با حالات معنوى خود كل گردان را متأثر كرده و چون خورشيدى فروزان نورافشانى ميكردند. اين دو برادر شهيد، فارغ ار حوادث و هر آنچه اتفاق ميافتاد در هر مكانى كه يگان مستقر میشد، قبرى حَفر میكردند و به خصوص در شب، نمار میخواندند. هر كسی كه بيدار مىشد، آن دو را در حال مناجات و نماز مىديد. چقدر زيبا بود توجّه به معبودشان.
چهلم: مادر و نماز شب
ما ماجرايى نقل مىكردند كه براى بهرهمندى و عبرت آموزى، آن را نقل مىكنم. مادرم زنى پارسا و مقيد به نماز شب بود. زمانى كه بسيار خردسال بودم هر سحرگاه پيش از نماز شب مرا بيدار مىكرد و مىگفت: «مهدى جان، بلند شو برايت نخود چى آوردهام.
تا اسم نخودچى را مىشنيدم بلند مىشدم و مادرم مرا مقابل سجاده خود مىنشاند و يك مشت نخود چى به من مىداد و مىگفت: اينها را بخور و به من نگاه كن. يك وقت نخوابى. همه را يك دفعه هم نخور، هر دانه را كاملاً بجو، تمام كه شد ديگرى را بخور. آن وقت خودش بر مىخاست و به نماز مىايستاد و من نخودچى مىخوردم و در او مىنگريستم».
به اين مطلب كارى نداريم كه بيدار كردن بچه (كه به حد تكليف نرسيده) اشكال دارد يا از باب وجوب مصلحت بىاشكال است، بلكه همين قدر مىگوييم كه آن كودك خردسال سحرگاه به شوق خوردن نخودچى، عبادت شبانه مادر پارساى خود را تماشا مىكرد و بدين ترتيب از همان خردسالى به سحرخيزى و شب بيدارى عادت كرد و مادر، روحِ شب زندهدارى را در خمير مايه فرزند قرار داد و آن را طبيعت دوّمش ساخت.
تا آن جا كه به ياد مىآورم والد ما، آقا ميرزا مهدى شيرازى، هميشه نيمه شبها بيدار بودند و مطالعات درس خارج خود را در سحر انجام مىدادند.
در اوآخر حيات شان كه كسالت داشتند و از شدت درد يا تنگى نفس خواب شان نمىبرد و شايد يكى دو ساعت مانده به سحر بر اثر فشار خستگى به خواب مىرفتند، نيز هنگام سحر بيدار مىشدند و هر چند نزديكان شان مىگفتند: قدرى بيشتر بخوابيد، ميگفتند:
خوابم نميبرد. طبيعى است كه سحر خيزى در خردسالى، شب زنده دارى در بزرگ سالى را به صورت عادت ايشان درآورد.
<-PollItems->
<-PollName->
مسأله 950
اگر انسان بخواهد ( الله اكبر ) را به چیزی كه بعد از آن میخواند مثلا به ( بسم الله الرحمن الرحیم ) بچسباند باید ( ر ) اكبر را پیش بدهد .
مسأله 951
موقع گفتن تكبیره الاحرام باید بدن آرام باشد واگر عمدا در حالی كه بدنش حركت دارد ، تكبیره الاحرام را بگوید باطل است ، و چنانچه سهوا حركت كند بنابر احتیاط واجب باید اول ، عملی كه نماز را باطل میكند انجام دهد ودوباره تكبیر بگوید .
مسأله 952
تكبیر و حمد و سوره و ذكر و دعا را باید طوری بخواند كه خودش بشنود و اگر به واسطه سنگینی یا كری گوش یا سر و صدای زیاد نمیشنود ، باید طوری بگوید ، كه اگر مانعی نباشد بشنود .
مسأله 953
كسی كه لال است یا زبان او مرضی دارد كه نمیتواند ( الله اكبر ) را درست بگوید ، باید به هر طور كه میتواند بگوید و اگر هیچ نمیتواند بگوید باید در قلب خود بگذارند و برای تكبیر اشاره كند و زبانش را هم اگر میتواند حركت دهد .
مسأله 954
مستحب است بعد از تكبیره الاحرام بگوید " یا محسن قد اتاك المسیئ وقد امرت المحسن ان یتجاوز عن المسیئ انت المحسن و انا المسیئ بحق محمد وآل محمد صل علی محمد و آل محمد و تجاوز عن قبیح ما تعلم منی " یعنی ای خدائی كه ببندگان احسان میكنی بنده گنهكار به در خانه تو آمده وتو امر كردهای كه نیكوكار از گنهكار بگذرد ، تو نیكوكاری و من گناهكار به حق محمد و آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم رحمت خود را بر محمد و آل محمد بفرست و از بدیهائی كه میدانی از من سر زده بگذر .
مسأله 955
مستحب است موقع گفتن تكبیر اول نماز و تكبیرهای بین نماز ، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد .
مسأله 956
اگر شك كند كه تكبیره الاحرام را گفته یا نه ، چنانچه مشغول خواندن چیزی شده ، به شك خود اعتنا نكند و اگر چیزی نخوانده ، باید تكبیر را بگوید .
مسأله 957 اگر بعد از گفتن تكبیره الاحرام شك كند كه آنرا صحیح گفته یا نه ، باید به شك خود اعتنا نكند.
قیام
مسأله 958
قیام در موقع گفتن تكبیره الاحرام و قیام پیش از ركوع كه آن را قیام متصل به ركوع میگویند ركن است ، ولی قیام در موقع خواندن حمد و سوره و قیام بعد از ركوع ركن نیست و اگر كسی آنرا از روی فراموشی ترك كند ، نمازش صحیح است.
مسأله 959
واجب است پیشاز گفتن تكبیر و بعد از آن مقداری بایستد تا یقین كند كه در حال ایستادن تكبیر گفته است .
مسأله 960
اگر ركوع را فراموش كند وبعد از حمد و سوره بنشیند و یادش بیاید كه ركوع نكرده ، باید بایستد و به ركوع رود و اگر بدون این كه بایستد ، به حال خمیدگی به ركوع برگردد ، چون قیام متصل به ركوع را بجا نیاورده ، نماز او باطل است .
مسأله 961
موقعی كه ایستاده است ، باید بدن را حركت ندهد و به طرفی خم نشود وبجائی تكیه نكند ولی اگر از روی ناچاری باشد ، یا در حال خم شدن برای ركوع پاها را حركت دهد اشكال ندارد .
مسأله 962
اگر موقعی كه ایستاده ، از روی فراموشی بدن را حركت دهد ، یا به طرفی خم شود ، یا به جائی تكیه كند ، اشكال ندارد ولی در قیام موقع گفتن تكبیره الاحرام و قیام متصل به ركوع اگر از روی فراموشی هم باشد ، بنابر احتیاط واجب ، باید نماز را تمام كند ودوباره بخواند .
مسأله 963
احتیاط واجب آن است كه در موقع ایستادن ، هر دو پا روی زمین باشد ، ولی لازم نیست سنگینی بدن روی هر دو پا باشد واگر روی یك پا هم باشد اشكال ندارد .
مسأله 964
كسی كه میتواند درست بایستد ، اگر پاها را خیلی گشاد بگذارد كه به حال ایستادن معمولی نباشد نمازش باطل است .
مسأله 965
موقعی كه انسان در نماز میخواهد كمی جلو یا عقب رود ، یا كمی بدن را بطرف راست یا چپ حركت دهد ، باید چیزی نگوید ولی بحول الله و قوته اقوم و اقعد را باید در حال برخاستن بگوید و در موقع گفتن ذكرهای واجب هم بدن باید بیحركت باشد بلكه احتیاط واجب آنست كه در موقع گفتن ذكرهای مستحبی نماز ، باید بدنش آرام باشد .
مسأله 966
اگر در حال حركت بدن ذكر بگوید ، مثلا موقع رفتن به ركوع یا رفتن به سجده تكبیر بگوید ، چنانچه آنرا به قصد ذكری كه در نماز دستور دادهاند بگوید ، باید احتیاطا نماز را دوباره بخواند و اگر باین قصد نگوید ، بلكه بخواهد ذكری گفته باشد نماز صحیح است .
مسأله 967
حركت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد ، اشكال ندارد ، اگر چه احتیاط مستحب آن است كه آنها را هم حركت ندهد .
مسأله 968
اگر موقع خواندن حمد و سوره ، یا خواندن تسبیحات بیاختیار بقدری حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود ، احتیاط واجب آن است كه بعد از آرام گرفتن بدن ، آنچه را در حال حركت خوانده دوباره بخواند .
مسأله 969
اگر در بین نماز از ایستادن عاجز شود باید بنشیند و اگر از نشستن هم عاجز شود باید بخوابد ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی نخواند .
مسأله 970
تا انسان میتواند ایستاده نماز بخواند ، نباید بنشیند مثلا كسی كه در موقع ایستادن ، بدنش حركت میكند یا مجبور است به چیزی تكیه دهد ، یا بدنش را كج كند ، یا خم شود یا پاها را بیشتر از معمول گشاد بگذارد ، باید به هر طور كه میتواند ایستاده نماز بخواند ولی اگر به هیچ قسم حتی مثل حال ركوع هم نتواند بایستد ، باید راست بنشیند و نشسته نماز بخواند .
مسأله 971
تا انسان میتواند بنشیند نباید خوابیده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشیند ، باید هر طور كه میتواند بنشیند واگر به هیچ قسم نمیتواند بنشیند ، باید بطوری كه در احكام قبله گفته شد ، به پهلوی راست بخوابد و اگر نمیتواند ، به پهلوی چپ و اگر آنهم ممكن نیست بپشت بخوابد ، بطوری كه كف پاهای او رو به قبله باشد .
مسأله 972
كسی كه نشسته نماز میخواند ، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بایستد ، و ركوع را ایستاده بجا آورد ، باید بایستد و از حال ایستاده به ركوع رود و اگر نتواند ، باید ركوع را هم نشسته بجا آورد .
مسأله 973
كسی كه خوابیده نماز میخواند ، اگر در بین نماز بتواند بنشیند ، باید مقداری را كه میتواند ، نشسته بخواند . و نیز اگر میتواند بایستد ، باید مقداری را كه میتواند ، ایستاده بخواند ، ولی تا بدنش آرام نگرفته باید چیزی نخواند مسأله 974
كسی كه نشسته نماز میخواند اگر در بین نماز بتواند بایستد باید مقداری را كه میتواند ، ایستاده بخواند ولی تا بدنش آرام نگرفته ، باید چیزی نخواند .
مسأله 975
كسی كه میتواند بایستد اگر بترسد كه به واسطه ایستادن مریض شود یا ضرری باو برسد ، میتواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد ، میتواند خوابیده نماز بخواند .
مسأله 976
اگر انسان احتمال بدهد كه تا آخر وقت بتواند ایستاده نماز بخواند میتواند اول وقت نماز بخواند اگر چه احتیاط آن است كه نماز را تأخیر بیندازد .
مسأله 977
مستحب است در حال ایستادن ، بدن را راست نگهدارد ، شانهها را پائین بیندازد ، دستها را روی رانها بگذارد ، انگشتها را به هم بچسباند ، جای سجده را نگاه كند ، سنگینی بدن را بطور مساوی روی دو پا بیندازد ، با خضوع و خشوع باشد ، پاها را پس و پیش نگذارد ، اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز تا یك وجب فاصله دهد ، و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.
قرائت
مسأله 978
در ركعت اول و دوم نمازهای واجب یومیه ، انسان باید اول حمد و بعد از آن یك سوره تمام بخواند .
مسأله 979
اگر وقت نماز تنگ باشد ، یا انسان ناچار شود كه سوره را نخواند ، مثلا بترسد كه اگر سوره را بخواند ، دزد یا درنده ، یا چیز دیگری به او صدمه بزند ، نباید سوره را بخواند و اگر در كاری عجله داشته باشد میتواند سوره را نخواند .
<-PollItems->
<-PollName->